طنز تلویزیونی در انتظار نگاهی جدید

[ad_1]

طنز تلویزیونی در انتظار نگاهی جدید

یادداشتی درباره برنامه های طنز تلویزیونی


فرهنگ ایرانی همیشه در شوخ طبعی سرآمد بوده است و از زمانی که رادیو و تلویزیون پا به عرصه گذاشت طنز از ادبیات مکتوب پا را فراتر برد و در قالب صدا و تصویر نمایان شد. اما مشکل اینجاست با مقوله طنز تلویزیونی، از همان ابتدا جدی برخورد نشد و با تعریف نادرست و سیاستگذاری نامناسب، آثار تولیدی در مسیر درست هدایت نشد و به جایی رسیدیم که برخی بر این باورند هرچیزی مخاطب را بخنداند، طنز است و هیچ مرزی بین طنز، هجو و هزل قائل نیستند. البته گاه تفکیک این زمینه‌ها از هم دشوار است، اما با اندکی دقت، می‌توان نتیجه گرفت که زبان طنز، متین و عفیف است و کنایه‌آمیز به اطرافش نگاه می‌کند.




عیب‌ها و زشتی‌های فردی و اجتماعی را درشت‌نمایی می‌کند و در یک تعریف ساده‌تر، طنز پیامی برای اصلاح نقص‌ها در جامعه دارد. در صورتی که هجو، بیان زشتی‌ها و عیب‌های کسی، به‌منظور تخریب شخصیت اوست. و هزل هم، به مسائل مستهجن می‌پردازد و در همه جا قابل بازگو کردن نیست. پس مدیران و برنامه‌سازان می‌توانند با تأمل بیشتر در این مبحث و تفکیک درست تولیدات رسانه ملی، طنز را هدفمند کنند تا به بهانه خنداندن، ترویج فرهنگی نامطلوب صورت نگیرد.




در سه دهه اخیر، پس از تلاش‌های ریز و درشت در دهه ۶۰ در قالب برنامه‌های نمایشی و ترکیبی، تولید آثار طنز به‌طور جدی از سال ۷۲ با جنگ «نوروز ۷۲» توسط داریوش کاردان و علی عمرانی شروع شد و این برنامه در واقع با ساختارشکنی روش‌های مرسوم، انقلابی در برنامه‌های طنز تلویزیونی ایجاد کرد و مخاطبانش را از دیدن برنامه‌های تلویزیونی کلیشه شده و طنزهای کلامی و تیپ‌های غیرتلویزیونی نجات داد.




مجموعه «پرواز ۵۷» سال ۷۲ بعد از جنگ «نوروز ۷۲» روی آنتن رفت که این برنامه نیز مورد استقبال قرار گرفت و در نتیجه با دنباله‌روی از این شیوه برنامه‌سازی، راه برای تولید برنامه‌های آیتمی، هموار شد. ولی چیزی که از ظاهر آن مشخص است، جدی گرفته نشدن مقوله طنز از سوی فعالان در این عرصه و البته حمایت نکردن از برنامه‌های کارآمد، به پراکنده شدن افرادی انجامید که با دوران طلایی برنامه‌های آیتمی کشف شده بودند، درحالی که کماکان حرف‌هایی تازه برای گفتن داشتند.




نگاهی به برنامه‌های تولیدی دیگر همچون ببخشید شما (۱۳۷۸)، نود شب (۱۳۷۸)، پلاک ۱۴ (۱۳۷۹) و طنز ۸۰ (۱۳۸۰) که در ادامه موفقیت‌های گذشته در آن سال‌ها روی آنتن رفتند نشان از پیشرفت و محبوبیت این نوع آثار در بین مخاطب دارد، با این فرض که این برنامه‌ها بی‌رقیب بودند و مخاطب قدرت انتخاب نیز داشت. اما سال ۱۳۸۱ متناسب با تغییر ذائقه مخاطب مجموعه «پاورچین» روی آنتن رفت که برنامه‌های طنز را از قالب آیتم بیرون آورد و بعد از آن نوآوری دیگری در مجموعه «شب​های برره» سال ۱۳۸۴ صورت گرفت که معضلات و سنت‌های غلط را به نقد و چالش کشید و در نهایت با تولید مجموعه‌هایی چون «نقطه چین» و «جایزه بزرگ» سازندگان ساعت خوش را به سمت سریال‌سازی کشاند.




با پیشرفت‌هایی که در برنامه‌سازی طنز به‌وجود آمد، تب برنامه‌سازی آیتمی کاملا خوابید و پس از سال‌ها که مخاطب طنزهای آیتمی را فراموش کرده است، فرید شب‌خیز که در دهه ۶۰ و ۷۰ تجربه تولید برنامه‌های طنز داشت، پا به میدان مین می‌گذارد و با ریسک بالایی سال ۱۳۹۰ با برنامه «خنده بازار» دوباره پای برنامه آیتمی را به تلویزیون باز می‌کند تا حس نوستالژیک بیننده تلویزیون نسبت به این قالب طنز تلویزیونی را زنده نماید.




شب‌خیز در «خنده بازار» از قالبی که پیش از این حسابش را پس داده وام می‌گیرد و با همراهی برخی از بازیگران قدیمی که در تجربه شیرین طنزهای آیتمی آن سال‌ها شریک هستند، اما چرخ روزگار آنان را در حاشیه نگه داشته است، درکنار گروه بازیگران جدید سعی می‌کند با سوژه‌های به​روز سلایق مخاطبان را جمع‌آوری کند تا برنامه‌ای باب طبع روی آنتن ببرد اما با تمام این تلاش‌ها که در جای خود ارزشمند است، هنوز برنامه‌های طنز تلویزیون به آن حد استاندارد نرسیده است و با توجه به منابع غنی در حیطه طنز و در ادبیات طنز مکتوب، متاسفانه در زمینه سوژه و فیلمنامه در فقر شدیدی به‌سر می‌بریم و در ساختار نیز تا رسیدن به طنز فاخر فاصله زیادی داریم.


امیر افشارفتوحی

[ad_2]

لینک منبع

طنز را جدی بگیریم

[ad_1]

طنز را جدی بگیریم

طنز تلویزیونی از ادبیات طنز ایران تأثیر گرفته است


امروز طنز تعاریف زیادی به خود می​بیند. شاید دیروز هم تعاریف رنگ و وارنگی داشته و ما بی‌خبریم!! حق هم داریم، آن وقت‌ها که نبودیم ببینیم چه بوده و چه شده، ولی آنچه در تعاریف و استنباط‌های طنزپردازان کوچک و بزرگ و قدیم و جدید به شکل یکسان و متفق‌القول وجود دارد «تلخند» است.




همان خنده تلخ و پر‌دردی که بعد از خواندن یک متن یا دیدن یک نمایش طنز روی لب خواننده و بیننده می‌ماند. می‌خواستم این یادداشت را با موضوع اقتباس در طنز بنویسم، ولی خوب که فکر کردم دیدم طنز حسابی سفره خودش را از دیگر ژانرها جدا کرده و از سادگی و صراحت زیاد به نوعی پیچیدگی رسیده یا بعکس. با این حساب اگر حساب طنز را از فکاهی و هجو جدا کنیم، آن وقت می‌شود قضاوت ساده‌تری در بررسی میزان تاثیرپذیری آثار نمایشی طنز دوران معاصر از ادبیات طنز داشت.




البته مقصود از معاصر، همین ده بیست سال اخیر و منظور از آثار نمایشی صرفا تولیدات رادیویی و تلویزیونی است؛ چون ژانر طنز تنها ژانری است که با سرعت زیاد در حال تحول است و در آن «ناگهان خیلی زود دیر می‌شود» به شکل فزاینده‌ای مصداق دارد به طوری که اگر طنزپردازان فرصت‌های روز به روز و ساعت به ساعت خود را برای خلق یک اثر جدید از دست بدهند، گویی از زمانه خود عقب افتاده‌اند. در این فضا بدیهی است آثار طنازانی چون میرزاده عشقی و ایرج میرزا نیز نوعی آثار باستانی تلقی می‌شود؛ چراکه جامعه امروز دیگر نه آن شرایط را دارد و نه آن ادبیات و گویش را. این مساله یک واقعیت دیگر را هم به اثبات می‌رساند و آن این‌که طنز، خیلی جدی است… خیلی و البته بی‌رحم. با این‌که کوچک کردن بحث در رسیدن به نتیجه کمک زیادی می‌کند، ولی در این مورد حاصلی جز سردرگمی ندارد. چون اساسا طنز امروز سال به سال و ماه به ماه تغییر می‌کند و هیچ خط و ربطی به رخدادهای ۳۰ یا ۴۰ سال پیش ندارد، چه برسد به آثار صد و ۲۰۰ و ۵۰۰ سال پیش. البته در این مورد گسترش رسانه‌ها هم بی‌تقصیر و تاثیر نیست.




ناگفته نماند برخی تولیدات بوده‌اند که مستقیم سراغ آثار ادبی قدیم و جدید رفته و متون شاخص ادبی را به تصویر کشیده یا صدایش را به گوش مردم رسانده‌اند. ولی این قسم برنامه‌ها را نمی‌توان در فهرست تولیدات طنز امروزی قرار داد، چون نوعی بازنشر یک اثر فاخر ادبی بوده‌اند که حتی اگر برنامه‌ای هم درباره‌اش ساخته نمی‌شد، آن اثر خاص، جاذبه و مخاطب خود را داشته و دارد.




آنچه بهانه نوشتن این یادداشت بود، اقتباس طنزپردازان معاصر از آثار فاخر طنز ادبیات فارسی بود یا دست‌کم عرضه تولیدات طنزی که ۵۰ درصدش اقتباس و ۵۰ درصدش تالیف باشد؛ به بحثی که خیلی زود متوجه بیهودگی‌اش شدم، چراکه به نظر می‌رسد خوانش امروزی از داشته‌های ادبی قدیمی در ژانر طنز عین انزوا و تنزل است. حال آن که پویایی و به روز بودن دقیقا چیزی است که ما محتاج آن هستیم.




بعد به این فکر کردم که طنز امروز چیست؟ در چه حال و روزی است؟ از کجا آمده؟ چه جریاناتی هدایتش می‌کنند؟ اصلا این چیزی که ما را به تلخند می‌رساند، طنز است یا چیزی پسامدرن‌تر از ذهنیت ماست؟




اما هر چه هست یک شاخصه مهم دارد، این‌که هیچ تاثیری از گذشته نپذیرفته است، نمی‌خواهد هم بپذیرد، نه در فرم و نه در محتوا. زور که نیست آقاجان! البته این نه می‌تواند نقطه قوت باشد و نه نقطه ضعف. دلیلش هم همان نیاز اساسی طنز به رخدادهای روز جامعه است. مساله این است که طنز امروز ما دارد راه خودش را می‌رود و تا حدود زیادی هم توانسته زبان خود را به دست آورد. طنز دوران ما به سبک خودش عمل می‌کند و با دغدغه‌های روزگار خودش همسو و همراه است. پس نباید آن را به نو بودن متهم کنیم و با تعصب کورکورانه به پیشینه‌ نخ‌نما شده، توی سرش بکوبیم، بلکه باید به آن بال و پر بدهیم تا به ایستایی و انفعال نرسد.




در چنین شرایطی به میان کشیدن بحث اقتباس در تولیدات طنز، حاشیه‌ای به نظر می‌رسد و بیش از این‌که کمکی به طنزپردازان بکند، چوب لای چرخشان می‌گذارد. گرچه در تولیدات عشقی، عاطفی، اجتماعی، جنگی، تاریخی و مذهبی موضوع اقتباس به شکلی جدی مطرح است، اما طنز به دلیل وابستگی زیادش به وقایع روز جامعه می‌تواند از مالیات اقتباس معاف باشد.




وانگهی یکی از ویژگی‌های اعجاب‌انگیزی که آثار طنز دارد، ارتباط تنگاتنگ بین آنهاست و دقیقا همین ارتباط نزدیک، آنها را از هم بی‌نیاز می‌کند. طنز به هر شکل و با هر فرمی مخاطب خودش را دارد، چه یک جُنگ رادیویی باشد، چه یک نشریه هفتگی، چه یک مجموعه تلویزیونی، چه یک فیلم سینمایی و چه یک کاریکاتور یا حتی یک اس‌ام‌اس. اینها همه زنجیروار به هم وصلند و عامل این اتصال هم جامعه و مردم هستند که می‌توان آن را نوعی اقتباس جمعی در فرم و محتوا تلقی کرد.




به هر روی طنز امروزی یک ژانر خودساخته است که تاتی‌تاتی‌هایش را کرده و حالا زمان دویدنش است، اما نکته اینجاست که کو زمینی هموار برای دویدن؟


یاسر شیخ‌لو

[ad_2]

لینک منبع

«خنده بازار» به حمایت نیاز دارد

[ad_1]

«خنده بازار» به حمایت نیاز دارد

گزارش پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «خنده بازار»


هماهنگی برای تهیه گزارش از برنامه مفرح «خنده‌بازار» چند روزی طول می‌کشد و در نهایت در یکی از این روز‌ها عازم لوکیشن این برنامه می‌شوم؛ دقیقا روزی که آسمان یادش افتاده هنوز زمستان است و با سرمای زیر صفر، آخرین روزهای عمرش را به رخ می‌کشد و ابرهای سیاه آسمان حضور ننه‌سرما را یادآور می‌شوند و درختان، حتی آنها که به خیال رسیدن بهار شکوفه کرده‌اند با میزبانی برف‌ها شکل وشمایل خیابان‌ها را کاملا زمستانی کرده و تابلویی زیبا آفریده‌اند.




از این تابلوی طبیعت عکس یادگاری می‌گیرم و به سمت لوکیشن خنده بازار، واقع در اتوبان ارتش، باغ بهشت، میدان خنده بازار می‌روم؛ جایی که گروه خستگی‌ناپذیر آن، دو سالی است در این محل جمع می‌شوند تا حاصل تلاششان، بخش‌های نشاط‌آوری شود که اوقات خوشی برای مخاطبان شبکه سه سیما فراهم آورد.




مجموعه تالارهای این باغ که به لوکیشن برنامه‌سازان تلویزیونی تبدیل شده است برای هربیننده‌ای تداعی‌کننده فضای صدا و سیما و جام‌جم است. یکی از تالارها دستخوش برنامه‌ریزی گروه خنده‌بازار است و هر از گاهی تغییر کاربری می‌دهد. یک روز شبیه داخل هواپیمای مسافربری و روزی دیگر مطب دکتر یا بیمارستان می‌شود و امروز به محل استودیوی برنامه «هشت» تبدیل شده است؛ برنامه‌ای که به شوخی برنامه هفت را مورد توجه قرار می‌دهد و مسائلی را مطرح می‌کند که ارزش آن از موضوعات جدی برنامه هفت کمتر نیست. هنوز همه اعضای گروه نیامده‌اند، بنابراین در طبقه بالای استودیو که برای استراحت و پذیرایی است منتظر می‌مانم.




عقربه‌های ساعت نشان می‌دهد نوبت شروع و پخش برنامه خنده بازار از شبکه سه سیماست. به محض این‌که برنامه شروع می‌شود اعضای گروه که در لوکیشن پراکنده بودند دور هم جمع می‌شوند تا با هم دسترنج تلاش خود را ببینند. خنده‌های برگرفته از رضایت فضا را پر کرده است، بازی هر کدام از بازیگران که به پایان می‌رسد مورد تشویق گروه قرار می‌گیرد و خلاصه خنده بازاری است این سوی بازار….




کارگردان و تهیه‌کننده هم وارد استودیو می‌شوند، اما بلافاصله با گروه نویسندگان در اتاق تهیه‌کننده جمع می‌شوند تا متن‌ها را بررسی و کامل کنند. انتخاب سوژه‌ها از یک سو و نگارش بخش‌ها از سوی دیگر حساسیت بالایی دارد، چرا که همه سوژه‌ها انتقادی است و باید با دقت زیاد بررسی شود تا روی آنتن باعث رنجش کسی نشود.




این نوع برنامه‌ها در راستای نیاز جامعه به لبخند و شادی تولید می‌شود و خنده بازار پس از سال‌ها که از تجربه برنامه‌های آیتمی مثل نوروز ۷۲، پرواز ۵۷، ساعت خوش و… می‌گذرد با خطر بالایی به سمت برنامه آیتمی ‌رفته و سازندگان آن با هوشیاری، انتقاد صریح اجتماعی و سیاسی را سرلوحه کار خود قرار داده و خیلی زود میان مخاطب جایگاه خود را پیدا کرده‌اند.




آرش میراحمدی، اولین کسی است که برای گپ وگفت به سراغش می‌روم. او که دو سالی است با برنامه خنده بازار همکاری می‌کند فعالیت بازیگری خود را از برنامه نوروز ۷۲ آغاز کرده است.




● آرش میراحمدی: اگر به همدیگر پسته نمی‌دهیم، غصه هم ندهیم




آرش میر احمدی که ذوق هنریش را نشان داده و از خیابان‌های برفی عکس گرفته است، در خصوص شکل‌گیری گروه خنده بازار می‌گوید: پس از سال‌ها گروهی که در برنامه نوروز ۷۲ کار کرده بودیم دور هم جمع شدیم و شب‌خیز هم که آهنگساز آن برنامه بود به عنوان تهیه‌کننده همه ما را دور هم جمع کرد و این برنامه شکل گرفت.




او درباره بازی در برنامه آیتمی خنده بازار پس از تجربیات گذشته‌اش که چند سالی از آن می‌گذرد، می‌گوید: وقتی شهاب عباسی درباره این برنامه با من صحبت کرد این حس را داشتم که نباید آیتمی کار کنیم، اما به هر حال قبول کردم و حالا که از کار استقبال شده است احساس می‌کنم اشتباه می‌کردم و به این نتیجه رسیدم که اگر نگاهمان نو و طرح و حرفمان جدید باشد اشکالی ندارد از همان قالب آیتمی استفاده کنیم.




این بازیگر معتقد است، نگاه انتقادی‌تر به موضوعات سیاسی و اجتماعی در این برنامه و پرداختن هجو‌آمیزتر به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از جمله نوآوری‌هایی محسوب می‌شود که به جذب مخاطب منجر شده است. او به هوشیاری دیگری از شهاب عباسی و شب‌خیز اشاره می‌کند که از همان ابتدا با سیاستگذاری منطقی به سراغ بازیگرانی رفتند که بعد از برنامه ساعت خوش، کمتر دیده شدند و دلیلش این بود که با حضور بازیگران چهره و روی بورس در این برنامه دوباره همان شکل کار گذشته تداعی نشود.




میراحمدی از رشد کمی و کیفی نکردن در زمینه طنز می‌گوید و معتقد است چون هنوز جامعه به انتقادپذیری نرسیده دست برنامه‌سازان طنز بسته است و دست به عصا و محتاط پیش می‌روند.




او از بی‌توجهی وکم‌لطفی برخی به بازیگران کمدی و طناز صحبت می‌کند و می‌گوید: با توجه به این‌که شاید بعضی‌ها هنوز بازیگران طنز را جزو هنرپیشه‌ها محسوب نمی‌کنند، اما به نظر من لطف خدا شامل حال ما شده تا بتوانیم عشق و محبت و خنده‌مان را تقدیم مردم ایران کنیم. در واقع اینها که گفتم هنوز گران نشده و اصلا قرار نیست بابت آن پول بدهیم و فکر می‌کنم امسال اگر نمی‌توانیم پسته جلوی هم بگذاریم دست‌کم به همدیگر غصه ندهیم و با عشق و محبت و خنده از یکدیگر پذیرایی کنیم. گروه نویسندگان هنوز در اتاق تهیه‌کننده، متن‌ها را چکش‌کاری می‌کند و تا متن‌ها آماده نشود گروه نمی‌تواند کاری بکند؛ بنابراین از فرصت استفاده می‌کنم و سراغ ابراهیم شفیعی، عمو قناد خنده بازار می‌روم تا با او نیز گفت وگو کنم.




● ابراهیم شفیعی: تامین نظر طیف‌های مختلف با خنده بازار




ابراهیم شفیعی که سومین سال است به عنوان بازیگر با گروه خنده بازار همکاری می‌کند با اشاره به این که پنجمین سری از این برنامه را در حال حاضر برای نوروز ۹۲ ضبط می‌کنند، درباره قالب کار گفت: شاید شکل نمایشی ما آیتمی است، ولی موضوعاتی که انتخاب می‌کنیم علاوه براین که خنده بر لبان مخاطب می‌نشاند، تلنگری به او می‌زند و حتی شاید آیتمی ببینید که کمتر بخنداند ولی حرفی برای گفتن داشته باشد.




وی که یکی از نقش‌هایش عمو قناد است، اعتقاد دارد: خنده بازار حتی به مخاطب کودک هم فکر می‌کند و از آنجا که خنده بازار مرزی ندارد و در تمام حوزه‌ها‌ی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری و ورزشی کار می‌کند، نظر تمام طیف‌های جامعه را تامین و بیشتر مردم با برنامه ارتباط برقرار کرده‌اند.




او ویژگی خنده بازار را در انتقادی و به روز بودن موضوعات آن می‌داند و این برنامه را کاملا با برنامه‌های آیتمی دیگری که فقط خنداندن را مورد توجه قرار می‌دهد، متمایز می‌کند و دلیل محبوبیت آن میان مخاطبان را نزدیک شدن پیام آیتم‌ها باحرف دل مردم می‌داند.




شفیعی ادامه می‌دهد: وقتی در کوچه و بازار مردم با ذوق و شوق ایده می‌دهند و از بعضی بخش‌ها تعریف می‌کنند و مثلا با مطرح کردن یک موضوع خاص در برنامه می‌گویند دلمان خنک شد، یعنی خنده بازار مسیر خود را درست می‌رود.




این بازیگر که از سال ۱۳۸۰ به صورت حرفه‌ای کار دوبله را شروع کرده است، درباره این‌که چگونه تلاش می‌کند به شخصیت آدم‌هایی که با آنها شوخی می‌کند، نزدیک شود، می‌گوید: بیشتر سعی دارم نقش‌ها را به‌صورت کاریکاتور نشان دهم و چون در گریم شبیه‌سازی خوبی صورت می‌گیرد کمک بزرگی به برقراری ارتباط با آن کاراکتر می‌کند.




وی که در خنده بازار در نقش‌های علی پروین، عموقناد، محمدرضا شریفی‌نیا و… ظاهر شده است، می‌گوید: هدف ما فقط شبیه‌سازی نیست، بلکه آن حرف‌هایی است که زده می‌شود.




دکور بخش هشت آماده شده است؛ دکوری که شبیه برنامه هفت است و قراراست امشب تا صبح چند قسمت از این بخش مورد علاقه سینمایی‌ها گرفته شود. یزدان فتوحی از اتاق بیرون می‌آید. ظاهرا به نتایج راضی‌کننده‌ای در خصوص متن‌ها رسیده‌اند.




● یزدان فتوحی: نوشته‌هایمان رو نمی‌شود




یزدان فتوحی یکی از نویسندگان خنده بازار با اشاره به‌این که در نگارش بخش‌ها، سوژه‌های روز را از روزنامه و اینترنت انتخاب می‌کنند، می‌گوید: ابتدا سوژه‌ها را با تهیه‌کننده چک می‌کنیم و با تعاملی که در شورای نویسندگان داریم با هم فکر می‌کنیم که چه می‌خواهیم بگوییم و چه هدفی را از آن بخش دنبال می‌کنیم و پس از نتیجه‌گیری، شروع به نگارش آن آیتم می‌کنیم.




او که از سری اول خنده بازار حضور دارد، درباره چگونگی گزینش متن‌ها می‌گوید: از روز اول که با شهاب عباسی شروع کردیم، متن‌ها را گزینش می‌کردیم چون از همان ابتدا همه ما به این نتیجه رسیدیم که باید کاری انجام دهیم که برنامه به شکل خوبی جلو برود و در نتیجه وقتی متنی در شورای نویسندگان رد می‌شود نویسنده آن اصلا دلخور نمی‌شود، البته با توجه به این‌که اصولا این اتفاق کمتر پیش می‌آید، چرا که طی این سال‌ها، نوشته‌هایمان آنقدر از فضا دور نبوده که رد شود و در نهایت با مشورت یکدیگر متن‌ها از نظر کمدی و انتقادی اصلاح می‌شود.




فتوحی که در کنار نویسندگی ایفا گر چند نقش ازجمله ده‌نمکی، شهیدی‌فر، فیروز کریمی و… است دوست ندارد فقط برای خود بنویسد تا بیشتر جلوی دوربین باشد، بلکه ذهنش را درگیر خلق شخصیت‌هایی می‌کند که دوستانش ایفاگر آن باشند.




بازیگران یکی پس از دیگری وارد استودیو می‌شوند. حمید نیک‌نبرد برای بازی در نقش سفارتی یا همان فراستی آماده شده است. در حال راه رفتن دیالوگ‌هایش را تمرین وحفظ می‌کند. طراحی لباس او به گونه‌ای است که ظاهر کاریکاتوری او را بامزه‌تر کرده است.




● حمید نیک‌نبرد: به انتقادهای فراستی انتقاد دارم




حمید نیک‌نبرد درباره شوخی با شخصیت فراستی، منتقد برنامه «هفت» می‌گوید: از همان ابتدا قرار بود با شیوه طنز، انتقادی به انتقادهای این نویسنده و منتقد سینما داشته باشیم و بگوییم همیشه مخالف بودن چه بازتاب بیرونی‌ای می‌تواند داشته باشد و برای این منظور تمام تلاش مان این است تا جنبه انتقادی این شخصیت را که احترام زیادی برای او قائل هستیم به شکل غلو‌شده و کاریکاتوری نشان دهیم. همین طور که جلو آمدیم و برنامه ادامه پیدا کرد، تقریبا شوخی با این کاراکتر به‌شوخی و انتقاد از کل سینما انجامید.




وی با توجه به این‌که نقش را فی‌البداهه به او پیشنهاد کردند، می‌گوید: ابتدا فرصتی برای تحقیق درباره رفتار این شخصیت نداشتم، ولی از قبل با متن‌ها و نقدهای ایشان در مجله فیلم و دنیای تصویر آشنا بودم و در برنامه هفت هم او را دیده بودم، بنابراین آنچنان هم با او بیگانه نبودم، ولی چون او انسان معقولی است نکته‌ای که بتوانم برجسته بکنم در وی ندیدم و به همین تکیه‌دادن به صندلی که در واقع باپرش به صورت اگزجره انجام می‌شود، بسنده کردم.




حمید نیک‌نبرد را برای تمرین، صدا می‌کنند و من هم به همین مقدار گفت‌وگو با وی بسنده می‌کنم.




● ساعت ۱۲ و ۳۶ دقیقه بامداد جمعه ۱۸ اسفند ماه




نکته جالب این است که علی شب‌خیز، کارگردان تلویزیونی نیز گریم شده و قرار است در نقش تام خروس یا همان تام کروز معروف فیلم‌های هالیوودی، در یکی از بخش‌های هشت حضور داشته باشد.




سه دوربین، استودیوی هشت را پوشش می‌دهد و شهاب عباسی در نقش قدم لو با گریمی که شباهتی به‌گبرلو، مجری برنامه هفت پیدا کرده می‌خواهد بخش برنامه هشت را اجرا کند. او از برداشت خود درباره این آیتم و نقش‌اش چنین می‌گوید: شک نکنید با کسانی که در خنده بازار شوخی می‌کنیم آدم‌های دوست‌داشتنی‌ای هستند و به دلیل همین جایگاهی که بین مردم دارند سراغ آنها می‌رویم و برنامه هشت هم که کاریکاتوری از برنامه هفت است از جذابیت سینما و تنش‌ها و حواشی آن استفاده می‌کند و با توجه به این که آقای جیرانی یک‌جور اجرا می‌کرد و آقای گبرلو طور دیگری، همچنین اکت‌هایی که آقای فراستی در برنامه دارند همه متریال شوخی کردن با این برنامه را فراهم ‌آورد.




او با این توضیح پشت میز می‌نشیند تا ضبط برنامه آغاز شود. دوربین روبه‌رو او را درقاب دارد و با اشاره مدیر صحنه آغاز می‌کند: سلام… لنز چشم‌های خودتان را عوض کنید، زوم کنید به سمت ما و بشتابید که برنامه هشت آغاز شد. بخش اول که چهره‌هاست رو ببینید در ادامه می‌خوام غافلگیرتون کنم.




پس از خواندن خبرها منتقد برنامه، سفارتی وارد استودیو می‌شود و کنار مجری می‌نشیند. آنان با همکاری یکدیگر آهنگ فیلم «ماموریت غیرممکن» را می‌زنند تا به این شکل مهمان برنامه را که تام خروس است معرفی کنند.




قدم‌لو ابراز خرسندی می‌کند که تام دعوت او را پذیرفته است و وقتی تام خروس شروع به صحبت می‌کند با تعجب از او می‌پرسد فارسی بلد است و در جواب تام می‌گوید: نه من فارسی بلد نیستم. شما دوبله همزمان صدای مرا می‌شنوید!




بحث سینمایی آنان شروع می‌شود و طبق معمول سفارتی فیلم ماموریت غیرممکن را مورد انتقاد قرار می‌دهد و تام نیز از تولید ماموریت غیرممکن بعدی خبر می‌دهد که به چشم و همچشمی فیلم اسرافی‌ها قرار‌است ساخته شود.




این بحث داغ سینمایی با اشتباه علی شب‌خیز باید تکرار شود. ارتباط استودیو با واحد سیار همچنان ادامه‌دارد و شب‌خیز به عنوان کارگردان تلویزیونی برای تکرار ضبط تذکراتی می‌دهد که دستیار کارگردان به شوخی به او می‌گوید: تو در حال حاضر بازیگر مایی و روی بازی‌ات تمرکز کنی بهتر است.




شهاب عباسی مشغله زیادی دارد، اما تا همه چیز روال عادی پیدا کند و گروه ضبط مجدد را شروع کند به‌سراغش می‌روم تا از زبان او به عنوان نویسنده، کارگردان هنری و بازیگر درباره خنده بازار بشنوم.




● شهاب عباسی: خنده بازار از چارچوب آیتم بیرون آمده است




شهاب عباسی با اشاره به این که در چند سال اخیر با توجه به نیاز جامعه، تلویزیون در مقوله طنز خوب عمل نکرده و به برنامه‌سازی در این حیطه بها نداده است، می‌گوید: متناسب با نیاز جامعه، تلویزیون کمتر سراغ ساخت برنامه‌های طنز می‌رود و اگر تولیدی هم بوده مختص شبکه سه سیماست.




وی ادامه می‌دهد: به نظر من خیلی از مردم دوست دارند وقتی از محیط کار فارغ می‌شوند و خسته به‌خانه‌هایشان باز می‌گردند با دیدن برنامه‌های طنز، دقایقی از دنیای پرهیاهوی بیرون از خانه جدا شوند و به آرامش برسند تا برای یک روز کاری دیگر آمادگی پیدا کنند. در واقع خوراک ریلکس‌کننده‌ای می‌خواهند که طنز اگر آگاهانه باشد آن را تامین می‌کند.




عباسی درباره شروع دوباره کار طنز آیتمی که سال‌های گذشته نیز تجربه شده، می‌گوید: برای شروع دوباره طنز به صورت آیتمی اصلا ترسی وجود نداشت، چون معتقد بودم نسل امروز ما ساعت خوش، نوروز ۷۶ و ۷۷ و… را به یاد ندارد و تا آنجا که ذهنم یاری می‌کند، آخرین برنامه‌ای که آیتمی بود تقریبا چهار سال قبل از سری اول خنده‌بازار به نام «نوروز نو» به تهیه‌کنندگی قاسمخان و کارگردانی افشین اربابی برای شبکه دو سیما بود که خود من هم در آن بازی می‌کردم و همین دلگرمی خوبی برای ما بود. به‌علاوه تاکید دارم کار ما از چارچوب آیتم بیرون آمده و ما در هر بخش یک سکانس از تله‌تئاتر را بازسازی می‌کنیم. ما برای کار از دکور‌های بزرگ با جزئیات و بازیگران زیاد و همچنین گریم‌های سنگین استفاده می‌کنیم و قبل از ضبط، بارها تمرین می‌کنیم که این شکل کار قطعا روند تولید را کند می‌کند، ولی برای رسیدن به تنوع و برآورده کردن انتظارات مخاطب که طی این چند سال از ما و برنامه زیاد شده است، مجبور هستیم خطر‌ها را بپذیریم و برای حفظ کیفیت کار در تولید دقت کافی بکنیم و اینها همه نشان‌دهنده متفاوت بودن این برنامه با برنامه‌های آیتمی سال‌های گذشته است.کارگردان خنده بازار که سرپرست نویسندگان این برنامه نیز هست با اشاره به سیاستگذاری گروه که بیشتر به انتقادهای اجتماعی گرایش دارد، می‌افزاید: سعی داریم ناهنجاری‌های اجتماعی و رفتارهای نادرست را با شوخی و طنز به جامعه گوشزد کنیم و در لابه‌لای این انتقادها، گریزی هم به اتفاقات سیاسی می‌زنیم و البته با این اعتقاد که باید با هم بخندیم، نه به هم، مخالف هستم که یک بازیگر با لباس و گریم عجیب و غریب و شکلک‌درآوردن بخواهد مخاطب را به خنده وادارد و تا آنجا که توانستم سعی کردم جلوی این شکل کار را بگیرم وموقعیت خنده‌دار به وجود بیاورم.




او می‌گوید: زمانی که کار را شروع کردیم، کسی ما را نمی‌شناخت؛ بنابراین چیزی برای باخت نداشتیم و با علم به این که اگر نتوانیم، چیزی از دست نمی‌دهیم شرایط ریسک‌مان بالاتر رفت و البته وجود آقای پورمحمدی، مدیر وقت شبکه سه، زیرکی شب‌خیز و صبر و تلاش همه عوامل، دست به دست هم داد تا این کار دیده شود.




با پایان یافتن ضبط بخش هشت با مهمان برنامه تام خروس، گروه برای ضبط آیتم دیگری آماده می‌شود. بازیگران سرجاهای خود مستقر می‌شوند. از واحد سیار به مدیر صحنه دستور حرکت می‌دهند و با اشاره مدیرصحنه، عباسی که نقش قدم لو را بازی می‌کند با آب‌وتاب به بینندگان تلویزیون سلام می‌دهد و مهمانانش خانم نیرومند (برومند ـ کارگردان) با بازی سوسن پرور ـ که قرار است درباره آثارکودک و ازدیاد خاله‌ها و عمو‌ها در تلویزیون صحبت کند ـ و منتقد برنامه، سفارتی را معرفی می‌کند. او در نقش خود فرو رفته که به اشتباه چند بار به جای سفارتی، فراستی می‌گوید که با تذکر نیک‌نبرد، کارگردان کات می‌دهد و ضبط دوباره ازسرگرفته می‌شود. ضبط بخش‌های هشت ادامه دارد و به محض ایجاد فرصتی مناسب پای صحبت‌های تهیه‌کننده می‌نشینم.




● فرید شب‌خیز: دوست دارم افراد جدید شناخته شوند




فرید شب‌خیز تهیه‌کننده خنده بازار می‌گوید: این برنامه توسط مدیر وقت شبکه سه سیما آقای پورمحمدی پیشنهاد شد و از آنجا که سال‌ها پیش چنین برنامه‌هایی تجربه شده بود، به بنده گفتند تولید این برنامه به نوعی پا گذاشتن روی میدان مین است و امکان دارد موفق نشویم. به هر حال چون اهل خطر هستم، پذیرفتم و حمایت ایشان و همچنین دکتر دارابی، معاون سیما که هنوز هم ادامه دارد باعث موفقیت گروهم شد. به هرحال خنده بازار برنامه‌ای است که به حمایت نیاز دارد.




وی که در کارهای مختلف خود از افراد حرفه‌ای استفاده نمی‌کند، برخلاف این تصور که شاید دلیل این تصمیمش کم‌هزینه در‌آوردن کار باشد با صراحت می‌گوید: اصلا قضیه مالی در این تصمیم دخیل نیست، بلکه سعی من ساختن آدم‌های مختلف است.




اخلاقی دارم که هرکس با من روراست و صادق باشد با او صادقانه برخورد می‌کنم و شاید این خصلت میان برخی دوستان حرفه‌ای کم باشد و شاید جایی هم معرفت خیلی زیاد باشد، ولی از همه اینها بگذریم دوست دارم افراد جدید شناخته شوند و من این حرکت را خیلی دوست دارم.




تهیه‌کننده خنده بازار، موفقیت این برنامه را حاصل تلاش و همدلی گروهش می‌داند و معتقد است هیچ‌گاه این برنامه قائم به فرد پیش نمی‌رود و با توجه به مشکلات مالی که به وجود آمده است، می‌گوید: به هر حال یک خانواده هستیم و نباید درباره این مشکل عکس‌العمل نشان دهیم. به نظر من باید همه صبور باشیم تا همه چیز به‌حالت اول برگردد.




● دیگر عوامل




دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: وحید مهین‌دوست، منشی صحنه: پوریا مددی، تدوین: حامد حسینی، مهران گنبدلو، صدا و ترکیب صدا: حبیب ده‌بزرگی، ساخت تیتراژ و جلوه‌های ویژه: نوشین سادات‌ واقف، طراح و نورپرداز: محمد برادران کاظمیان، گروه تصویربرداری: مرتضی نجفی، مهدی مقدم و امیرهمایون احمدپور، مدیر صدابرداری: مسعود دادگری، طراح چهره‌پردازی: شهرام خلج، طراح صحنه و لباس: علیرضا مفاخری، مدیر اجرایی دکور: مرتضی مفاخری، گروه فنی: حمیدرضا حکیم‌الهی، تنظیم فنی تصویر: بهزاد عطاخانی، عکس: مهدی سلطانی




بازیگران: سیاوش مفیدی، شهاب عباسی، آرش میراحمدی، محمدرضا خسروی، کورش معصومی، سوسن پرور، یزدان فتوحی، ابراهیم شفیعی، مرتضی رستمی، رامتین خامی‌فرد، حمید نیک‌نبرد، حامد تهرانی، احمد ایراندوست، بهشاد مختاری و علی کاظمی. خنده بازار به سفارش شبکه سه سیما در ۱۵ قسمت ۴۰ دقیقه‌ای برای پخش در روزهای نوروز آماده می‌شود.


بهناز وفایی‌وحدت

[ad_2]

لینک منبع

آرشیو بومیان استرالیا

[ad_1]

آرشیو بومیان استرالیا

آرشیو ,حافظه یک ملت و جامعه ,هویت یک مملکت و رکنی از جامعه اطلاعاتی است


آرشیو ،حافظه یک ملت و جامعه ،هویت یک مملکت و رکنی از جامعه اطلاعاتی است . با فراهم آوری شواهدی از فعالیتها و معاملات بشری به انجام امور مدیریتی و اجرایی کمک نموده و حافظ حقوق افراد ،سازمان ها و استان های یک کشور است. آرشیو با تضمین حقوق شهروندان در دسترسی به اطلاعات اداری و دانش تاریخی ،یکی از ارکان مردم سالاری وجوابگویی به مردم است.


مراکز آرشیوی از اهمیت و ارزش بسیار بالایی برخوردارند، معرفی و بررسی این ارزش ها ما را هر چه بهتر و بیشتر با جایگاه واقعی این مراکز آشنا می کند. ارزش هایی همانند ارزش عمومی، ارزش تجاری، ارزش آموزشی، ارزش پژوهشی، ارزش برنامه سازی و ارزش فرهنگی از جمله ارزش هایی است که در آرشیو ها مطرح شده اند. شناخت ارزش ها در صورتی سودمند خواهد بود که در عمل نیز از وجود آنها منتفع شویم. به استخدام درآوردن این ارزش ها، آرشیوها را با چالش های مهمی روبرو کرده است. چالش دیجیتالی کردن، چالش سازماندهی، مسائل حقوقی، مسائل مالی و تجاری از آن جمله است. آرشیوها برای فائق آمدن بر این مشکلات راه دشواری پیش رو داشته و برای جامه عمل پوشاندن به رسالت های خود باید این موانع و مشکلات را حل کنند.


نظامنامه اخلاقی آرشیوداران، استانداردهایی را برای حرفه آرشیوداری تعریف می کند. آرشیوداران جدید را با این استانداردها آشنا می سازد، مسئولیت های حرفه ای را به آرشیوداران باتجربه گوشزد می نماید، و به عنوان الگویی در راستای سیاست های سازمانی عمل می کند. آن همچنین باعث اعتماد عمومی نسبت به حرفه می شود. این نظامنامه یک چارچوب اخلاقی برای هدایت حرفه مندان است. آن برای پاسخگویی به مشکلات خاصی فراهم نشده است. واژه “آرشیودار” بکار رفته در این نظامنامه شامل تمامی افرادی می شود که با انتخاب، کنترل، مراقبت، نگه داری و مدیریت سوابق مستند و تاریخی ارزشمند و ماندگار سر و کار دارند.


بومیان استرالیا که با نام Aboriginals شناخته می شوند ،ساکنان قدیمی استرالیا هستند، گمان می رود ساکنان اولیه در حدود چهل هزار سال پیش از جنوب آسیا به این مکان مهاجرت کرده باشند. از جمعیت بومیان استرالیا به تدریج کاسته شده و امروزه بومیان بخش کوچکی از جمعیت استرالیا را تشکیل می دهند.زبان و خط رسمی کشور زبان انگلیسی با گویش استرالیایی است.


بومیان استرالیا شامل دو گروه عمده هستند : یکی بومیان تنگه تورس و دیگری بومیان ساکن استرالیا که به Aboriginals مشهور هستند.


کشور استرالیا یکی از کشور های پیشرفته در آرشیو می باشد در این کشور سه مرکز بزرگ و معتبر آرشیوی وجود دارد که هر کدام وضایف خاص مخصوص به خود را دارا می باشند:


۱- آرشیو ملی استرالیا که در کتابخانه ملی استرالیا واقع است .


۲- آرشیو ملی فیلم و صدای استرالیا که از کتابخانه ملی استرالیا جدا شده است.


۳- آرشیو بومیان و جزیره نشینان تنگه تورس استرالیا.


بومیان و جزیره نشینان تنگه تورس استرالیا بخشی از ناحیه کویزلند استرالیا می باشد .آنها وابستگی تربیتی و فرهنگی به مردم نواحی ساحلی Papua New Guinea دارند. که تعداد حدودا ۶۰۰۰نفر در تنگه تورس و ۴۲۰۰۰۰نفر در نواحی شمال کوئیزلند زندگی می کنند.


آرشیو بومیان استرالیا با عنوان اختصاری AIATSIS که برگرفته از Australian aboriginal and torres strait islander studis می باشدکه در سال ۱۹۶۱ با یک شورا مقدماتی شروع کرد. از گونه های آرشیو دیداری و شنیداری می باشد.و جزء آرشیو های پژوهشی یا به عبارتی می توان آرشیو های علاقه مند به به موضوعی خاص تو صیف کرد.که متعلق به گروه های فرهنگی خاص می باشد. نخستین آرشیو جهانی از تصاویر متحرک ، منابع عکسها و منابع مرتبط با فرهنگ و تاریخ است. حدود ۴۵۰۰۰ ساعت صدای ضبط شده ،۶۵۰۰۰۰ تصاویر عکاسی ،۶۰۰۰ ویدئو،۱۰۰۰ عنوان مصنوعات و تقریبا ۵/۶ ملیون تصاویر متحرک می باشد.


آرشیو های پژوهشی به پنج دسته خاص می باشند که از این قرار است:


۱- آرشیو رویدادها با دوره هایی از تاریخ مانند موزه سلطنتی جنگ در لندن.


۲- موضوعات مورد علاقه منطقه ای مانند لندس میوزیوم ژوانئوم در گراز (جنوب شرقی اتریش)


۳- گروههای فرهنگی خاص مانند موسسه مطالعات بومیان و جزیره نشینان تنگه تورس استرالیا.


۴- رشته های دانشگاهی یا حوزه های پژوهشی مانند دنسک فولکمینر سملینگ.


۵- آرشیو سازمانی خاص مانند آرشیو سازمان ملل متحد.


AIATSIS به عنوان مرکز توسعه مطالعه در زمینه مردم شناسی،باستان شناسی، هنر،سلامتی و آموزش بوده است . و برای اولین بار در تاریخ استرالیا به عنوان یک سازمان برجسته ملی نامیده شد.


آرشیو بومیان استرالیا پذیرای کلیه منابعی است که با تاریخ و فرهنگ این منطقه مرتبط اند. این منابع بیشتر شامل عکس ها ، پیشینه های صدا، فیلم ، می باشد. با سپردن این منابع به آرشیو بومیان استرالیا این افراد می توانند از دسترس پذیری و طول عمر زیاد منابع خود در آینده مطمئن گردند.


این مرکز به طور مرتب منابعی را از سازمانها و خانواده های بومی و همچنین محققان و صاحبان امتیاز این مرکز آرشیوی ،موسسات فرهنگی و گویندگان رادیو و تلوزیون و به طور کلی عموم افراد دریافت می نماید. همه منابع به منظور قبول یا رد شدن در مخزن آرشیو نگهداری می شوند تا ماندگاری آنها مورد ارزیابی قرار گیرد.




در آرشیو بومیان استرالیا بسته مربوط به ” تاریخ خود را زنده نگه دارید” به دلیل نیاز روز افزون در زمینه مراقبت و رسیدگی از منابع دیداری –شنیداری منتشر شده است. این بسته شامل کارگاه آموزشی فشرده در زمینه چگونگی خلق یک سند ،ذخیره منابع دیداری و شنیداری به همراه دستنامه ای به عنوان ضمیمه می باشد.


دستنامه همراه این بسته شامل موضوعات :


– تکنیک ها و تجهیزات ضبط صدا و ویدئو هم به صورت آنالوگ و هم دیجیتال


– تکنیکهای عکسبرداری با استفاده از حلقه فیلم های سنتی و تکنولوژی های دیجیتالی


– سندبرداری و فهرست نویسی منابع دیداری و شنیداری


– ذخیره سازی و رسیدگی به منابع دیداری و شنیداری برای نگهداری طولانی مدت


– نسخه برداری و اشاعه منابع آرشیوی


– آماده سازی در مقابل بلایای طبیعی.


در این سایت به منظور آگاهی از قالب های منابع دیداری و شنیداری دیجیتالی ،متنی با فرمت PDF تحت عنوان استاندارد های فنی دیداری و شنیداری به منظور تبدیل و واگذاری به سمت دیجیتالی شدن موجود است.و راهکارهایی را برای برای آرشیو های رسانه ای در خطرارائه می دهد:


۱- ارتقاء شرایط نگهداری


شرایط محیطی: فیلم (رطوبت ۱۲ الی ۳۰ درجه، گردش هوا)، ویدئو (رطوبت ۱۸ الی ۳۰ درجه)


داشتن مخازن مجزا برای فیلم و ویدئو


برای فیلم های با علائم اسیدی: محل نگهداری آنها را از بقیه جدا کنید، فیلم و نوارهای صدا را در بسته های پلاستیکی محافظ بطور مجزا نگهداری کنید.


۲- از مجموعه ها سیاهه ای تهیه کنید


– شرایط فیزیکی منابع و ارزش محتوایی آنها را در نظر داشته باشید


– در برنامه حفاظتی، باارزش ترین قسمت هایی را که باید در اولویت قرار بگیرند مشخص کنید


۳- تعیین اهمیت مجموعه


۴- برای حفاظت آرشیو با مدیریت سطح بالا بجنگید


۵- ارزش های فرهنگی آرشیو را در درون سازمان خود نهادینه کنید


۶- مهمترین نیازهای آموزشی را مشخص و مدیران آرشیو را آموزش دهید. و ابزارهای مناسب را برای آنها فراهم کنید


۷- قواعد/ دستورالمعل های مجموعه سازی/ ورود منابع آرشیوها و دسترسی/ استفاده از آرشیو را مدون کنید


۸- برنامه حفاظتی تنظیم کنید


۹- در درون سازمان و بین مقامات بانفوذ سازمانی نقشی فعال ایفا کنید


۱۰- حداقل تجهیزاتی را که به شما استقلال فنی می بخشد گردآوری کنید


– تجهیزات نسخه برداری و بازبینی


– نرم افزار و برنامه مستندسازی


– کسب مهارت در استفاده از تجهیزات و نگهداری بلند مدت از آنها


● اهداف عمده این موسسه آرشیوی


۱- عهده دار شدن وظیفه ترقی و پیشرفت بومیان و ساکنان تنگه تورس استرالیا


۲- انتشار دست آوردهای بومیان و ساکنان تنگه تورس استرالیا و مطالعه نتایج بدست آمده .


۳- هدایت تحقیق ها و پژوهشها و تشویق پژوهشگران در زمینه های مربوط به بومیان و ساکنان تنگه تورس استرالیا .


۴- کمک در آموزش اشخاص مخصوصا بومی در زمینه های مورد نظر.


۵- محلی برای جمع آوری منابع فرهنگی و حفظ آثار فرهنگی بومیان.


۶- ترغیب استفاده عموم مردم از امکانات آرشیو


● کارکرد های پایه ای آرشیو بومیان استرالیا


۱- گردآوری : گرد آوری به عنوان توسعه مجموعه های آرشیوی با تهیه موادی که از پیش به فرمت دیداری شنیداری در دسترس هستند شامل می شود،تهیه مواد ضبطی ،فیلم ها ، ویدئو ها یا عکسهای منتشر شده یا منتشر نشده است.این اقلام از طریق خرید،مبادله یا اهدا تهیه می شوند.


۲- پدیدآوری: این مفهوم به معنای تولید واقعی مواد دیداری و شنیداری است.این آرشیو خط مشی فعالی برای تولید مواد دیداری شنیداری دارد.


۳- رده بندی : منابع دیداری و شنیداری ثبت و فهرست نویسی می شوند و همراه مواد مستنداتی ارائه می گردد و همچنین اطلاعاتی در مورد چگونگی استفاده و حق مولف را در بر می گیرد.


۴- اشاعه: محتوای آرشیو ها باید در دسترس کاربران قرار گیرد.اشاعه می تواند نسخه برداری مواد آرشیوی به صورت تدوین شده یا نشده و یا به نوعی انتشار مواد مجموعه را در بر داشته باشد.


۵- نگهداری / مراقبت: آرشیو دارای کارشناسان فنی برای حفظ مجموعه ها می باشد چون هر رسانه ای نیازمند رفتاری خاص برای نگهداری می باشد. مراقبت یا مرمت نیز بر عهده کارشناس فنی می باشد.


آرشیو بومیان استرالیا دارای سایت جامع و قدرتمندی است که با آدرس www.aiatsis.gov.au که در پنج بخش ارائه می گردد:


بخش اول AIATSIS می باشد که در مورد تاریخچه، اهداف ،وظایف واخبار موسسه را در بر می گیرد


بخش دوم Events که شامل کنفرانس ها سمینارها فروشگاه الکترونیکی و سالنامه می باشد .


بخش سوم Publications که شامل انتشارات ،مجله AAS journal ،پژوهش ها می باشد


بخش چهارم Collections شامل جستجوی کاتالوگ ها،آرشیو دیداری شنیداری،کتابخانه


بخش پنجم research شامل پژوهشها ی موسسه،تاریخچه فامیلی ،منابع اهدایی و برنامه های عمومی.


اصغر موسایی


منابع و ماخذ


ویکیپدیا دانشنامه آزاد فارسی . www.fa.wikipedia.org


ویکیپدیا دانشنامه آزاد انگلیسی . www.en.wikipedia.org


کیانی،کیانوش (۱۳۸۸). آشنایی با آشیو های جهان .تهران :هزاره ققنوس


دایره‌المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی(۱۳۸۱). تهران : کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران،ج.۱


بابایی، نسرین.”آرشیو ملی استرالیا بخش تاریخ خانواده”.مشهد :گنجینه اسناد.


http://www.aiatsis.gov.au


http://www.aiatsis.gov.au/index.html


http://www.aiatsis.gov.au/corporate/about.html

[ad_2]

لینک منبع