ارجاعات انسانی درمستند «انحصار ورثه»

[ad_1]

ارجاعات انسانی درمستند انحصار ورثه

خسرو سینایی درباره تقسیم بندی فیلم های مستند,درست چند روز بعد از اکران مستند مرز پرگهر, روز 17 بهمن 1391وکتاب نامیدن آن مستند,در مصاحبه با بانی فیلم گفته بود البته مستند هایی هم ساخته می شوند که برای ثبت وقایع تاریخی بسیار مهم هستند و نباید از نظر ذوق هنری از آنها توقع داشت


خسرو سینایی درباره تقسیم بندی فیلم های مستند،درست چند روز بعد از اکران مستند مرز پرگهر، روز 17 بهمن 1391وکتاب نامیدن آن مستند،در مصاحبه با بانی فیلم گفته بود:«البته مستند هایی هم ساخته می شوند که برای ثبت وقایع تاریخی بسیار مهم هستند و نباید از نظر ذوق هنری از آنها توقع داشت .»


چنین بود که سخنان او در جلسه نقد و بررسی اش در آن محفل خانه هنرمندان،در مصاحبه با یک روزنامه،تعریفی را بعد از سالها در ذهنم متبادر کرد که نمی توان به راحتی از آن گذر کرد.تعریفی از یک فیلم مستند که می تواند در چند ساله اخیر،به عنوان یکی از مولفه های اصلی ساخت مستند های تاریخی یا فرهنگی مبتنی بر تاریخ،در نظر گرفته شود.گزینه ای که در زمانه کاهش حساسیت برای کتاب خوانی،جایش را به مانورهای «کتاب گردی» داده است و برای کاهش آهنگ گسست فرهنگی،باید براین مولفه درنگی شایسته داشت.وآن مولفه مهم برای مستند های تاریخی و فرهنگی،که آنها را در شاکله و پیوندی ناگسستنی با مراجع،جاودانه می کند،میزان ضریبی است که تماشاگر با دیدن این گونه از مستندها،دغدغه کتاب خواندن پیدا می کند.یعنی اگر مستندی را دیدید که ارجاع اسنادی به کتاب های کلاسیک یا تاریخی و حتی مجلاتی دربرگیرنده اسناد و مدارک را به عنوان دغدغه ای،در ذهن شما روشن می کند،مستندی است که اگر ضعف پیوند و تدوین داشته باشد و بنا بر دلایلی ذوق هنری در آن نمود نداشته است،اما محتوای اسنادی آن،شما را ترغیب کند،به بازنگری افکار گذشته در رابطه با آن سوژه با رجوع به کتاب.


مستند«انحصار ورثه»،از همان گام نخست،با برگی از روزنامه «جمهوری اسلامی» 21 فروردین 1372،با دست پیش جلو می آید و نریشن بر پایه سندی بصری از دو شماره از روزنامه،ابتدا آگهی شهادت سید مرتضی آوینی با امضای حجت الاسلام محمدعلی زم را نشان می دهد و در روز بعد،با طعنه اینکه این خبر،از بخش آگهی به تیتر صفحه اول تبدیل می شود،به زندگی «کامران» یا سید مرتضی آوینی می پردازد و در میانه فیلم،همان شیوه کماکان با بررسی دیدگاه های همکاران شهید آوینی در سوره و جهاد تلویزیون و برنامه روایت فتح،ادامه می یابد.


در واقع،محور و پیام اصلی تکرار شونده و قابل احترام این مستند پژوهشی – گزارشی – تاریخی،این است که او،تک ساحتی نبود. البته،این پیام می توانست به جای «او»،واژه «انسان» را جایگزین کند تا افق بلندتری برای مستند بیابد،هرچند که سختی تدوین فیلم،با وجود ممانعت هایی روایت تاریخ معاصر،سخت تر از سخت می نماید،اما کارگردان،در بخش های مهمی از دوران کامرانی آوینی،تا دوران به قول نریشن،«مهمترین برند فرهنگی انقلاب اسلامی»،بارها به مدد تصویر و ذوق هنری،با پاره شدن فیلم در دستگاه موویلا،روی روایت سرگشتگی کامران،تماشاگر را به بخش مگوی زندگی سید مرتضی آوینی سوق می دهد.


«تک ساحتی» شدن بزرگان تاریخ ،که به نیت سهم خواهی جناح ها


می شود،با تیتراژ متناسب فیلم «انحصار ورثه» نشان از عزم جزم مستند در هشدار به دوقطبی شدن جامعه فرهنگی است.البته لحن گوینده فیلم،که ثقل دانای کل را بیش از حد،بالا برده است،به گونه ای سندیت روند اسنادی این فیلم مهم را دچار خدشه می کند .متنی که گوینده می خواند نیز برخی اوقات به جای «سند» نشسته است و به عنوان «سند» به خورد تماشاگر داده می شود.به عنوان نمونه، نریتور در جایی مدعی است که یکی از دلایل گذشتن «سید مرتضی» از دوران «کامرانی» و نیهیلیسم،«پذیرایی فرهاد مهراد از سید مرتضی و همسرش در خانه با صدای امام خمینی بود،زیرا فرهاد آهنگ های انقلابی می خواند..».اما هیچ سندی براین ادعا در فیلم ارائه نمی شود! تعبیر گفته شده وقتی اهمیت خود را نشان می دهد که باز گردیم به روزگار عسرت و تنگدلی فرهاد مهراد که نه تنها نتوانست سالهای سال،در ایران کنسرت بدهد،بله چند ترانه معدودی از فرهاد،پس از مرگ او از رادیو،پخش شد! در صورتی که،کامران آشنا شده با فرهنگ انقلاب و نهضت امام خمینی و تبدیل شده به «سید مرتضی آوینی»،به هرحال،باید قدردان مُعرَف


می بود و به هر حال ادعای غیر مستند یاد شده در فیلم،بدون پیگیری رها می شود.


این پژوهش رها شده در فیلم به گونه ای اتفاق افتاده است که ما در بین مصاحبه شونده ها،حضور فرد آگاهی چون علیرضا میرعلینقی را هم می بینیم و فقدان پیگیری پژوهش،یکی از نکته های نازیبای این مستند زیبا ومهم پژوهشی است. صرف نظر از اشتباه دیگری که در لحظات ابتدایی فیلم،در معرفی موسیقی


«با من برقص» لئونارد کوهن به عنوان «موسیقی کلاسیک»انجام شد،گفتن حقایقی از زندگی کامران(سید مرتضی)آوینی،بر اهمیت این مستند،می افزاید.نکته دیگر،تعامل شاعرانه فروغ فرخزاد با راوی روایت فتح در ایراد کلام شاعرانه،و قرابت کامران مرتضی شده با نگاه بزرگان فلسفه در اینکه« عبور کردن انسان با نترسیدن از مرگ و عشق ورزیدن از نهیلیسم» از جمله تجزیه و تحلیل های دغدغه مند،


پژوهشگران فیلم است.سخن کوتاه که،با دیدن چنین مستند هایی است که انسان،به مطالعه آثار مکتوب،چه نقد های آوینی و چه کتاب های تاریخی،ترغیب می شود و این یکی از مولفه های موفقیت مستندهای تاریخی فرهنگی است.و موفقیت اصلی فیلم،ارجاعات انسانی مستند با رد شدن و در دام مسائل سیاسی و جناحی نیافتادن،کارگردان و پژوهشگر آن است .واقعا خواندن ندارد نقد آوینی بر فیلم «نیاز» علیرضا داوودنژاد،با عنوان هدفمندِ«سادگی و زیبایی»؟


هومن ظریف

[ad_2]

لینک منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *