فیروزه هفتم ارزش نقد ندارد

[ad_1]

فیروزه هفتم ارزش نقد ندارد

جشنواره ملی عکس فیروزه از زمانی که آغاز به کار کرده, جسته و گریخته برگزار شده و تا حدی جایگاه خود را به عنوان یکی از جشنواره های معتبر در ایران نگه داشته است


جشنواره ملی عکس فیروزه از زمانی که آغاز به کار کرده، جسته و گریخته برگزار شده و تا حدی جایگاه خود را به عنوان یکی از جشنواره های معتبر در ایران نگه داشته است. اما امسال با شتاب زدگی و پس از کسب اجازه از مدیران شهرداری تبریز و تعیین بودجه دوباره برگزار شد، به گونه ای که این جشنواره در صدر کارنامه ی موفقیت های فرهنگی- هنری شهرداری تبریز معنا می یابد تا ارزش یک کار هنری: شهردار تبریز می گوید جشنواره فیروزه باید توسعه شهر تبریز را نشانه گیرد.


1. “نقد” نوشتاری‎ست و آن چه بر زبان رانده می‎شود و در زبان فراموش می‎شود، ایرادگیری یا بهانه‎گیری‎ست. نقد کتبی‎ست و بهانه‎گیری شفاهی. نقد شناسنامه‎دار است: نویسنده، روش کار، تاریخ و غیره روی نوشته ثبت می‎شود ولی بهانه‎گیری ایرادهای خاله زنکی‎ست که در اتوبوس، قهوه خانه، دیدارهای سرپایی و غیره برای صرف وقت و شیرینی روابط بر زبان رانده می‎شود و بر هیچ روشی استوار نیست: بسته به این که شنونده چه کسی‎ست ادا می‎شود. از جمله این که، چرا داور بومی انتخاب نشده، عکس‎ها سفارشی‎ست، و غیره. همه‎ی این موارد مثلا در برابر دبیر جشنواره یا مدیر رنگ و بوی خودش را عوض می‎کند و به چرب زبانی نزدیک می‎شود. نقد که روی کاغذ نقش می‎بندد، در هر جا و زمانی که خوانده شود، بی حضور نویسنده و بی ملاحظات خواننده، به یک‎سان خوانده می‎شود. روی نقد می‎شود نقد و اعتراض نوشت، ولی ایرادگیری‎های شفاهی منتسب به کسی نیست که مورد خطاب قرار گیرد. این سخنان همیشه پا در هوا باقی می‎مانند و هم چون توهین و تهمت بر پیشانی مخاطب برچسب می‎شوند. بنابر این، نقد و ایرادگیری را باید از هم جدا کرد تا کار کسانی که زحمت نقد می‎کشند به جا آورده و استفاده شود. ایرادگیری‎ها هیچ خدشه‎ای بر رخدادهای هنری وارد نمی‎کنند چنان که تاکنون بوده و خواهد بود. یا باید ساکت بود و یا بار نقد را کشید و چشید.


2. جشنواره‎های عکاسی خوب و بد دارند و این خوب و بدش را با نقد می‎توان نشان داد، و گرنه بستگی تام به سلیقه‎های شخصی دارد. این که من در جشنواره‎ای برنده نشدم و در جشنواره‎ای دیگر برنده می‎شوم، محک خوبی برای نشان دادن کار جشنواره‎ها نیست. عکس فیروزه بهترین جشنواره‎ی آذربایجان شرقی و از خوب‎های ایران است و ادامه‎ی کار آن تا شماره‎ی 7 در این وضعیت نابسامان و افتان و خیزان، کار شاقی‎ست. با این حساب، منتقد قصد فروپاشی جشنواره را نمی‎تواند در سر داشته باشد. منتقد بهای رخداد هنری را با تلاش نقدش هزینه می‎کند و او در روند آن مشارکت می‎یابد.


3. هر دبیر جشنواره سیاست و روش خود را دارد که باید نظر پیشتیبان مالی را هم بدان افزود. در این حین، باید کج سلیقگی مدیران میانی دولت را هم در نظر گرفت که تا حد دبیر جشنواره اعمال نظر می‎کنند. یک جشنواره‎ی وابسته به بودجه عمومی تا این حد متغیر سرنوشت‎ساز دارد که عملا محاسبه و نقد آن را بی‎اعتبار می‎کند. جشنواره‎ی بد جشنواره‎ای‎ست که نتوان نقدش کرد. اصولا هر چیزی که در این مملکت از نقد گریزان است، به بد بودن پناه می‎برد. با این حساب، هر اتفاق هنری در بوته نقد، صرف نظر از این که ضعف و نواقص آن اشاره می‎شود یا برعکس، دست کم در کسوت بدان قرار نمی‎گیرد. این همه متغیر سرنوشت ساز در روند کار هنری، عملا هزینه‎ی نقد را کاهش می‎دهد: هیچ کس مسوولیت تام آن را ندارد. علل ضعف آن مثل زنجیره‎ای به هم متصل‎اند تا کار نقد را بی‎اعتبار کند. هر ضعف و تقصانی به علل و اسبابی وابسته می‎شود که پرسش‎ها و طرح موضوع‎ها عملا بی‎پاسخ باقی می‎مانند.


4. وظیفه و رسالت جشنواره‎ی عکس چیست؟ هر جشنواره یک سلب و یک ایجاب دارد:


آن چه دارد: منبع درآمد عکاسان


و آن چه ندارد: تعیین سرنوشت عکاس یا ارزش‎گذاری روی آثار هنری


این دو مورد هماره نقطه‎ی اشتباه همه‎ی ما شده است. جدا نکردن این دو مورد موجب سوء تفاهم‎ها و اشتباهات رایج شده است که غالبا در ایرادهای پاتوقی می‎شود شنید. بند نخست، دلیل خوبی‎ست که مربوط به اقتصاد هنر است و گردش مالی عکاس ‎شدیدا وابسته به آن است، مثل مورد خبرگزاری‎ها برای عکاسان خبری. بند دوم، دلیل منطقی دارد و آن این که، هنر کاملا امری شخصی‎ست و نکته‎ی رشد و تعالی آن در همین امر نهفته است. اجالتا اگر گفته می‎شود فلان عکس خوب است، بسته به تعداد پسندهایی‎ست که در فضای مجازی می‎خورد و هنر بد آن است که مخاطب قابل طرحی ندارد؛ وگرنه هنر خوب و هنر بد اصولا بی‎معناست. کسی که بتواند در مقام چنین ادعای سختی برآید، هنوز زاده نشده است. نه هنر خوب را می‎توان اثبات کرد و نه هنر بد را. پس جشنواره‎ها فقط تحت سلیقه‎های چند داور به نقد و بررسی عکس‎ها می‎پردازند و تحت اساس‎نامه و شرایط جشنواره آن را برنده اعلام می‎کنند. یعنی تحت شرایط قراردادی می‎توان عنوان بهترین عکاس را به کسی داد. هر گاه این تنها مورد انتظار از جشنواره را کنار بگذاریم، همه‎ی دشنام‎ها و خودخوری‎ها پایان می‎یابد. لوح تقدیر جشنواره نشان دهنده‎ی شناسنامه‎ی عکاس است ولی ارزش و اعتبار آن بسته به قراردادها و شرایط آن جشنواره است.


5. آیا نقد به چه درد جشنواره‎ها می‎خورد؟ این پرسش مهم است تا از سوء تفاهم‎های متداول رها شویم. چنان چه در بالا طرح شد، متغیرهای بی‎شمار در جشنواره‎ها، این ارزیابی را نامعتبر می‎سازد. رئیس جمهور امریکا همه کاره‎ی کشور است و هر موردی که پیش بیاید، همه‎ی سرزنش‎ها فقط به سوی اوست. کار جشنواره‎ای که عوامل پشت پرده بسیار بیش‎تر از دست اندرکاران آن است، چه گونه می‎توان اثبات کرد؟ طراح جشنواره کی‎ست که بتواند خود را در خط مقدم نقدها قرار دهد. فیروزه هفتم از بابت این که در کار نقد درهای بسته‎ی فراوان دارد، غیرقابل نقد باقی می‎ماند، و این تنها نقد معتبری‎ست که می‎توان طرح کرد.


خلیل غلامی

[ad_2]

لینک منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *