از بقراط تا لوکوربوزیه

[ad_1]

از بقراط تا لوکوربوزیه

ایجاد گروههای نامتعارف و غیر متخصص با هدف جذب سرمایه های بخش مسکن امری است که نیازمند ارزیابی مجدد و جلوگیری بخش های نظارتی است


در چند سال اخیر بازار مسکن نقش فعالی در جذب سرمایه های اقشار و صنوف مختلف جامعه را داشته است به نحوی که وارد شدن به آن برای گروههای مختلف منجر به جذب سرمایه و تعریف عملکرد جدید برای آنها شده است که به صورت عمومی می توان در تغییر شغل و یا شغل سودآور دوم از آن یاد کرد.این در حالیست که سرمایه گذار با توجه به نفع خود سعی در جهت دهی برنامه ها در راستای اهداف شخصی خود را دارد.این مهم به دلیل رونق این بخش از اقتصاد در ادوار مختلف و تاکیدی بر ریسک پذیر نبودن در مقیاس کلان می باشد که البته در سالهای اخیر تلاطم های آن می تواند این فرض را دستخوش تکان های جدی نماید با این حال این بخش از اقتصاد هنوز فعال و پویا به کار خود ادامه میدهد و نه صرف مسکن به صورت عمومی ساخت و ساز را متشکل می شود.در عین حال در سیاست گذاری کلان کشور نبود برنامه آمایشی در حوزه برنامه ریزی مسکن منجر به آن شده است که ورود به بازار مسکن برای افراد سهل و ساخت و سازها بی برنامه و یا در فقر برنامه ریزی باشد که در طیفی یک طرفه و با هدف سوددهی صرف در بازار بدون سود برای افراد ذی نفع شکل یافته و در حال گسترش روز افزون است.


بنابراین باید مثلث مسکن مبتنی بر سرمایه گذار، پیمانکار و خریدار یا استفاده کنندگان در چارچوب برنامه مسکن، ساماندهی و جهت گیری شوند و هر کدام در راستای اهداف محوله باید جهت دهی گردد و خطوط مشی خود را در سطوح مختلف از برنامه آمایشی این بخش دریافت نمایند.


برای نمونه در سالیان اخیر جامعه پزشکی نیز به این عرصه وارد شدند( البته جذب سرمایه بدون شک در این بخش توسط گروههای مختلف مشکل ساز نیست ولی ورود افراد و یا گروههای مختلف در بخش های غیر از سرمایه گذاری بدون شک به عنوان مسئله مطرح است)که سرمایه های راکد این بخش را در جریان انداخته است و این امر بدون شک می تواند به رونق آن کمک کند ولی آنچه به عنوان مسئله(مسئله؛برهم خوردن روابط بین دوجزء در سیستم می باشد ) در نگاه نگارنده این مقاله وجود دارد دخول غیرتخصصی این افراد در بخش های دیگر مسکن می باشد که به نوعی با توجه به تحصیلات عالیه افراد و حضور مدبرانه در بخش های مختلف منجر به دخول در سایر بخش ها از مثلث مسکن می باشد که مبتنی بر تاکید کنترل متغیرهای مستقل و وابسته از طرف این صنف می باشد،با این حال که دست آنها از متغیرهای مداخله گر کوتاه می باشد، لذا در بیان کلی که ماهیت سرمایه و ذات اقتصادی ان بخش مبتنی بر آن شکل گرفته است این صنف ” مسؤولیت خدمت به خلق ” را به فراموشی سپرده اند و “زندگیشان را یکسره وقف خدمت به بشریت « در جهت افزایش سرمایه[مبتنی بر تفکر اصیل اقتصاد سرمایه داری]»می نمایند” ، آنچه مسلم است این فرآیند همانطور که اندیشمندان معمار،شهرساز،جامعه شناس و روان شناس توصیه دلسوزانه کرده اند ره به ترکستان می برد.


لذا برنامه ریزی آمایش به عنوان راهبرد کلی در جهت ساماندهی مسائل این بخش و خروج از بحران آن باید جدی تلقی گردد و این امر پس از توصیه های مختلف باید از مقام بحث اولیه به ارائه برنامه مدون و قابل بحث و نظر منجر شود.


حامد اخگر

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *