مجموعه داری در هنرهای تجسمی

[ad_1]

مجموعه داری در هنرهای تجسمی

زیبا دیدن و زیبا زیستن همواره جزء لاینفک زندگی ایرانیان به شمار میرفته , بطوریکه جهانیان همواره نظاره گر جنبه ها و رویکردهای زیبا شناسی ایرانیان در همه اجزا زندگی آنان بوده اند


زیبا دیدن و زیبا زیستن همواره جزء لاینفک زندگی ایرانیان به شمار میرفته ، بطوریکه جهانیان همواره نظاره گر جنبه ها و رویکردهای زیبا شناسی ایرانیان در همه اجزا زندگی آنان بوده اند ، نمونه بارز آنرا میتوان در معماری ، شعر و ادبیات ، وعلاقه وافرآنها به طبیعت که منشا و سرچشمه خلق آثارهنری بشمارمیرود جستجو کرد. از کف و فرش تا دیوارومحراب و سقف و تا آنجا که رنگ آسمان و یکی شدن با طبیعت را در باغهای ایرانی میتوان به زیبایی مشاهده نمود.


با شکل گیری هزاره جدید میلادی و تغییرات اساسی در ساختار فرهنگی ، اقتصادی ، جغرافیایی ، سیاسی جهان ، بخش فرهنگ و هنر از این تحولات شگرف بی نصیب نماند ، هنر به شکل محصول تولیدی در چرخه اقتصاد قرار گرفت ، و اقتصاد در بعضی ازموارد روی فرهنگ سایه انداخت ، هنرمند و مخاطب هنر خود را در یک ساختار اقتصادی جدید فرض نمودند که هنرمند اجبارا و الزاما برای ادامه حیات کاری خود میبایست جنبه های اقتصادی را نیزمد نظر داشته باشد ، و مخاطب هنرخود را با پدیده جدید فرهنگی در تعامل میدید که با پرداخت وجهی از کم و کمتر تا خیلی بیشتر میتوانست خود و ذهن خود و محیط اطرافش را به لحاظ بصری ، زیباشناسی ، ارتباطی ، فرهنگی و مفهومی غنا بخشد و از سویی به ذخیره جذابی از سرمایه گذاری در شرایط بسیار امن و با رشد فزاینده تر از سایر موارد رایج برای سرمایه گذاری دست یابد.


با توجه به تغییر”سبک زندگی” مردم جهان در دهه های اخیر و رخدادهای اقتصادی در بسیاری از کشورها و کشانده شدن مردم از روستاها به شهرها و یا از سایر کشورها به کشور های دیگر و از طرفی برخورداری مردم دور دست ترین روستا ها به امکانات روز، نتیجتا با پدیده ای مواجه شدیم به نام “پررنگ شدن اقتصاد در زندگی مردم جهان” و میل به سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی ، که گاه به سبک سنتی مانند فرش و طلا و ملک و یا به سبک جدید تربرای کسانی که از دانش نسبی و تجربیاتی در این خصوص برخوردار بودند مانند سرمایه گذاری در سازمانهای بورس و فرا بورس ، اوراق مشارکت و یا نوع دیگری از سرمایه گذاری درسالهای اخیرکه طول عمر آن در کشور ما شاید به چیزی حدود 60 تا 70 سال بیشتر نرسد و بدوا توسط شرکت ها و موسسات صاحب نام و بانکها که قسمتی از سرمایه خود را در این بخش میسپردند ومتعاقبا بعضی ازافراد حقیقی در هنرهای تجسمی ودرغالب های مختلف نقاشی ، عکاسی ، مجسمه ، ویدئو آرت ویا فتوآرت سرمایه گذاری میکردند..


امروزه ارتباط هنر و اقتصاد در بسیاری از کشورهای دنیا بسیار شاخص بوده از سویی به آن به عنوان یک دانش آکادمیک تحقیقاتی نگریسته میشود و از سویی دیگر هنرمندان و اقتصاد دانان به نحوی واقفند که این یک رابطه بی بدیل و بی مانند بوده و هنر نه تنها به عنوان یک وسیله ارتباطی به تلطیف احساسات مردم میپردازد و با آنها ارتباط میگیرد و مفاهیم خاص و مورد نظر خود را انتقال میدهد قادر است منافع صاحب ، مالک و دارنده اثر را در عین حفظ همه شاخصهای فرهنگی به عنوان یک کالای سرمایه ای تامین نماید به طوریکه دارنده اثر هنری در هیچ مقطعی و به هر دلیلی با فروش اثر هنری و به هر قیمتی نهایتا برنده این معامله نخواهد بود ، زیرایک اثر هنری بمثابه انسانیست صاحب روح ، منحصر به فرد ، و تکرار آن ناممکن.


شاید در کشور ما به لحاظ سبقه دیرینه فرهنگی تغییرات ساختاری در سلائق و ذائقه افراد کمی دشوار به نظر برسد ولی باید بپذیریم اتفاقات و تحولات هزاره جدید و با توسعه الکترونیک و الکتروتکنیک به نوعی توانسته است انسان هارا منعطف ، سلائق را تغییر و ذائقه هارا به نوعی دیگر شکل دهد به طوریکه مردمان توجه بیشتری به خودشان ، به اطرافشان و به فضایی که در آن زیست میکنند، معطوف دارند، ما انسانها در دنیایی سرشار از خشونت و نا امنی در خلوت خودمان در جستجوی زیبایی هستیم و به دنبال تلطیف روحمان و گشایش دریچه هایی از افکار و نگرش های جدید و ضمن اینکه برای این مهم حتما باید انگیزه های اقتصادی آن نیز در نظر گرفته شود و به همین دلیل افراد در جوامع جدید به نوعی “زیبا نگری” و “زیباشناسی” با حفظ منافع اقتصادیشان فکر میکنند که شاید این نقطه شروعی برای ” اقتصاد هنر” ، “هنر و سرمایه گذاری” و یا “مجموعه داری هنر” باشد.




مجموعه داری هنر


مجموعه” یا “کلکسیون” به تعدادی شیء شبیه که درکنارهم قرار گیرند گفته میشود و به فردی که این مجموعه را گردآوری میکند “مجموعه دار” و “کلکسیونر” گفته میشود ، اما “مجموعه داری هنر تجسمی” فی النفسه دارای تفاوت های بسیاری با صرفا “مجموعه داری” میباشد که شاید یکی از شاخص ها و تفاوتهای عمده میان “مجموعه داری” و “مجموعه داری هنر تجسمی ” را در انگیزه مجموعه دار، رفتارها، اهداف و دیرینه و سابقه آن باید دانست که در “مجموعه داری” صرفا بر اساس علاقه فرد به شیئی خاص شکل میگیرد ، عمر این “مجموعه داری” نا مشخص و در نتیجه به لحاظ ضعف ارتباطات در دنیای قدیم صرفا یک پدیده شخصی و با علائق فردی میتوانست باشد، ضمن اینکه حرکت کلی آن کمتر متوجه به دور نمای اقتصادی میباشد چون معلوم نیست کسی دیگر در دنیای محدود ارتباطی قدیم صاحب آن علاقه یافت شود اما در “مجموعه داری هنر تجسمی و معاصر” شاخصه های بسیار متنوع و اهداف و انگیزه های متفاوتی را پیگیری میکنند.


“مجموعه داری هنر تجسمی” که دارای سبقه 60 – 70 ساله میباشد دردو دهه گذشته اوج گیری بیشتری داشته و در سال های اخیر بیشترشناخته شده است در این نوع مجموعه داری معمولا اهداف خاصی را با انگیزه های مختلفی پیگیری مینمایند که از جمله آن ها میتوان از موارد ذیل نام برد.


1.عائق مشترکی در این نوع مجموعه داری میتوان در بین مجموعه داران و کلیه آحاد جامعه و یا حتی هنرمندان یافت نمود.


2.”مجموعه داری هنر تجسمی” الزاما میتواند ربطی به شاخصه های اقتصادی نداشته باشد و هرکس میتواند در این حیطه نقش خود را به سهمی ایفا کند.


3.در “مجموعه داری هنر تجسمی” جمع آوری آثار، فراترازعلائق صرفا شخصی بوده و به نوعی مجموعه از تاثیرات فضای تجسمی تاثیر پذیر است.


4.در “مجموعه داری هنر تجسمی” اقتصاد نقش بسیار پررنگی دارد و مجموعه دار میداند که دارای ذخیره فزاینده اقتصادی بوده و در هر زمانی که اراده نماید میتواند آن را تبدیل به سپرده های اقتصادی یا بالعکس نماید (مجددا مجموعه خود را جمع آوری کند).


5.”مجموعه داری هنر تجسمی” بسیار فراگیرتر از “مجموعه داری” است بااینکه حیطه وطبقه بندی آن شاید به تعداد انگشتان دست باشد ولی در مجموعه داری تا ذهن کار میکند به تعداد همه پدیده های خلقت میتوانیم “مجموعه” فرض کنیم ولی آنچنان که باید نمیتواند فراگیر باشد.


6.در مجموعه داری هنرتجسمی چه بخواهیم و چه نخواهیم علاوه بر جنبه های فرهنگی هنری با نوعی پایه های بسیار شدید اقتصادی مواجه ایم که اقتصاد آن از نوع پویا ، متحرک و فزاینده میباشد.


7.جلوه های زیبا شناسی در” مجموعه داری تجسمی” بسیار نافذ بوده تا جاییکه هر مخاطبی را میتواند تحت تاثیر جلوه های ویژه این عناصر قرار دهد مخصوصا که در هنر های تجسمی مدرن با نوعی مفاهیم جدید رو به رو هستیم که توجه بیشتر به اینگونه مفاهیم ، جذابیت بیشتری به این نوع ازهنر میدهد.


دنیای امروز به وسیله ی هنر تجسمی توانسته به نوعی روابط میان انسانها با یکدیگر ، انسانها با فرهنگها ، انسانها با ملیت ها ، مذاهب، تفکرات ، و دانسته ها و یافته ها را بسط و توسعه بخشد و از سویی دیگر این نوع هنر، بخشی از محصول تجاری ای محسوب شده که به راحتی به معرض فروش گذاشته میشود و در محل های خاصی که برای آن تعبیه شده ، به حراج و یا مناقصه گزارده میگردد ، مردم با پرداخت پول هایی از بسیار نا چیز تا بسیارگزاف بابت ” هنر تجسمی” و به عنوان کالای فرهنگی با آن ارتباطی جدا از همه محصولات دیگر ایجاد میکنند و گاه به آن عشق می ورزند و در بهترین محل زندگیشان آن را نصب میکنند ، گاهی واقفند و گاهی نیستند که ارزش افزوده ی این کالاهای فرهنگی بی نهایت زیاد است واین موضوع گاهی برای خودشان تعجب برانگیز است ، نتیجتا اینکه چه مجموعه دار باشیم و یا نباشیم با خرید یک یا دو اثر فرهنگی میتوانیم محصولی را با روح فرهنگی که نتیجه یک عمر تلاش و تفکر یک روح زیبانگر بوده به منزل خود و یا محل کار خود ببریم و با این کار توانسته ایم :


توجه زیادی به علائق و سلائق و زیبایی های درونی خود و کمک شایانی به فرهنگ و هنر این مرز و بوم بنماییم ، سرمایه وسیعی را نزد خود اندوخته کنیم که با قدرت افزایش خود بیش از هرکالای سنتی و مدرن کمک به توسعه و ترویج هنر این مرز و بوم به بعضی از نقاط دنیا و آموختن به سایرین که به جای اندوختن سرمایه های اندک خود در سپرده های بی ثمر که سود آن با توجه به تورم های فزاینده هرگز متوجه ما نمیشود میتوان با غرق شدن در زیبایی و ارتقا فرهنگ زیبا شناسی که در محیط خانواده به جای اشیایی که نه جنبه زیبایی دارند و نه اقتصادی میتوان با نصب یک اثر هنری در منزل ، محل کار و یا محل های عمومی ، هم به جنبه های زیباشناسی توجه کرد و هم به اقتصاد فرد ، خانواده ، شرکت و یا سازمان پویائی بیشتری داد چرا که طبق آمار های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول فقط در سال 2015 بیشترین رشد سرمایه گذاری به طور میانگین در سراسر جهان ، اول مربوط به خرید زمین و دوم مربوط به خرید اثر هنری بوده است.


اگر کم ارزش ترین اثر هنری را که متناسب با بودجه ما باشد تهیه کنیم و ظرف 2 یا 3 سال از لذائذ بصری آن بهره مند شویم و بعد از این مدت بخواهیم حدودا در همان زمینه و با همان هزینه اثری هنری را تهیه کنیم حتما امکان پذیر نخواهد بود چون تجربه نگارنده و آمار ها نشانگر نوعی رشد اقتصادی فزاینده در محصولات “هنر تجسمی” می باشد که مخاطب پس از مدتی ، خود را ناگزیردر موقعیت “مجموعه داری” فرض نموده و ترجیح میدهد با پرداخت سرمایه خود در تهیه یک اثر هنری به اهداف زیادی دست یابد.


محمدعلی اردهالی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *