محبوب ترین نشریات ما بعد از انقلاب

[ad_1]

محبوب ترین نشریات ما بعد از انقلاب

شاید اینها آخرین نشریات مهم تاریخ مطبوعات ایران باشند نشریاتی که هر کدام در دوره ای آمدند و موجی با خود ایجاد کردند دیگر با آغاز دوران دیجیتال بعید است هیچ نشریه دیگری بتواند موج سازی را آغاز کند


شاید اینها آخرین نشریات مهم تاریخ مطبوعات ایران باشند؛ نشریاتی که هر کدام در دوره ای آمدند و موجی با خود ایجاد کردند. دیگر با آغاز دوران دیجیتال بعید است هیچ نشریه دیگری بتواند موج سازی را آغاز کند. برج و باروی مطبوعات در سراسر جهان یک به یک فرو می ریزند و برگشتی در کار نیست…




انتخاب این ۱۰ نشریه با سلیقه هفت صبح بوده است. از میان روزنامه های کیهان و شرق و همشهری را انتخاب کردیم ولی خودمان اهمیت اعتماد به عنوان دیرپاترین روزنامه بخش خصوصی یا جام جم به خاطر رقابت پیروزمندانه اش با همشهری را می دانیم، یا تاثیر سلام بر سپهر سیاسی کشور و همینطور دنیای اقتصاد به عنوان نشریه خصوصی و اقتصادی موفق. (و البته درباره خودمان حرفی نمی زنیم. آن را شما باید بگویید!)




در میان نشریات جوان پسند، چلچراغ را انتخاب کردیم. طبیعی است که ارزش ایران جوان و همشهری جوان را به خوبی می دانیم. هفته نامه مهر را به خاطر آغاز سبک غیرعادی اش که مبتنی بر تک نگاری نویسندگانش بود به یک نشریه موفق دیگر مثل تماشاگر ترجیح دادیم. گل آقا در میان نشریات طنز و پیام امروز در میان ماهنامه های سیاسی جبهه و دوکوهه را به خاطر سبک جنجالی سیاسی شان انتخاب کردیم. جایگاه مجله فیلم و دانستنی ها حداقل برای کسانی که دهه ۶۰ روزنامه خوان بودند، غیرقابل خدشه است. به هر حال این انتخاب ما برای مطبوعات است؛ هر چند با دو روز تاخیر از روز خبرنگار.




روزنامه شرق و هفته نامه شهروند امروز




این دو نشریه در یک کلام خلاصه می شوند: «قوچانی»! سردبیر جوان، باسواد و کاربلدی که توانست فصلی جدید در مطبوعات سیاسی کشور رقم بزند. او که کشش وافر به نشریات پرصفحه دارد، حجم مطالب معمول یک ماهنامه یا فصلنامه را در هفته نامه شهروند امروز و حجم مطالب یک هفته نامه را در روزنامه ای به نام شرق جا می داد؛ آنقدر که نقد عموم خوانندگانش به جای کم بودن مطالب خواندنی به انبوه مطالب و فرصت کم مطالعه دست کم بخشی از آن بود.




روزنامه شرق، دوم شهریور ۱۳۸۲ منتشر شد و تا به امروز چهار بار توقیف شده است. قوچانی از این میان فقط دو توقیف در کارنامه خود دارد. این روزنامه توانست نگاه تحلیلی – سیاسی – اجتماعی را با نگاهی تعدیل شده و در عین حال نزدیک به روزنامه های توقیف شده دوران اصلاحات مانند توس و جامعه، روزنامه مخاطبان عموما اصلاح طلب شود.






قوچانی پس از سه سال همراهی شرق دست از کار نکشید و با فشار در تغییر مدیریتی شرق راهی نشریه ای دیگر شد. هفته نام شهروند امروز، هفته نامه ای خبری – تحلیلی بود که به سردبیری محمد قوچانی، اسفند ۸۵ به روی دکه ها آمد و آبان ۸۷ برای بار نخست توقیف شد. دور دوم انتشار آن نیز که از تیر ۹۰ آغاز شده بود با سردبیری رضا خجسته رحیمی، فقط یازده شماره عمر کرد و بار دیگر توقیف شد.




هفته نامه شهروند با مدیرعاملی حمید عطریانفر، توانست در مدتی کوتاه به پشتوانه انبوهی از روزنامه نگاران نام آشنای ایران و همچنین نشر مطالب گروهی از فعالان فرهنگی و سیاسی کشور، و همینطور توانایی مالی چشمگیر پشتیبانانشان، به نام نشریه ای متفاوت شناخته و با اقبال در فروش همراه شود.




گرچه توقیف شهروند امروز پایان کار این گروه نبود و در هفته نامه «ایران دخت» تا توقیف آن در سال ۸۸ میزبان این روزنامه نگاران بود. دو سال بعد، هفته نامه آسمان با سردبیری قوچانی اجازه انتشار پیدا می کند؛ هفته نامه آسمان از آبان ۹۰ تا بهمن ۹۲ منتشر شد ولی تغییر امتیاز آن به روزنامه و انتشار ۶ شماره از آن، خیلی سریع به توقیف نشریه منجر شد.




ماهنامه پیام امروز




دهه ۷۰- ساختمان آجری دوراهی قلهک؛ محله بروبیا روزنامه نگاران کاربلدی بود که روایت دیگری از جریان آن دوران را نشر می دادند. نشریه ای که ۱۵ خرداد ۱۳۷۳ به روی دکه ها آمد و هفت سال بعد، چراغش خاموش شد.






نویسندگان پیام امروز گرچه عموما، سابقه کار روزنامه نگاری حوزه فرهنگ و ادب داشتند ولی در این چارچوب نماندند. همزمان با دوران تحولات اقتصادی و سیاسی ایران و ماجرای اختلاس ۱۲۳ میلیاردی، پا را چند قدم فراتر گذاشتند و نشریه ای سیاسی – اقتصادی را در متن رقم زدند.




این ماهنامه در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، بیشتر به اقتصاد می پرداخت و با پوشش نگاه بیرونی، سیاست ایران را از منظر خبرنگاران و گزارشگران غربی بازتاب می داد.


با شروع دوره اصلاحات، کم کم زور سیاست بر اقتصاد در پیام امروز چربید و رقیب روزنامه های دوران اصلاحات شد. عدم وابستگی حزبی «پیام امروز» موجب شد در دورانی که رأی افراد با روزنامه ای که می خواندند مشخص می شد، دایره خوانندگانش فزونی پیدا کند و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین های دهه ۷۰ نامش باقی بماند.




ماهنامه فیلم




از سال ۶۱ که اولین شماره مجله فیلم روی دکه رفت بیش از ۳۰ سال می گذرد. این ماهنامه سینمایی در دو شماره اول با نام «سینما ویدئو» منتشر شد و بعد به «فیلم» تغییر نام داد. در طول این سال ها هزاران مخاطب تخصصی سینما همراه این نشریه نوستالژیک بودند. کم نیستند کسانی که چندین سال کلکسیون این مجله را گوشه اتاق شان جمع کردند و بعدها به منتقدان و سینماگران مشهوری تبدیل شدند.




تداوم انتشار این ماهنامه تخصصی که به طور خصوصی اداره می شود، در ۴۷۷ شماره بی گمان مدیون ثبات تیم مدیریتی آن است. مسعود مهرابی به عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسئول و هوشنگ گلمکانی به عنوان سردبیر سهم بسزایی در سه دهه سینمای پس از انقلاب ایران دارند.








در دهه ۶۰ و ۷۰ که خبری از اینترنت و ماهواره نبود، عاشقان سینه چاک سینما مرجعی غیر از همین مجله نداشتند؛ آن هم در دوران ممنوعیت ویدئو و وی اچ اس که فقط در چند سینمای خاص در سانس های محدود، فیلم های اروپای شرقی و شوروی سابق به نمایش گذاشته می شد.




در رویکرد این مجله از همان ابتدا نوعی تعادل وجود داشت. نه خیلی به نشریات روشنفکری شبیه بود و نه خیلی به نشریات عامه پسند پهلو می زد؛ همین مسئله باعث شد طیف مخاطبان بیشتری را برای جذب در دسترس داشته باشد.




هفته نامه گل آقا




«شاغلام»، «غضنفر»، «ممصادق»، «کمینه عیال ممصادق» و … یادگارهای شخصی هستند که در فضای دهه ۶۰ توانست یک تنه طنز و نقد را به نشریات کشور بازگرداند.




«کیومرث صابری فومنی» با نام مستعار «گل آقا» در سال ۱۳۶۳، یعنی دورانی که فضای جامعه در تب و تاب دوران جدید بود و طنزنویسی هنوز مجالی برای عرصه ظهور نداشت، با یادداشت های روزانه طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از مشکلات جامعه در صفحه سوم روزنامه اطلاعات، تحول بزرگی در فضای مطبوعات کشور به وجود آورد.








خیلی ها بالا رفتن آستانه تحمل مسئولان در زمینه نقد و طنز را مدیون او می دانند. او ۶ سال بعد در سال ۱۳۶۹ اولین هفته نامه طنز بعد از انقلاب با نام گل آقا را منتشر کرد که تا سال های سال یکی از پرطرفدارترین نشریات کشور بود و روزهای پنجشنبه هر هفته خیلی ها را به پای کیوسک ها می کشاند.




دولتمردان و مدیران دولت هاشمی از سوژه های مورد علاقه هفته نامه گل آقا بودند و در این میان مرحوم حسن حبیبی، معاون رئیس جمهور وقت (هاشمی رفسنجانی) پای ثابت همیشگی کاریکاتورهای روی جلد گل آقا بود.




در سال ۸۱ گل آقا ناگهان آخرین شماره خود را منتشر کرد و کیومرث صابری این بار در سرمقاله خود نه نامی از شاغلام برد، نه از غضنفر و برای اولین و آخرین بار در انتهای سرمقاله اش به جای نام گل آقا، نام خودش را زیر آن نوشت.




در سال ۸۶ هفته نامه گل آقا مدت کوتاهی توسط دختر کیومرث صابری فومنی (گلنسا) منتشر شد که پس از مدتی تصمیم به توقف انتشار آن گرفته شد و تا امروز تنها شعار گل آقا باقی مانده: «یک دهان دارم دوتا دندانِ لق/ می زنم تا زنده هستم حرفِ حق».




دوهفته نامه دانستنی ها




با وقوع انقلاب و در میان بحبوحه تغییرات سیاسی سریع کشور، احتمالا فقط «فرانه بهزادی» و همکارانش بودندکه به درستی تشخیص دادند انتشار مجله ای علمی بهترین گزینه در آن دوران است.




فرانه بهزادی دختر علی بهزادی است که بنیانگذار و مدیر نشریه سپید و سیاه بود که پیش از انقلاب منتشر می شد و در همان دوره تعطیل شد. نام نخست دانستنی ها، «دانستنی ها برای جوانان» بود که پس از چند شماره نامش به عنوان امروزی آن، تغییر پیدا کرد.








دانستنی ها از همان ابتدای کار نگاهی عامه پسند داشت به هر آنچه «دانستنی» به حساب نام می گیرد و موضوعات مربوط به دانش و فناوری، طبیعت و تاریخ از جمله سرفصل های مطالب دانستنی ها بود.




این نشریه علمی – ترویجی که عنوان «نخستین مجله دایره المعارفی و تمام رنگی ایران» را به نام خود کرد و توانست در ابتدای دهه ۶۰ به فروش رویایی چند صد هزار نسخه در ماه دست پیدا کند. با اینحال پس از نزدیک به دو دهه وقفه در انتشار و در پاییز ۸۸ گروه مجلات همشهری با خرید امتیاز این نشریه، از برند «دانستنی ها» برای انتشار مجله ترویجی دانش و فناوری خود سود می جوید؛ اتفاقی که سبب شد بار دیگر لقب پرفروش ترین به این دوهفته نامه برسد؛ البته این بار در میان مجلات چاپی گروه مجلات همشهری.




روزنامه کیهان




روزنامه کیهان به عنوان یکی از قدیمی ترین نشریات ایران که از سال ۱۳۲۱ روی دکه رفت و از آن زمان انتشار آن تقریبا بدون وقفه ادامه یافته است؛ یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نشریات کشور محسوب می شود. فارغ از اینکه در دوره های مختلف چه گروهی و با چه طرز فکری در رأس مدیریت آن قرار داشته اند، روزنامه کیهان برای همه مهم بوده است.




از دوران قبل از انقلاب و دهه ۶۰ که بگذریم، از ابتدای دهه ۷۰ «حسین شریعتمداری» سکاندار هدایت این روزنامه بوده است. شریعتمداری در روزنامه کیهان و محمد کاظم انبارلویی در روزنامه رسالت دو چهره شاخص رسانه ای جریان اصولگرا محسوب می شوند.








شاید سر و شکل رنگ و رو رفته و نحوه صفحه آرایی کیهان چندان مورد پسند مخاطبان جوان مطبوعات واقع نشود اما سرمقاله های تند و آتشین شریعتمداری هر روز بازتاب گسترده ای در سایت ها و فضای سیاسی ایران دارد، ضمن اینکه این روزنامه دیگر شمایل یک روزنامه کلاسیک به خود گرفته که نسل اولی های انقلاب عادت دارند هر روز عصر یک لیوان چای بنوشند و کیهان بخوانند.




البته از این نکته هم نگذریم که کیهان مخالفان زیادی دارد، عده ای معتقدند گاهی مصالح ملی را رعایت نمی کند و در اتهام زنی به چهره های مطرح سیاسی پروایی ندارد اما با اینحال هنوز پیوند شریعتمداری و کیهان ناگسستنی به نظر می رسد. کیهان در مجموع بیشتر از اینکه یک روزنامه عمومی باشد، یک روزنامه حزبی به نظر می رسد.




هفته نامه شلمچه و جبهه




هفته نامه های «شلمچه» و «جبهه» و ماهنامه «صبح دوکوهه» روزگاری رسما توپخانه منتقدان دولت اصلاحات و سازندگی بودند. این نشریات به لحاظ ماهوی به هفته نامه یالثارات حسین (ع) (ارگان رسمی انصار حزب الله) قرابت فکری داشتند.




وجه اشتراک این نشریات حضور «مسعود ده نمکی» بود. احتمالا خیلی از متولدین دهه ۷۰ که برای سری فیلم های اخراجی ها هورا می کشند، نمی دانند تا دو دهه پیش مسعود ده نمکی در اوج جوانی نماد جریان فوق رادیکال در سپهر سیاسی ایران بود.








ضریب نفوذ بالای ده نمکی و دوستانش در نیمه دوم دهه ۷۰ در میان جوانان حزب اللهی قابل انکار نیست. نقطه قوت این نشریات که بین سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۴ منتشر می شدند، زبان صریح و جسورشان بود. آنها حتی در انتشار آگهی ها هم خلاقیت به خرج می دادند و مثلا در هر شماره از نشریه جبهه ۲۰ یا ۳۰ صفحه به آگهی هیات ها و مراسم مذهبی اختصاص داشت.




قلم بی پروای نویسندگان این نشریات اتمسفر سیاسی نیمه دوم دهه ۷۰ خیلی جواب می داد اما اکنون در دوران اعتدال و دهه ۸۰ و ۹۰ بعید است مشتری خاصی داشته باشد و مسعود ده نمکی بهتر از هر کسی این نکته را می داند.




روزنامه همشهری




ارزان، تمام رنگی و پر از آگهی! روزنامه ای که به صاحب امتیازی شهرداری تهران، انتشار خود را از ۲۴ آذر ۱۳۷۱ آغاز کرد و خیلی سریع توانست به خودکفایی مالی برسد. نشریه ای که به پشتوانه کرباسچی و با بهره گیری از چاپ مدرن، جریانی متفاوت از نشریات سیاه و سفید آن زمان در پیش گرفت.




قیمت مناسب و استفاده از تصاویر و طرح های رنگی، بسیاری از مخاطبان را به رغم اختصاص بخش عمده ای از مطالب به شهر تهران، به سوی این روزنامه کشاند. (البته رانت مالی غیرمنصفانه شهرداری و حمایتش از این روزنامه را نباید فراموش کرد.)




طراحی آگهی و پوشش متفاوت نیازمندی ها، با گرافیکی متفاوت از دیگر روزنامه ها، این روزنامه را به رسانه رسمی تبلیغات چاپی در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد که هنوز هیچ رقیبی به این قدرت به خود ندیده است.








به لطف نیازمندی های پرسود روزنامه همشهری، آزمون و خطاهای بسیاری را این روزنامه از سر گذراند؛ از چاپ نسخه همشهری در امارات تا چاپ همشهری عصر؛ از انتشار بیش از ۲۰ مجله رسمی و مجوزدار و دهها عنوان ویژه نامه محلی و موضوعی گرفته تا پایگاه خبری آنلاین.




برخی از این تجربه ها رنگ یک سال کامل به خود ندیدند و برخی دیگر ستونی جدید برای برند همشهری به حساب می آیند. روزنامه همشهری در جدیدترین حرکت خود، از فناوری «واقعیت افزوده» برای افزودن صدا و تصویر به متن روزنامه به واسطه گوشی های هوشمند و تبلت ها بهره برده است.




هفته نامه مهر




تمام رنگی در قطع تابلوئید به سبک روزنامه های اروپایی! هفته نامه مهر درست یک ماه پیش از دوم خرداد ۷۶ مجوز گرفت و نشریه ای وابسته به حوزه هنری تبلیغات اسلامی بود؛ نشریه ای که به پشتوانه محمد علی زم، ریاست وقت حوزه هنری توانست ورای خطوط قرمز زمان خود حرکت کند و خیلی سریع تبدیل به نشریه ای پرفروش شود.








نگاه متفاوت حجت الاسلام زم و همزمانی انتشار هفته نامه «مهر» با وقوع بهار مطبوعات معاصر، باعث شد این هفته نامه به یکباره در کانون توجه ها قرار گیرد. نخستین سردبیر مهر، سید علی میرفتاح بود که از روزنامه نگاران تاثیرگذار دهه های اخیر است. دوره نخست مهر سه سال بعد به پایان رسید و عملا تعطیل شد. با اینحال تغییر مدیریت حوزه هنری سبب شد که فرصت انتشار دوباره آن در قالب دو هفته نامه فراهم شود.




مهر در سال های ۷۹ و ۸۰ با استفاده از چهره هایی مثل میرشکاک، نبوی، برادران موسوی، افخمی، خوشخو، معززی نیا و یعقوبی بهار دوباره ای را آغاز کرد اما با رفتن زم این تیم هم از مهر جدا شدند.




هفته نامه چلچراغ




از سال ۸۱ پای هفته نامه ای با لگوی عجیب و جلد کاهی به دکه ها باز شد که شعار «شنبه خوب، شنبه چلچراغ» را همراه داشت و خیلی زود به یکی از تاثیرگذارترین و پرطرفدارترین نشریه های جوانان کشور تبدیل شد.




چلچراغ اما بدون شک نقطه عطفی در تاریخ مطبوعات ایران بود که توسط گروهی از روزنامه نگاران مطرح با ایده های نو و خلاقانه برای جوانان راه اندازی شد و خیلی زود به جایگاه تاثیرگذاری دست پیدا کرد. چلچراغ در فضای اصلاح طلبانه آن سال ها با ایده های آوانگارد خود بسیاری از جوانان را روزنامه خوان کرد و روزنامه نگاران زیادی هم وارد فضای مطبوعات کرد. تابوشکنی و دوری از فضای خشک و کُند روزنامه نگاری، جزو ارکان اصلی چلچراغ بود که البته به میزان طرفدارانش، منتقد هم داشت و خیلی ها این نشریه را به زرد بودن متهم می کردند.






این هفته نامه جزو معدود نشریاتی بود که صفحات آن با نام نویسندگانش شناخته می شدند و در جشن های چلچراغ، نویسندگانش حتی از بازیگران هم محبوب تر بودند.




در آن سال ها خط قرمزهای نشریات آرام آرام پررنگ تر شدند و چلچراغ هم آرام آرام خط و سوی ملایم تری در پیش گرفت. با وجود آن که چلچراغ در طول سال های انتشار خود تغییرات زیادی را دید اما حیاتش را حفظ کرده و همچنان در حوزه جوانان مشغول به فعالیت است.




عموزاده خلیلی صاحب امتیاز و آرش خوشخو، منصور ضابطیان، علی میرمیرانی، بزرگمهر شرف الدین، امیر مهدی ژوله و بزرگمهر حسین پور سردبیرهای دوره های مختلف آن از ابتدا تا امروز بوده اند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *