جشنواره سی و پنجم فیلم فجر

[ad_1]

جشنواره سی و پنجم فیلم فجر

مدیران محترم سینما, واگذاری داوری فیلم های اکران شده به طیف وسیعی از مردم و کارشناسان نه تنها تهدید نیست بلکه یک فرصت تاریخی است که یک بار بیشتر پیش نخواهد آمد


جشنواره سی و پنجم فیلم فجر فرصتی تاریخی


“در هر زمانی یکی از مشکلات سینما خود را می نمایاند و گفتگوهای فراوان در رسانه ها نیز حکایت از آن دارد…خوشبینی ناشی از تغییر مدیران انتظارات فراوانی را از جشنواره سی و دوم به بار آورد اما واقعیات نشان داد هنوز تا به حقیقت پیوستن رویا ها و امیدها فاصله داریم.این بدان معنا است که تغییرات در سطح، بدون تغییرات ساختاری و عمیق نمی تواند روندهای معیوب گذشته را بهبود بخشد.”(1) شاید سکوت و فرصت دهی به برگزار کنندگان جشنواره سی و سوم و استقبال مخاطبین از جشنواره سی و چهارم و اکران سال 95 بسیاری از مسئولین و اهالی سینما رابر آن داشت تا همچنان مشکلات ساختاری جشنواره را نادیده گرفته، تغییرات و اصلاحات اساسی را در دستور کار قرار ندهند اما جشنواره سی و پنجم نشان داد آش همان است و کاسه همان.”… به نظر می رسد مدیران محترم ضرورتی برای تغییرات نمی بینند و معایب و حواشی آن را به صورت یک امر طبیعی و ناگزیر پذیرفته اند. واقعییت این است که جشنواره می تواند اثر بزرگ و گسترده ای بر سینمای ایران گذاشته و راه های جدیدی را برای اهالی سینما بگشاید.…”(2)


هنگامی که همه مشکلاتی که قبلا رخ نموده نادیده گرفته می شود و این چرخه به همان شکل سابق تکرار می شود آیا انتظار معجزه بیهوده نیست؟ ریاست محترم سینما، گله از برنامه هفت چرا؟ چه از راه کینه چه اقتضای طبیعت، آنها وظیفه شان را انجام می دهند و مزدشان را خواهند گرفت اما این شکل از برگزاری جشنواره است که شما، داوران و فیلم ها را در معرض ویرانگری وتخریب قرار می دهد. “معمولا جشنواره های سینمایی بیشتر کشورها پایانی همراه با اهدای جوایز تقدیرها و شادمانی بر یک دوره فعالیت های سینمایی آن کشور و سایر ملل است، فیلم ها در شرایط عادی و طبیعی ساخته می شوند، اکران می شوند، مخاطبان عام و خاص آن ها را می بینند، منتقدان در آرامش نقد می کنند و در یک فرایند تدریجی همه بهترین ها مشخص می شوند. تعدادی از عوامل سازنده، از بین همه فیلم های اکران شده در یک یا چند رشته نامزد دریافت جایزه می شوند و جوایز خود را طی مراسمی می گیرند. همین فرایند در کشور ما به گونه ای دیگر شکل می گیرد. چند ماه مانده به جشنواره فیلمسازان در تکاپوی شدید برای رساندن فیلم خود به جشنواره هستند. لابراتوارها گاه بیست وچهار ساعته، تدوین، ساختن موسیقی، صداگذاری، زیرنویس، سانسور، اصلاحیه، سانسور، اصلاحیه و دست آخر با کیفیتی نه چندان مطلوب تعدادی کمتر از ۱۰۰ فیلم را به جشنواره می رسانند… داوران جشنواره طی یک دوره کوتاه باید سی و چند فیلم -نه تمام فیلم های ساخته شده- را روزانه نزدیک به هشت ساعت در مدت چند روز تماشا کنند و موارد بسیاری مانند بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمبرداری، تدوین، صداگذاری، موسیقی، نقش های بهترین های اول و دوم زن و مرد و دیگر موارد را به بحث نشسته و نتیجه گیری نمایند. قابل توجه اینکه در آن سوی دنیا نزدیک به یک ماه است نامزدهای جایزه اسکار مشخص شده اند و نسخه هایی از فیلم در اختیار داوران است. طی سال پیش ازداوری و اهدای جوایز، فیلم ها به نمایش همگانی در آمده و چگونگی استقبال مخاطبان، رسانه ها و نظرات نقادان و فیلم شناسان حرفه ای مشخص شده و راهنمای داوران قرار گرفته است. آیا می توان این قضاوت ها را، نه در نتایج بلکه در شیوه های اجرا یکسان دانست؟ تاسف بارتر آن که تمام ذخیره ی سینمایی سال آینده در مدت کوتاه جشنواره به اکران محدود گذاشته می شود. رسانه ها با تلاش فراوان سعی می کنند حتی یک فیلم از تیر رس خبر رسانی دور نماند و اول و وسط و پایان و نکات مهم داستان را نقل می نمایند حتی اگر شده در یک رسانه پخش مستقیم طی ۱۵ الی ۲۰ دقیقه پنبه ی چهار یا پنج فیلم را دیده یا ندیده پیروزمندانه بزنند…”(3)


اگر مدیری از ابتدا برای انحلال و انهدام پدیده ای منصوب نشده باشد می توان نتیجه گرفت برای رشد یا دست کم حفظ آن گمارده شده است. “…اکنون جشنواره دو کارکرد اصلی دارد اول این که یک مراسم مناسبتی همزمان با جشن های دهه انقلاب است که ماهییتی از جنس گردهمایی، جشن و سرور و شادمانی دارد…”(4) سال های پی در پی استفاده از این کارکرد باعث این توهم شده است که سرگرمی، شادمانی و سرور هر ده روز این دهه فقط وظیفه سینما است و اساساً دهه فجر بدون جشنواره سینمایی فجر معنی ندارد. آیا واقعا چنین است؟ همین توهم و باور غلط عامل ادامه برگزاری جشنواره فیلم به شکل کنونی و تحمیل هزینه های گران بر دوش سینما است. آیا براستی نه ادبیات، شعر، نقاشی، هنرهای تجسمی، تٸاتر، موسیقی و کنسرت های پر طرفدار نمی توانند بخشی از بار سرگرمی و گردهمایی های این مناسبت تاریخی را بر دوش کشند؟ “…و دیگری رویکردی تبلیغی برای معرفی فیلم های سال آینده و رانتی تبلیغاتی که در اثر انتخاب شدن، نامزد شدن و گرفتن جایزه های این جشنواره است. شرکت کنندگانی که در متن و حاشیه ی این جشنواره از یکی یا هر دو این کارکرد بهره می برند –از مخاطب و منتقد گرفته تا اهالی رسانه و سینما- به نظر می رسد ترس از دست دادن این بهره ها و همچنین ارائه کارنامه ای بدون تنش از سوی مدیران مانع از تغییرات در جشنواره می شود.…”(5) شاید این بهره ها و ترس از دست دادنشان نیز توهمی بزرگ باشد.


“…چرخه ی تولید/ جشنواره/ اکران معیوب است شاید بتوان با تغییر چرخه ی تولید/اکران/جشنواره، بسیاری از مشکلات را بر طرف نمود و تلاش فراوان فیلمساز را برای ورود به جشنواره و استفاده از فضای تبلیغاتی آن به اکران متمایل کرد…(6).”…رویکرد جشنواره فیلم فجر به بررسی همه فیلم های اکران شده طی یک سال می تواند جلوی بسیاری از کاستی ها و بی مهری ها را گرفته و حرکت به سوی عدالت و رفع تبعیض در حوزه فیلم، مخاطب و داوری را به ارمغان آورد.(7)


مدیران محترم سینما، واگذاری داوری فیلم های اکران شده به طیف وسیعی از مردم و کارشناسان نه تنها تهدید نیست بلکه یک فرصت تاریخی است که یک بار بیشتر پیش نخواهد آمد.


(3 و 7)نقبی بر جشنواره فیلم فجر، روزنامه اسرار، یکشنبه ۷/۱۲/۱۳۹۰ ، شماره۱۹۴۴


(1 و 6)نگاهی به جشنواره سی و دوم، روزنامه اسرار ۱۱/۱۲/۱۳۹۲ شماره ۲۴۹۸


(2، 4 و 5) جشنواره فیلم فجر و کارکردهای آن، روزنامه آفتاب یزد، دوشنبه، 10/12/94




زهره نبی زاده – کارشناس ارشد سینما

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *