طنز و رابطه آن با برادران قاسم خانی

[ad_1]

طنز و رابطه آن با برادران قاسم خانی

مرحوم کیومرث صابری,نه فقط «گل آقا», که معلم و ادیب هم بود او خیلی تلاش کرد که این نکته نه چندان پیچیده را بیاموزاند که «طنز» نوعی بیان ادبی است یعنی وقتی ما با «متن» طرف هستیم, می توانیم عنوان طنز را به کار ببریم اما زمانی که متن یا نمایشنامه ای به نمایش, فیلم یا سریال تبدیل می شود, باید عنوان «کمدی» را به کار برد و اطلاق طنز به تئاتر یا فیلم و سریال غلط است


۱-مرحوم کیومرث صابری،نه فقط «گل آقا»، که معلم و ادیب هم بود. او خیلی تلاش کرد که این نکته نه چندان پیچیده را بیاموزاند که «طنز» نوعی بیان ادبی است؛ یعنی وقتی ما با «متن» طرف هستیم، می‌توانیم عنوان طنز را به کار ببریم اما زمانی که متن یا نمایشنامه‌ای به نمایش، فیلم یا سریال تبدیل می‌شود، باید عنوان «کمدی» را به کار برد و اطلاق طنز به تئاتر یا فیلم و سریال غلط است.




دریغ و افسوس که این حرف ساده و منطقی، در گوش صداوسیما فرو نمی‌رود و این سازمان عریض و طویل، همچنان اصرار دارد که عبارت غلط «سریال طنز»را به جای «سریال کمدی» به کار گیرد. این نکته را باید همین اول می‌گفتم والا ممکن بود خفه ام کند!




۲-اصلا «طنز» چیست؟ متاسفانه خیلی‌ها خیال می‌کنند طنز، محدوده بی در و پیکری است که از لودگی و تمسخر یا فحش و جوک را در بر می‌گیرد ؛ در حالی که طنز با شوخی هم فرق می‌کند، چه برسد به فحش و هجو!




نظریه پردازان و منتقدان ادبی غرب، طنز را شگرد یا نوعی بیان ادبی عنوان کرده‌اند که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی یا سیاسی، یا تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای ظریف به چالش می‌کشد. الکساندر پوپ(Pope) به نقل از یان جک، طنز را زاده غریزه اعتراض می‌دانست؛ اعتراضی که به هنر تبدیل شده است. جان درایدن (John Dryden) نیز هدف غایی طنز را اصلاح شرارت‌ها عنوان کرده است.




زیگموند فروید(sigmund ferud) در تبیین نظریه‌های خود درباره طنز می‌گوید: « طنز اجتماعی ترین فعالیت روانی است. این نوع ادبی همیشه محتاج وجود شخص سوم است تا آن را درک کند چون هیچکس آن را برای خود به وجود نمی‌آورد. طنز باید معترض نیز باشد و فقط در صورتی به نتیجه می‌رسد که با تمایلات مخالف، تصادف کند».روش طنزپرداز در رویارویی و اعتراض به آنچه در نظرش، ناپسند، منفی یا غیر انسانی است، چنین است که این موضوعات یا مصادیق آنها را به صورتی اغراق آمیزتر از آنچه هست تصویر می‌کند تا صفات و مشخصات آنها، جلوه نمایانتری داشته باشد و تضاد عمیق وضعیت موجود با وضعیت متعادل و معمول آشکار گردد. اما طنز تنها تصویرگر مشخصات اخلاقی و اجتماعی جامعه خود نیست بلکه به شیوه خود، آن را تحلیل و تفسیر هم می‌کند وبه ریشه یابی، آسیب شناسی و داوری هم می‌پردازد. به این ترتیب، هر چه شناخت نویسنده و مخالفت و کینه او نسبت به حوادث و رویکردهای اجتماعی،شدیدتر و قوی تر باشد،به همان نسبت طنز، کاری تر و دردناکتر می‌شود و از شوخی و خنده ساده و سبک به مرتبه اعلای طنز نزدیکتر می‌شود.




از سوی دیگر می‌توان طنز را بر اساس تفاوتهایش با فکاهه (یا به تعبیر سنتی اش: مطایبه)، هجو و هزل شناخت. هزل، شوخی و لودگی در محدوده ای شخصی و خصوصی است، به قصد تفریح و خنده بیان می‌شود و عموما زبان دریده‌ای دارد، اما اگر از جنبه خصوصی خارج شود و زبان پوشیده تری داشته باشد، فکاهه نام می‌گیرد.




اگر مهمترین ویژگی هزل و فکاهه را ضدیت با «جد» و هدف آن را شوخی بگیریم، مهمترین ویژگی هجو و طنز را باید ضدیت با «مدح» و هدف آن را انتقاد بدانیم. هجو، انتقادی در محدوده ای شخصی، به قصد انتقام بیان می‌شود و عموما زبان دریده‌ای دارد، اما اگر از جنبه خصوصی خارج شود، عمومی‌و اجتماعی شود و قصد اعتراض و اصلاح داشته باشد، طنز می‌شود. اما به این سخن باید افزود که الزاما هر طنزی، هجو اجتماعی شده و به قصد اصلاح نیست. به عبارت دیگر، هجو از جمله امکانات ادبی است که می‌تواند در خدمت طنز قرار بگیرد.




درباره این تقسیم بندی،سه نکته دیگر نیز شایان توجه است :الف- طنز با فکاهه قابل جمع است. یعنی می‌توان متنی نوشت که هم طنز باشد و هم فکاهه، هم هدف شوخی داشته باشد و هم هدف انتقاد. با این وصف اگر متن طنزی،خنده آور باشد، آن متن فکاهه هم هست.ب- طنز نه تنها الزاما خنده آور نیست، بلکه بر اساس مقصود و هدفی که دارد نمی‌تواند آن چنان با فکاهه جمع شود که قهقهه آور باشد. طنز، عموما تبسم درونی پدید می‌آورد و حتی به تبسم بیرونی هم منتهی نمی‌شود. عمران صلاحی، خنده ناشی از طنز را «خنده‌ای درونی و پنهان و بدون استفاده از لب و دندان» می‌داند و این تبسم یا خنده درونی عموما به این علت شکل می‌گیرد که اعتراض و انتقاد در قالبی ظریف، هنرمندانه و ادبی بیان می‌شود. ج- جمع طنز و فکاهه در یک متن،طنز را جذابتر می‌کند اما الزاما طنز را موثرتر و ارجمندتر نخواهد کرد.




۳-همه اینها را نوشتم که بگویم علت فاصله بسیار متنهای برادران قاسم خانی با بسیاری از کارهایی که با عنوان طنز در صداوسیما تهیه و تولید می‌شود، چیست و چرا این کارها این همه دیده و پسندیده می‌شود؟ واقعیت این است که نوشته‌های پیمان و مهراب قاسم‌خانی «طنز» است و به نظرم این بهترین تعریفی است که می‌توان از کارهای ارزشمند این برادران داشت، در حالی که بسیاری از برنامه‌ها و سریال‌هایی که مثلا بر اساس متنهای طنز ساخته شده، در واقع طنز نیستند یا در بهترین حالت از فقر طنز رنج می‌برند و باید ضعفهای متن را با بداهه‌ها، شوخی‌های تکراری و گاهی لودگی‌های نه چندان دلچسب بازیگران پرکنند!




یک نکته آخر هم باید بگویم : نمی‌دانم چرا بدون هیچ سندی، دلم می‌خواهد ادعا کنم که بعضی عزیزان در صداوسیما خیلی هم دوست ندارند از کارهای این برادران استفاده کنند اما قوت و قدرت کار به حدی است که مجبور به استفاده از این متون هستند و این خود طنز جالب و جذابی است!


نویسنده : محمدحسین روانبخش

[ad_2]

لینک منبع

پشت پرده های خنده بازار از زبان شهاب عباسی

[ad_1]

پشت پرده های خنده بازار از زبان شهاب عباسی

شهاب عباسی را برای اولین بار در برنامه های آیتمی داریوش کاردان دیده بودیم درست در روزهای اوج ساعت خوش او به همراه تعداد زیادی بازیگر جوان در شبکه اول در یک برنامه طنز آیتمی ایفای نقش می کرد کاری که پایه فعالیت های بعدی شد


شهاب عباسی را برای اولین‌بار در برنامه‌های آیتمی داریوش کاردان دیده بودیم. درست در روزهای اوج ساعت خوش او به همراه تعداد زیادی بازیگر جوان در شبکه اول در یک برنامه طنز آیتمی ایفای نقش می‌کرد. کاری که پایه فعالیت‌های بعدی شد. دو دهه بعد از آن روزها که عباسی با انرژی کنار مجری می‌نشست و از عوامل برنامه به طنز تشکر می‌کرد گذشته و او با کارگردانی مجموعه خنده بازار تبدیل به آدم مهم‌تری شده است. بهانه مصاحبه ما و او، حرف‌های سامان گوران بود که در شماره قبلی درباره خنده بازار به زبان آورده بود. خب، اگر می‌شد همه حرف‌های شهاب عباسی را بنویسیم، موضوع جالب‌تر می‌شد، اما چارچوب پاسخ‌های او جملاتی نه چندان تند است که در آن محافظه‌کاری طبیعی یک کارگردان لحاظ شده است. این گفت‌و‌گو را مهمان ما باشید.








● من به مردم آذربایجان تعهد دارم




پخش برنامه خنده‌بازار در شب زلزله دلخوری‌های زیادی به بار آورد. اما شما بعد از این اتفاق در مناطق زلزله‌زده حاضر شدید، دلیل این کار دلجویی از مردم بود؟




ما برنامه را از قبل ضبط کرده و به شبکه فرستاده بودیم. اینکه شبکه چه سیاستی داشت که برنامه را در آن شب پخش کرد را نمی‌دانم. البته بارها مسئولان اعلام کردند که پخش خنده‌بازار در آن مقطع حساس اشتباه بود. شاید به دلیل اطلاع‌رسانی ضعیف هنوز مسئولان حساسیت عمق فاجعه را نمی‌دانستند. در آن روز تلخ خودم در تبریز بودم و این حادثه اتفاق هولناکی برایم بود. من خودم اهل تبریز هستم و نسبت به مردم آذربایجان هم تعهد دارم. به دلیل تمام پشتیبانی‌هایی که در این سال‌ها مردم آذربایجان از من کرده‌اند وظیفه خودم دانستم که تا آنجایی که می‌‌توانم به مردم آسیب‌دیده کمک کنم. خوشبختانه همه‌چیز دست به دست هم داد تا من بتوانم طبق رسالتی که دارم در آن مناطق حاضر شوم. پنج،شش بار هم رفتم. یک بار با کریم باقری رفتم، یک بار با بچه‌های خنده‌بازار و چند بار هم با گروه‌هایی که از تهران کمک‌‌های مردمی آماده کرده بودند خودم را به آن منطقه رساندم. در کل روزهای خوبی نبود. اما نکته اینجاست که حرکت خودجوش مردم نشان داد هرقدر هم که خسته باشند و تحت فشار اقتصادی در مواقع نیاز ترک و کرد و لر و فارس نداریم و همه به هم کمک خواهیم کرد.






● باید شریک غم مردم باشیم




اگر این اتفاق در جایی غیر از سرزمین مادری‌ات پیش می‌آمد باز هم اینطور پیگیر کمک‌رسانی می‌شدی؟




من اهل شعاردادن نیستم اما همه می‌دانند در این چند سالی که عضو تیم فوتبال هنرمندان هستم همیشه در حوادث سعی کرده‌ام تا جایی که بتوانم کمک کنم. در زلزله بم هم با اینکه در پروژه فیلمبرداری بودم با تیم همکاری کردم و یک بازی خیرخواهانه راه انداختیم. معمولا تا حدی که بتوانم برخلاف تعهداتم نباشد، کمک می‌کنم. به هر حال نباید فقط در شادی‌ها شریک باشیم، عقیده‌ام این است که در غم‌ها هم باید شریک درد مردم بود، به‌خصوص که چشم‌ مردم دنبال هنرمندان است و هر کسی که خدا این نعمت را به او داده که وارث هنر است کوچک‌ترین وظیفه‌اش کمک به هم‌ملتی‌هایش است.






● امیدوارم سری جدید وجود داشته باشد




از سری جدید خنده‌بازار چه خبر؟




از سری جدید فعلا خبری نیست. یک حرف و حدیث‌هایی هست اما تا قرارداد مکتوب شده را تحویل نگیرم، نمی‌توانم درباره آن چیزی بگویم. اگر قرار باشد سری جدید را شروع کنیم باز هم طبق روال قبلی است. البته خنده‌بازار سری ماه رمضان یکی از کامل‌ترین و پخته‌ترین‌های این مجموعه بود چه از لحاظ دکور و چه از نظر ساختار آیتم‌ها. به نظر من خنده‌بازار ماه رمضان تکمیل‌ترین طنزهای این مدت بوده که متاسفانه دیده نشد چون همزمان بود با برنامه‌های پارالمپیک و زلزله که باعث شد کار تکه و پاره جلوه کند. به هر حال اگر بخواهم سری جدید را هم کارگردانی کنم آیتم‌های جدیدی هم در ذهنم وجود دارد. بافت خنده‌بازار آیتم است و ما نمی‌توانیم از چارچوب خارج شویم، اما سعی می‌کنیم قاب را چوبی ببینیم، بار دیگر فلزی. این تنوع را می‌خواهم ایجاد کنم چون مردم از فضای تکرار زود خسته می‌شوند، بنابراین از همین الان قول می‌دهم اگر سری جدید وجود داشته باشد آیتم‌های زیبایی را خواهید دید.




بچه‌های گروه خنده‌بازار بر چه اساسی انتخاب شدند هر کدام از بچه‌ها از یک قشر ناهمگون هستند.




بله. ما از همه شهرستان‌ها بازیگر انتخاب کرده‌ایم. از اصفهانی و ترک و لر بگیرید تا کرمان و جنوب کشور.






قصدتان این بود که از سنت داریوش کاردان و مهران مدیری پیروی کنید؟




اینطور نیست من قصد داشتم کار خوب انجام دهم. همه بازیگرهای گروه خنده‌بازار کسانی بودند که یا در این سال‌ها به حقی که جایگاه‌‌شان بودند نرسیده بودند مثل سیاوش مفیدی، آرش میراحمدی یا کورش معصومی تعدادی از آنها هم کسانی بودند که این‌کاره بودند اما جایی نداشتند که ارائه کنند مثل ابراهیم شفیعی که سال‌ها دوبله‌ کار می‌کرد و جزو انجمن دوبلورهاست یا حامد تهرانی و یزدان فتوحی که خیلی مستعد بازیگری هستند. خدا را شکر می‌کنم که من واسطه‌ای شدم تا این بچه‌ها دیده شوند ولی در کل از ابتدا با فرید شب‌خیز به این نتیجه رسیدیم که چهره‌هایی که تا الان خیلی دیده شد‌ه‌اند کنار بگذاریم چون دایره بازیگران کار کمدی محدود است، اینطور شد که تصمیم گرفتیم یک گروه جدید معرفی کنیم. خب، این کار ریسک بزرگی بود یا زمین می‌خوردیم یا برنامه‌مان دیده می‌شد. خوشبختانه دیده شدن برایمان اتفاق افتاد، اما به نظر من دیده شدن خنده‌بازار به چند دلیل است؛ یکی از این دلایل بازیگران کار بود. خب، ورود یکسری از بازیگرها که از لحاظ بصری برای مردم تنوع ایجاد کرد. دلیل دیگر آن جسارت متن‌های ما بود. از بحث‌هایی حرف زدیم که هیچ کس تا به امروز به آن فکر نکرده بود. گریم و صحنه ما هم از دیگر دلایلی بود که باعث شد همه چیز دست به دست هم دهند تا این اتفاق خوب برای ما پیش ‌آید.










● سامان برای خنده بازار تلاش کرد




علت جدا شدن سامان گوران از گروه خنده‌بازار چه چیز بود؟




بحث سامان گوران در پروژه خنده‌بازار تمام شده است. سامان احساس می‌کرد برنامه‌ها برای او کوچک است و روشی که پیش گرفته بود مناسب نبود. بی‌انصافی است که بگویم سامان زحمت نکشید او برای خنده‌بازار تلاش کرد، اما اگر برنامه‌ای در ۲۰ قسمت فرصت دارد به شبکه برسد و باید همه در ۴ بعدازظهر آفیش ضبط باشند دیگر ساعت ۷ و ۸ آمدن و نیامدن اذیت‌کننده خواهد بود. با این حال می‌گویم تفکراتش برای خودش ارزشمند است، دوست داشت اینطور کار کند و ما نمی‌توانستیم به کارمان لطمه بزنیم. فقط امیدوارم هر جا که هست موفق باشد. جوان بااستعدادی است اما امیدوارم یاد بگیرد اگر کاری را شروع می‌کند هیچ وقت پل‌های پشت‌سرش را خراب نکند. ما دایره خانواده کوچکی داریم. مطمئن باشید اگر ۲ دور بزنید دور سوم حتما به هم می‌‌رسیم، پس بهتر است اگر قرار است با هم کار نکنیم هوای یکدیگر را داشته باشیم. فکر می‌کنم اگر تجربه سامان بیشتر شود کم‌کم رفتارش هم بهتر می‌‌شود.






● مهران مدیری سرآمد است




کارگردانی را از چه زمانی شروع کردی و تفاوت کارگردانی با بازیگری در ژانری که در آن بازی می‌کنی، چیست؟




به‌رغم نسل ساعت خوش، نسل طلایی بود که وارد سینما و تلویزیون ما شد و انفجاری رخ داد که سرآمد آنها مهران مدیری بود در کنار آدم‌های قدری مثل رضا عطاران و بیژن بنفشه‌خواه. همه این بچه‌ها می‌دانند که آیتم کار کردن یکی از سخت‌ترین شاخه‌های کمدی است، یعنی شما در آیتمی که سه، چهار دقیقه است باید نتیجه‌گیری کنید. من خودم به دو نسل بعد از این بچه‌ها تعلق دارم، یعنی کارم را در نوروز ۷۶ با داریوش کاردان شروع کردم.




این آیتم‌سازی چه برای نویسنده و چه برای کارگردان کار بسیار مشکلی است. بازیگری که ریتم آیتم را نشناسد، نمی‌تواند بازی کند کمااینکه خیلی‌ها هم آمدند اما نتوانستند بازی کنند و بمانند.من کارگردانی را از سال ۸۱ شروع کردم. اولین تله‌فیلمی که ساختم تعطیلات پردردسر بود که بیژن بنفشه‌خواه، یوسف تیموری و بهنوش بختیاری در آن بازی کردند. خنده‌بازار هم بعد از ۶ تله‌فیلم و یک مجموعه طنز که برای تلویزیون تبریز ساختم به وجود آمد. در واقع تا آن موقع کلی تله‌ ساخته بودم و دقیق می‌دانستم که چه چیز می‌خواهم. تا الان ۲ سال است که روی آنتن هستیم و خدا را شکر در این دو سال تقریبا کیفیت خودمان را حفظ کرده‌ایم.

[ad_2]

لینک منبع