نمایشگاه برهوت

[ad_1]

نمایشگاه برهوت

نمایشگاه آهنگ آفتاب با عکس هایی از کویر ایران, عصر روز سه شنبه 9 شهریور 1395 در موزه هنرهای معاصر تهران افتتاح شد این در حالی است که برگزارکنندگان در مقابل سوالات متعدد نشست خبری, وعده داده بودند این نمایشگاه از نظر کارشناسی رویداد قابل دفاعی است اما آنچه در مراسم افتتاحیه اتفاق افتاد و آنچه روی دیوار گالری های موزه رفت, با ابهامات زیادی همراه شد


نمایشگاه برهوت






نمایشگاه «آهنگ آفتاب» به عنوان اولین نمایشگاه انفرادی عکس موزه هنرهای معاصر تهران با عکس هایی از کویر ایران، عصر روز سه شنبه افتتاح شد. این در حالی است که برگزارکنندگان وعده داده بودند این نمایشگاه از نظر کارشناسی رویداد قابل دفاعی است. اما آنچه در مراسم افتتاحیه اتفاق افتاد و آنچه روی دیوار گالری های موزه رفت، با ابهامات زیادی همراه شد.


حضور شخصیت های وابسته به حوزه میراث و سازمان میراث فرهنگی و در مقابل غیبت چشمگیر عکاسان آزاد و نظریه پردازان مهم عکاسی در جلسه افتتاحیه و ردیف نخست صندلی های سینما تک، نشان از تعاملات اداری و اقتصادی خارج از موضوع هنر داشت. به ویژه تاکید بر جاذبه های توریستی و جغرافیایی کویر، ثبت جهانی لوت، تابلوهای معرفی مکانیزم های قنات ایرانی، کاتالوگی که آشفته و به دور از روال کاتالوگ های هنری موزه منتشر شده بود، نحوه خبرسازی و… همه این شائبه را به وجود می آورد که سازمان میراث فرهنگی، موزه را جای مناسبی برای گزارش عملکرد خود در ثبت آثار طبیعی تشخیص داده که از قضا می تواند وظائف مرسوم در هفته دولت را از روی دوش سازمان بردارد. اعلام برنامه هایی مثل سفر نمایشگاه به ژنو و نیویورک و… نشان از علاقه مندی این سازمان برای تبلیغات گردشگری در خارج از مرزها دارد که همزمانی آن با وقایع ثبت لوت برای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و در چهارچوب شعارهای سیاسی تازه دولت، حائز اهمیت است. از طرفی تمجیدهای بی پایان از کسی که پیش از این در جامعه عکاسی هیچ سابقه ی حرفه ای، به یاد ماندنی و تاثیرگذاری نداشته ـ آن هم از زبان کسانی که شهرتشان در جامعه هنری به خاطر فعالیت های شناخته شده دیگری است ـ جستجو در میان دلایل غیرهنری این نمایشگاه را ناگزیر می کرد.


استفاده از واژه های غلوآمیزی مثل “شاعرانه” و… از مشخصات مراسم افتتاحیه و نشست خبری این نمایشگاه بود. معمولاً مردم عادی از کلمه “شاعرانه” برای تظاهر به فهم آثار هنری استفاده می کنند. به نظر این گروه تعبیر “شاعرانه” مثل صفت “نقاشانه” و…، تاثیر گذارترین واژه برای فضل فروشی است. کسانی که اندکی اطلاعات هنری داشته باشند، توصیف “شاعرانه” را برای آثار رمانتیک به کار می برند. اما هنرمندان آشنا با ادب، اثری را “شاعرانه” می نامند که در عمق و تأویل پذیری، در طروات و احیاء عناصر مصرف شده و کهنه، در طراوت و تازگی؛ با سیالیت خیال انگیز شعر (که رستاخیز کلمات است) قرابت هایی داشته باشد. حالا باید دید آثار این نمایشگاه که ثبت یک به یک طبیعت و اغلب همان تمرینات ابتدایی هنرجویان برای درک مفهوم خط و بافت و… است، شامل کدام گروه از توصیف “شاعرانه” می شود؟


کلید واژه دیگر این نشست “کانسپت” بود. Concept به معنی دست یافتن به ایده ای فراتر از ظاهر، فراتر از سنت، دور از تکرار و روشی برای تبادل اندیشه با دیگران است. از این منظر؛ یکی از مهمترین چالش های انسان امروز حصول معنا و درون مایه ای عمیق برای پدیده های اطرافش است. بازنمایی کویر (چندان واقع گرایانه که به قول یکی از اعضای نشست؛ در این نمایشگاه احساس حضور در کویر خواهید کرد یا به قول دیگری که غبطه کویرگردی را زنده خواهد کرد) چه ایده هنری متفاوتی است؟ تصمیم برای سفر به کویر و عکاسی از جاذبه های کویر و ترغیب بازدیدکننده به دیدن کویر، یک راهبرد توریستی است نه هنری. این سفر ـ اگر چه همراه با دوربین عکاسی باشد ـ با چه منطقی می تواند روشی برای القای محتوا یا معنایی هنرمندانه باشد؟ کلمات عجیب و تعبیرات افراطی را نمی توان با هر چسبی به اثری که قابلیت پذیرش آن را ندارد، چسباند. بسیاری از نمایشگاه های عکاسی در چند سال گذشته، با وجود این که حکایت درستی از مفهوم کانسپت عکاسی دارند، با عکس نوشت هایی که مخاطب را غرق در اندیشه می کند، در یک فضای خصوصی و کوچک نگارخانه و حداکثر در بازه زمانی یک هفته الی ده روزه برگزار شده اند و نه در یک بنای ملی و معتبر جهانی به نام موزه هنرهای معاصر تهران و چند ماه. چه معنای اضافه شده ای در این آثار مستوجب و مستحق ارائه مدال های طلایی کانسپت و شاعرانگی است؟ آیا در فضای هنری موزه هنرهای معاصر تهران، می توان یک پروژه غیرعلمی و ساده عکاسی، که در اغراق آمیزترین حد نام گذاری، فراتر از عنوان مستندسازی هم نیست، پروژه پژوهشی معرفی کرد؟ پژوهش در چه چیزی؟ پژوهش تک بعدی در اقلیم و جغرافیا و… کجای وظائف و اهداف موزه قرار دارد؟


واژه بعدی “شگفت انگیزی” بود. گذشته از ابعاد بزرگ این آثار، چه چیز شگفت انگیزی در این آثار وجود داشت؟ مگر این که شگفت انگیزی کویر را به هنرمند منتسب کنیم. چه ترفند عکاسانه و هنرمندانه ای، شگفت انگیزی را به مخاطب القاء می کرد جز خود معنا و خاطرات کویر؟ معمولاً این نوع آثار عوام پسند، در بین تکالیف درس آشنایی با مبانی هنرهای تجسمی همه دانشجویان هنر دیده می شود. باور کنیم؛ این که عده ای بدون دانستن تفاوت قشنگی و زیبائی بیایند و از تماشای عکس های خوشگل کویر لذت ببرند و کنار تابلوهای عریض نمایشگاه عکس سلفی بگیرند، پدیده شگفت انگیزی برای هنر نیست. این که عده ای از فرم های سایه ـ روشن و یا خطوط فرمالیستی و بافت های ساده شگفت زده می شوند، شاید به خاطر این است که حداقل در ده سال گذشته، عکس (به مفهوم واقعی عکس) ندیده اند که البته برای کارشناسان تاریخ و جغرافیا و… حاضر در سالن موزه، چندان هم تعجب برانگیز نیست. این روزها نمایشگاه های عکاسی مینیمال و فرمالیستی، از فرط تکرار، حتی در گالری های کوچک هم، جاذبه ای ندارند تا چه رسد به “شگفت انگیزی”. واقعاً سری به نگارخانه های تخصصی عکاسی بزنید. گذشت آن روزگاری که برای عکاسی با چهار تا عکس نت و سالم از بناهای تاریخی و پنج تا عکس از گل و…، نمایشگاه بگذارند و کف و سوت بزنند. این روزها شبکه های تلوزیونی، فضاهای مجازی، عکس های یادگاری و گزارش مصور تورهای کویر مصر و… پر از این تصاویر و عکس هاست. با وجود پدیده ای به نام اینترنت، جستجوی این عکس ها، کار ساده ای برای برگزارکنندگان خواهد بود.


احساس غرور، کشف، باید دست‌شان را بوسید، شاعری، غزل، شأن، لحظه ای مستانه، اثر هنری فاخر، رسالت و… کلمات دیگری بود که در تقدیس این نمایشگاه به کار رفت، در حالی یکی از ستایشگران گفته بود: ” من کلماتم را بی خود مصرف نمی کنم.”


از همه این توضیحات که بگذریم و اگر توجیهات و استدلالات برگزارکننده را بپذیریم (که البته پذیرفتنی نیست) و به فرض لزوم برگزاری چنین نمایشگاهی، آیا مسئولین و مشاورین و کارشناسان موزه از این موضوع غافل بودند که؛ عکاسان و هنرمندان زیادی در کشور، عکس های فراوانی در این ژانر و موضوعات اعلام شده دارند که از نظر کیفی و زیبائی شناسی عکاسانه، در حد غیر قابل مقایسه ای از مجموع آثار ارائه شده، بهترند؟! آیا کارشناسان موزه تجربه ای از ارائه موضوعات مفهومی مثل باد و خاک و… ندارند که ساده ترین شیوه ارائه را برگزیده اند؟ اگر این طور که موکداً از رسانه و مدیای معاصر گفته می شود و اگر واقعاً به این موضوع باور دارند، چرا رد پایی از مشاوران آگاه در هنر معاصر در این نمایشگاه به چشم نمی خورد؟ ضمن احترام به سوابق و تجارب، کدام یک از سخنرانان پشت تریبون، که تنها به نگاه و گروهی مشخص اختصاص پیدا کرده بود، در قیاس با برایند هنر ایران، شایستگی دفاع از “هنر عکاسی معاصر” را دارند؟


انتظار می رود؛ برگزاری نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر تهران، به عنوان الگوی هنری و به خاطر تعاریف خاص موزه، تاثیرگذاری در نگاه جامعه هنری، نقشی که در نمایش ظرفیت های هنری کشور دارد، برای هدایت هنرمندان و هنرجویان جوان و… با حساسیت هایی بیش از روابط اداری و جناحی و… و در عوض متکی بر خرد جمعی حوزه هنرهای تجسمی طراحی و اجرا شود.


سعید فلاح فر


کارشناس و مدرس هنر


سعید فلاح فر

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *