حراج بزرگ تهران ـ فرصت ها و تهدید ها، رمز ها و راز ها توسط: محمدعلی اردهالی

[ad_1]

حراج بزرگ تهران ـ فرصت ها و تهدید ها, رمز ها و راز ها توسط محمدعلی اردهالی

اینکه سخن گفتن و یا اعلام موضع در فضای پر التهاب قبل و یا بعد از واقعه مهمی چون حراج بزرگ تهران در عرصه هنرهای تجسمی ایران, چقدر میتواند به واقعیت نزدیک باشد, واینکه چرا آنچه که در این بازه زمانی خاص اتفاق میافتد بیشتر به صورت نقد کامل و یا تایید یکسره این واقعه میباشد, حاکی از واکنش های سریع نسبت به امری مهم است که نیاز مبرم به تجزیه و تحلیل در گذر زمان را داراست


اینکه سخن گفتن و یا اعلام موضع در فضای پر التهاب قبل و یا بعد از واقعه مهمی چون “حراج بزرگ تهران ” در عرصه هنرهای تجسمی ایران ، چقدر میتواند به واقعیت نزدیک باشد، واینکه چرا آنچه که در این بازه زمانی خاص اتفاق میافتد بیشتر به صورت نقد کامل و یا تایید یکسره این واقعه میباشد ،حاکی از واکنش های سریع نسبت به امری مهم است که نیاز مبرم به تجزیه و تحلیل در گذر زمان را داراست.


“حراج بزرگ تهران”، این طفل نوپای دورگه که بدوا با نام “شعبه کریستیز در تهران” مطرح شده بود، امسال چهارمین سال خود را در شرایطی به پایان رساند که دارای نقاط قوتی بود که میتواند در سال های آتی بعنوان “فرصت ها” در پیش روی خود داشته باشد، و از طرفی نقاط ضعفی هم به چشم میخورد که حتما مسئولین محترم و حراج گزاران بیش از هرکس دیگری بر آن واقف بوده و میتوانند آن ها را به عنوان تهدید ها از مسیر این طفل نو پا کنار زده تا مسیری هموارتر را در آینده ی پیش رو طی کند ، و نهایتا رمز ها و رازها که از خصایص ذاتی این سبک حراج هایی که الگوی تمام عیاری از فروش آثار هنری برگرفته از کشور انگلستان بوده که اصرار زیادی هم در نفوذ به کشور های عربی و یا اسلامی داشته و بیشتر سعی میشود هرگز از استاندارد های بومی این کشور ها استفاده ننموده و عینا همان سبک و سیاق اصیل خود را در این کشور ها کپی کرده و بچسبانند، و حتی مبادرت به تعلیم نیروی زبده و کار آزموده توسط خودشان و بدون در نظر گرفتن شرائط فرهنگی منطقه بنمایند.


بازار خرید و فروش آثار هنری در ایران، از سال های نه چندان دور با معقوله حراج آثار هنری چندان بیگانه نبوده و این امر در قالب ضرورت های ویژه، و با بهره گیری از توان داخلی بعضا موفقیت هایی نیز داشته که گاه بصورت خصوصی تر و در محافل شخصی و گاه رسمی تر و با وسعت بیشتری این امر انجام میشده ، از جمله حراج های آثار هنری در طول سال های اخیر میتوان از فروش ۱۵۶ اثر فاخر هنری که به همت “موسسه خیریه بهنام دهش پور” و همکاری یکی از گالری های بخش خصوصی تهران برگزار شد نامبرد، که توانست موفقیتی را برای خود در تاریخ بازار گردانی هنر تجسمی و مدرن به ثبت برساند ، چرا که رمز ها و راز ها و حواشی که بعضا منجر به اعتراض بخش عظیمی از جامعه تجسمی و خرسندی بخش بسیار ناچیزی از این جامعه میگردد کمتردر آن بچشم میخورد.


“حراج بزرگ تهران” در چهارمین سال خود توانست با ارائه آثار بیشتری از هنرمندان ، طیف وسیعتری از جامعه تجسمی را در برگیرد ، اما از نکاتی که این حراجی در این دوره نتوانسته بود با آن کنار بیاید، ارائه و طبقه بندی “آثار کلاسیک و سنتی ایران ” تحت لوگو و عنوان “هنر مدرن و معاصر” بود که شاید حراج گزاران به عنوان فرصت های جدید در دوره های بعدی بتوانند سایه این سردرگمی را از بدنه این واقعه مهم تاریخی در عرصه هنر های تجسمی دور نمایند.


“اصل اصالت آثار” را میتوان از مهمترین چالش های این دوره از حراج بشمار آورد که ذهن خیلی از رسانه های رسمی و شاخص و حتی خود حراج گزاران و یا مخاطبان و خریداران را به خود مشغول کرده بود، البته حراج گزاران سعی نمودند تا حد زیادی اذهان عمومی را از تشویش در این مسئله مبرا نمایند ولی چنانچه حراج تهران بخواهد مسیر خود را در دوره های بعدی همچنان پیگیری و ادامه دهد ضروریست تا زدودن کامل این امر از بدنه حراجی اقدامات کارآ و اساسی صورت دهند.


از عمده مسائل دیگر در حراج چهارم که مورد توجه بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران قرار گرفت، ” اصل کارشناسی قیمت ” ها بود، که حراج گزاران سعی در پاسخگویی به این مسئله از طریق احاله امر به کارشناسان “سازمان میراث فرهنگی وگردشگری” نمودند، لیکن نگارنده با تجربه ناموفق این سازمان در خصوص وظایف اصلی خود طی سالهای گذشته و ورود تازه هنگام و ناگهانی این سازمان به بحث “هنر تجسمی مدرن” به عنوان مرجع قیمت گذاری “آثار مدرن تجسمی” این امررا سنجیده و مناسب نمیداند.


از مشکلات فیزیکی در خصوص ارائه آثار ۲ متر در۲ متر در اتاق های کوچک برای چنین واقعه بزرگی و یا نبودن نور و پروژکتور در ارائه آثاز هنرمندان فاخر و نصب آن در راهرو های هتل مجلل پارسیان که بگذریم، قریب به ۸۰ درصد آثار در حیطه حراجی و مزایده بفروش نرفت، بلکه در قیمت پایه خود همانند ارائه آثار در گالری های بخش خصوصی بفروش رفت، و چنانچه مسئولین محترم حراج این امر را جدی نگیرند بغیر از همان چند کار مورد نظر ، حراجی کم کم خصلت ماهوی خود را از دست داده و بیشتر به صورت یک فروش بزرگ خود نمایی می نماید .


اینکه هر واقعه ای در بازار فروش و ارائه آثار تجسمی امریست مبارک شکی نیست، و باید به فال نیک گرفته شود و “حراج بزرگ تهران” نیز از این قاعده مستثنی نیست و حتما باعث اتفاقات و جهش های پیشرونده ای در جامعه تجسمی ایران میشود، باتوجه به اینکه حراج تهران در چهارمین سال خود توانست به نوعی پالایش دست یابد و هنرمندان ضعیف تر که همواره ظرف ۳ دوره گذشته با این حرکت همراه بودند را رها کند و از هنرمندان وزین و گران سنگی در این مسیر بهره جوید که این از نقاط قوت این دوره از حراج بزرگ تهران بود.


اما از رمز و راز های حاکم بر این واقعه نیز نمیتوان براحتی گذشت ، چنانچه حسب مستندات موجود، حراج گزاران بلحاظ ذهن تحلیل گر و نگاه ویژه بعضی از مجموعه داران شاخص و مطرح هنرمدرن، علیرغم دارا بودن دعوتنامه رسمی ازصدور کارت ورود به جلسه جهت آنها خودداری نموده اند که این خود جای تامل دارد.


با توجه به جمع بندی موارد فوق الذکر شاید “حراج بزرگ تهران ” و سایر حراج های آثار هنری که هر یک نقش بی بدیلی در حرکت های روبه رشد عرصه هنرهای تجسمی داشته اند بتوانند با بهره گیری از نظریات هر چند منتقدانه مخاطبان عام و یا صاحبنظران خاص در بهبود وضعیت موجود سعی و تلاش نموده تا بخش بیشتری از هنرمندان و عزیزان “هنرهای تجسمی ایران” را با خود همراه سازند.


محمدعلی اردهالی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *