مستندساز اجتماعی اگر مُصلح نباشد پس چیست؟!

[ad_1]

مستندساز اجتماعی اگر مُصلح نباشد پس چیست

اگر مستند ساز اجتماعی نسبت به سوژه مستند خود, منفعل باشد,نافی نیت و نقض غرض مضحکی برای فیلمی است که ادعای ساخت سخت آن را در مصاحبه هایش,بارها عنوان می کند


مستندسازی در ژانر اجتماعی،که اهمیت گسست فرهنگی را رها کرده و برای تاثیرگذاری بر عموم تماشاگران،در لایه های متنوع اجتماع،سوژه ای را در برابر دوربین خود قرار می دهد،نسبت به حال و روز سوژه خود،مسئولیت پذیر است و به بهانه های جذاب و عوامفریب(در حقیقت خود فریب!)،از اکران عمومی و نمایش مستندش برای مردم پرهیز نمی کند،بلکه همانند مستند شریف و تحسین برانگیز «آوانتاژ» با حضور مددجویان و بهبود یافتگان کارتن خواب،حتی در سینمای بالا شهر«کاخ» جشنواره،مواجه می شود.


روز سیزدهم آبان،در برج میلاد،یکی از مستند های موفق جشنواره فیلم سی و پنجم،(همانند مستند مهم «انحصار ورثه»)،خط بطلانی بر ادعای برخی منتقدان مخالف نمایش مستند های برگزیده در نخستین سئانس جشنواره،کشید.


تماشاگران این مکان که عموما از اهالی سینما و عوامل فیلم های دیگر سینمای داستانی جشنواره بودند،با خیل عظیمی از بهبودیافتگان سینمای مستند در یک فیلم،مواجه شدند.کاری که به صورت منطقی برای تقارن اهل سینمای داستانی شدیدا معطوف به سرمایه های دولتی و شبه دولتی و نیمه خصوصی لازم است و دوستان از لاک فقدان سوژه ناب،به در می آورد.


نکته دیگری که در این جمع شادمان و انرژیک دیده می شد،این بود که کارگردان این مستند،که پیشتر اعلام کرده بود:« به تازگی با استفاده از جایزه ای که از طریق حضور «آوانتاژ» در جشنواره «سینماحقیقت» کسب کردم و همچنین وامی که گرفتم مغازه ای با نام «آوانتاژی ها» دایر کردم که چهار نفر از کاراکترهای «آوانتاژ» در آن مشغول به کار هستند و بسیار متعصب تر از افراد عادی کار


می کنند.»چرخه موفقیت آمیز مدیریت سوژه و رها نکردن جامعه ای از افراد دردمند اجتماع توسط عوامل این فیلم،نمونه ایده آلی برای تذکر به مسئولانی است که آمارهایشان با واقعیت موجود تفاوت ثری تا ثریا دارد.


در این مستند هفتاد دقیقه ای،در پلان های ابتدایی نیایشی معروف از علی شریعتی شنیده می شود که به کارتن خواب های مصمم گذشته و بهبود یافتگان امروز،به صورت جمعی فریاد می زنند:«خدایا! آرامشی به من عطا کن تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم ، شجاعتی به من ده تا چیزهایی را که می توانم، تغییر دهم و عقلی، که تفاوت میان این دو را تشخیص دهم».


بازهم جای دریغ است که در روزگاری که تئاتر تعاملی در هنرهای محیطی ما،در حال فزونی است،کمتر مستندهای اجتماعی نظیر «آوانتاژ» موجود است که موجودیت خود را به تعدد جایزه های جهانی نمی داند و از بیان درد،شرم و حیایی در هیچ کدام از دو طرف معادله،فیلمساز و سوژه،دیده نمی شود.چرا که آنکه مصمم است می داند که درد را باید گفت و اگر توانایی است،برای آن برآشفت.


فوتبال در این مستند،یک تفریح دیداری نیست.مددجویان یا کارتن خواب های


گذشته به اطراف زمین تیم های بزرگان نمی روند تا هزینه درمان را طلب کنند،بلکه آنها در لباس بازیکن،با پوشیدن گرمکن،دلهای همسران و والدین و تماشاگران را گرم می کنند. در جهان بینی مسئولان مرکز بازپروری «سرای امید طلوع»،که خود از میان معتادان کارتن خواب بوده اند،این فوتبال با مولفه هایی که ذکر شد،یک مبارزه است.در این نوع مستند اجتماعی است که کارگردان بعد از ساخت مستندش،بازهم پیگیر وضع سوژه های دردمند خود است:« به افرادی که این روزها با شنیدن موضوع گورخواب های نصیرآباد متاثر می شوند پیشنهاد


می کنم تا سری به دره فرحزاد، اتوبان آزادگان، مولوی، دروازه غار و خلازیر بزنند تا به چشم مسایل تکان دهنده دیگری را ببینند».


در واقع مستندسازی که بی دغدغه پیگیری مسائل اجتماعی،خود را مستند ساز


اجتماعی قلمداد می کند،اتفاقا دلش غنج می رود برای ادامه ناهنجاری های اجتماعی،تا بر کارنامه هنری! خود بیافزاید.اما آنچه در نوع عملکرد آقای کات با مستند آوانتاژ شاهد هستیم،او به دنبال هم افزایی سوژه با کارگردان،هرچند ذوق هنری را در ساختار فیلمش رعایت می کند،اما اسیر فرضیه های غیر مرتبط «عدم تاثیر پذیری هنرمند از سوژه» نمی شود.اثر چنین هنرمند پاسخگو به وجدانش،یکی از ناب ترین تلاش های بصری مستند های اجتماعی را پدید می آورد.


در پایان خوشحالم که شهرداری امکان ادامه کار نیک «سرای امید طلوع»را به جامعه کوچک دردمندش داد،تا در برابر جریان کارتن خواب سازی اجتماع،تلاشی هرچند کوچک اما امیدوارکننده ای را شاهد باشیم!


هومن ظریف

[ad_2]

لینک منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *