طنزهای تلویزیونی موفق و ناموفق در دو دهه اخیر

[ad_1]

طنزهای تلویزیونی موفق و ناموفق در دو دهه اخیر

مدیری بعد از موفقیت مجموعه های آیتمی «وروز ۷۲», «پرواز ۵۷», «ساعت خوش», «جنگ ۷۷» و «ببخشید شما» به طور کلی آیتم سازی را کنار گذاشت بعد از موفقیت «پاورچین» به سمت سریال سازی رفت و بیشتر از یک دهه فقط سریال ساخت حالا چه اتفاقی افتاده که او یک مرتبه بعد از این همه سال تصمیم می گیرد از قالب سریال دست بردارد و «شوخی کردم» را در فرم آیتمی بسازد


بلافاصله بعد از تماشای اولین قسمت «شوخی کردم» می توانستیم تصمیم خودمان را بگیریم که آن را شاهکار بنامیم و کنار کلکسیون بهترین های مدیری قرار دهیم یا از آن متنفر شویم و داد و هوارمان را بالا ببریم. برای نوشتن راجع به «شوخی کردم» مهران مدیری، فرصت خیلی زیادی داشتیم اما سعی کردیم به رسم دیرینه مدیری در بهبودوضعیت سریال هایش بعد از چند قسمت، احترام بگذاریم و سکوت کنیم تا بلکه خیلی چیزها تغییر کند. حالا قطعا بعد از گذشت پنج قسمت و جا افتادن بخش های مختلف آن، خیلی راحت تر می توان راجع به قدرت و ضعف آن حرف زد.




با اینحال اما فکر کردیم بهتر است به جای رفتن مستقیم سراغ «شوخی کردم» و بررسی جزء به جزء آن، قضیه را یک مقدار کلی تر نگاه کنیم و دراین پرونده، اصل قضیه «آیتم سازی» را موضوع بحث قرار دهیم. مدیری بعد از موفقیت مجموعه های آیتمی «وروز ۷۲»، «پرواز ۵۷»، «ساعت خوش»، «جنگ ۷۷» و «ببخشید شما» به طور کلی آیتم سازی را کنار گذاشت. بعد از موفقیت «پاورچین» به سمت سریال سازی رفت و بیشتر از یک دهه فقط سریال ساخت.








حالا چه اتفاقی افتاده که او یک مرتبه بعد از این همه سال تصمیم می گیرد از قالب سریال دست بردارد و «شوخی کردم» را در فرم آیتمی بسازد؟ آن هم در اوضاع و شرایطی که آیتم سازی چندان هم باب نیست.




برای فهمیدن پاسخ این سوال و پرداخت جزیی تر به خود «شوخی کردم»، بهترین راه، گفتگو با خود عوامل مجموعه بود. سیامک انصاری، بازیگر ثابت کارهای مدیری و امیر مهدی ژوله یکی از نویسندگان این کمدی، در این باره توضیحاتی به هفت صبح دادند که تا حدی می تواندبرخی از ابهامات را برطرف کند. علاوه بر این گفتگوها و بیان برخی از نظرات مثبت و منفی مخاطبان درباره «شوخی کردم»، جریان ساخت مجموعه های آیتمی کمدی از دهه ۷۰ تا الان را بررسی می کنیم.




اوج و فرود کمدی های آیتمی




از ابتدای دهه ۷۰ ساخت مجموعه های کمدی آیتمی در تلویزیون شروع شد و تا اواسط این دهه به اوج خودش رسید. در واقع دهه ۷۰ را می توان دوران تولد، رشدو شکوفایی این فرم از کمدی قلمداد کرد. در دهه ۸۰ یک مرتبه با رفتن تلویزیون به سمت ساخت مجموعه های کمدی روتین ۹۰ شبی، از بار آیتمی ها کاسته شد. از اوایل دهه ۹۰ با ساخت «خنده بازار» یک بار دیگر بازار کمدی های آیتمی داغ شد اما هیچ کدام از آنها نتوانستندموفقیت آیتمی های دهه ۷۰ را تکرار کنند. در اینجا مروری داریم بر کمدی های آیتمی موفق تلویزیون در این سه دهه. طبیعتا در این مدت مجموعه های دیگری هم در این قالب ساخته شده.




دهه ۷۰




تهران بیست




سر و کله آیتم های کمدی اولین بار اوایل دهه هفتاد در برنامه «تهران بیست» شبکه ۲ پیدا شد. آن زمان شبکه دو برنامه ای با این نام روی آنتن می برد و هرمز شجاعی مهر به عنوان مجری، درباره مسائل مختلف شهری صحبت می کرد. لابلای این برنامه، آیتم های کمدی با حضور بازیگران مجموعه صبح جمعه با شما پخش می شد. از آنجایی که این برنامه رادیویی آن زمان خیلی مورد توجه مردم قرار داشت، «تهران بیست» هم شدیدا پرمخاطب شد.








نوروز ۷۲




تا قبل از نوروز ۷۲، تصور از کارهای آیتمی در همان قواره های آیتم های اوستا و عبدلی و مجموعه کارهای تصویری بچه های «صبح جمعه با شما» بود، روندی که به یکباره توسط گروه جوان و ناشناخته ای که از دل تئاتر آمده بودند، پایان یافت.




مهران مدیری که در آن زمان فرد ناشناخته ای بود به همراه داریوش کاردان، در نوروز ۷۲ یک برنامه آیتمی بسیار متفاوت را روانه آنتن کردند. جسارت و نوآوری این گروه در طراحی شوخی ها، پایانی بود بر کمدی رادیویی تلویزیون.








پرواز ۵۷




موفقیت بی نظیر «نوروز ۷۲» کافی بود تا مسئولین شبکه یک بار دیگر تولید برنامه دیگری را به گروه جوان مهران مدیری بسپارند. او به همراه برخی از بازیگران نوروز ۷۲ و اضافه کردن چند چهره جدید از جمله رضا عطاران و … پرواز ۵۷ را برای دهه فجر سال ۷۲ ساخت؛ کاری موفق تر و حتی بهتر از نوروز ۷۲. مدیری با تیزهوشی توانست نظر مردمی را که این بار از او و گروهش شناخت پیدا کرده بودند به خوبی تامین کند.








نوروز ۷۳




با اینکه همه منتظر بودند گروه مهران مدیری با نوروز ۷۳ برگردند اما شبکه یک در کمال ناباوری تولید برنامه کمدی اش را به گروه جدیدی سپرد. گروهی که قرار بود رو دست مهران مدیری و گروهش بلند شوند. تیم جدید به سبک و سیاق نوروز ۷۲ یکسری از بازیگران ناشناخته و دانشجوی تئاتر را وارد این مجموعه کرد اما عدم نوآوری و تلاش برای تکرار مولفه های موفق مدیری موجب شد تا نوروز ۷۳ به مجموعه ای شکست خورده تبدیل شود.




نوروز ۷۵ و ۷۶




داریوش کاردان که در نوروز ۷۲ به عنوان کارگردان هنری نامش در تیتراژ می آمد و در چند آیتم هم بازی داشت، سبک و سیاق برنامه های آیتمی جدید را ماحصل ایده های خودش می دانست تا مهران مدیری. او در نوروز ۷۵ و ۷۶ در پی اثبات این نظریه بود و طی دو سال متوالی ساخت و کارگردانی این برنامه را برعهده گرفت. ماحصل کار او به مانند نوروز ۷۳ اسفبار نبود اما هیچگاه نه نوروز ۷۲ تکرار شد و نه پرواز ۵۷.




ساعت خوش




مهران مدیری بعد از تولید پرواز ۵۷ و با اتفاقاتی که در شبکه یک برایش افتاد، از این شبکه به شبکه دو کوچ کرد. ماحصل کوچ او به این شبکه تولدبرنامه ای بود با نام «ساعت خوش» که تبدیل به نقطه عطف کارهای کمدی تلویزیون شد. اینجا در واقع بستر تازه و مناسبی بود تا مدیری به همراه گروه جوانش تمام خلاقیت های خود را بروز دهند. در واقع ساعت خوش و بعد سال خوش حرکتی را که مدیری شروع کرده بود را تکامل بخشید و به نقطه اوجش رساند.








جنگ ۳۹




بعد از سال خوش، مدیری ساعت خوش را به شکل هفتگی ادامه داد اما کم کم دوران افول شروع شد. در همین اوضاع و احوال به یکباره داریوش کاردان وارد کارزار شدو جنگ ۳۹ را با حضور تعدادی جوان ناشناخته در آن سال ها از جمله مهران غفوریان، بیژن بنفشه خواه، حسین رفیعی و … تولید کرد. ساختار نامتعارف برنامه که به نوعی ادامه همان ساختار نووز ۷۲ بود؛ نگاه ها را به سمت این برنامه جلب کرد اما ۳۹ فقط بعد از گذشت چند هفته در دور تکرار افتاد.








جدی نگیرید




در دوران افول و سپس تعطیلی و ممنوع الکاری بازیگران ساعت خوش، آیتم کارهای قدیمی که با موج به پا خاسته از نوروز ۷۲ به حاشیه رفته بودند، دوباره از رادیو به تلویزیون آمدند و برنامه ای تحت عنوان «جدی نگیرید» را با همان کاراکترهای رادیو و معروف شان تولید کردند تا به نوعی از خودشان اعاده حیثیت کنند اما دیگر واقعا دوران «مُلّون» و … گذشته بود و مردم روی خوشی به آنها و برنامه شان نشان ندادند و این برنامه شکستی دیگر برای آنها رقم زد.








سلام سلام




آغاز به کار شبکه تازه تاسیس تهران تقریبا مصادف شده بود با پایان ممنوع الکاری بچه های ساعت خوش در تلویزیون. آنها بدون مهران مدیری و رضا عطاران به شبکه تهران رفتند و برنامه ای تحت عنوان «سلام سلام» را تولید کردند. آنها بی توجه به این موضوع که ساعت خوش و سال خوش فقط به واسطه خلاقیت به اوج رسید به یک خودتکراری ویرانگر دست زدند و چند آیتم را عینا تکرار کردند که در نهایت ماحصل کارشان شکستی تمام عیار بود.




جنگ ۷۷




مهران مدیری بعد از طی کردن دوران ممنوع الکاری خیلی نرم و آهسته به شبکه سه رفت و برنامه ای با نام «جنگ ۷۷» را ساخت. مجموعه ای جمع و جور که شامل یک پلاتوی مجری و چند آیتم بود. استقبال از برنامه موجب شد تا مدیری با همان خلاقیت ذاتی اش بخش پلاتو را گسترش دهد و آیتم مریم و رامین را به قاب اصلی برنامه تبدیل کند. تلفیق خوب بخش نمایشی پلاتو با آیتم ها، انقلاب دیگری در آیتم سازی تلویزیون به وجود آورد.








حرف تو حرف




مهران غفوریان هم جزو نخستین گروه از بازیگران آیتمی است که به سمت کارگردانی آمد؛ اتفاقا برای شروع هم به مانند رضا عطاران سراغ یک کار آیتمی رفت که ماحصلش شد «حرف تو حرف». یک سریال آیتمی شسته و رفته و بامزه که غفوریان به خوبی از همه تجربیاتش در همه سال هایی که به عنوان بازیگر در مجموعه های آیتمی حضور داشته بود استفاده کرد. «حرف تو حرف» به دلیل ساعت و شبکه پخش کننده اش خوب دیده نشد اما کار موفق و حتی خلاقانه ای بود.








سیب خنده




رضا عطاران که با «ساعت خوش» توانست به عنوان یک بازیگر کمدی تمام عیار برای مخاطبان شناخته شود، سه سال بعد خودش کمدی آیتمی «سیب خنده» را کارگردانی کرد. این برنامه با اینکه به صورت هفتگی در مدت زمان بسیار کوتاهی روی آنتن می رفت، خیلی زود به یکی از جذابترین برنامه های کودک و نوجوان تلویزیون بدل شد. با این مجموعه بازیگرانی مثل مجید صالحی، جواد رضویان، یوسف تیموری و … برای اولین بار معرفی شدند.








سلام تهران




اولین مجموعه کمدی آیتمی شبکه تهران بود که به کارگردانی هوشنگ هدایتی تولید شد. مشکل اصلی مجموعه این بود که بازیگرانش ناشناس بودند و چندان هم توانایی جذب مخاطب نداشتند. تنها بازیگری که از جمع «سلام تهران» توانست به موفقیت برسد، داود منفرد بود. از تیپ معروف او در نقش دایی پیر و روستایی که همه چیز را اشتباه می شنید، تا همین حالا در برنامه «رنگین کمان» استفاده می شود.




ببخشید شما




در ادامه موفقیت «جنگ ۷۷» مدیری یک سال بعد مجموعه آیتمی «ببخشید شما؟» را ساخت؛ مجموعه ای که قرار بود مشاغل مختلف، مشکلات و حال و هوای آنها را برای مردم معرفی کند. در این مجموعه مدیری هر بار با توجه به موضوع بحث صاحب یکی از مشاغل را دعوت می کرد و آیتم هایی مرتبط با آن شغل لابلای صحبت او با مهمان برنامه پخش می شد. بیشتر بازیگران این مجموعه، همان بازیگرانی بودند که سال گذشته در «جنگ ۷۷» هم نقش ایفا می کردند.








قطار ابدی




رضا عطاران و بهروز بقایی سال ۷۹ با «قطار ابدی»، یک جور کمدی آیتمی فانتزی متفاوت را به نمایش گذاشتند. این مجموعه آیتم هایی کاملا فانتزی مثل حسن کچل، شهرزاد قصه گو، نرون، تیمارستان و رابین هود را در خودش جا داده بود. این آیتم ها ثابت بودند و هر بار قصه ای متفاوت با بازی مهرانه مهین ترابی، فرهاد آئیش، رضا عطاران، مجید صالحی، حمید لولایی در قالب آنها اتفاق می افتد. سحر زکریا برای اولین بار با این مجموعه به مخاطبان شناخته شد.








دهه ۸۰ و ۹۰




فضانوردان




«فضانوردان» را می توان تنها مجموعه کمدی آیتمی قابل قبول دهه ۸۰ دانست. سال ۸۵ پیمان قاسم خانی و سیامک انصاری، با توجه به حضور تیم مکلی ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، این مجموعه هشت قسمتی را ساختند و در شبکه نمایش خانگی توزیع کردند. این مجموعه به دلیل حضور قاسمخانی و انصاری و برخی بازیگران آثار مدیری، کمدی قابل قبولی از آب درآمد. تنها مشکل این مجموعه، حجم بالای تبلیغات آن بود که تا حدی به محتوایش ضربه می زد. یکی از آیتم های این مجموعه به دلیل شوخی با علی دایی حاشیه ساز شد.








خنده بازار




نوروز ۹۰ شبکه سه برنامه «خنده بازار» را روانه آنتن کرد که محور اصلی آن شوخی با برنامه های تلویزیون بود. بدل فردوسی پور، جیرانی، فراستی و … به مذاق مخاطبان خوش آمد و همین باعث شد مسئولان شبکه سه به ادامهس اخت آن ترغیب شوند.




ماه رمضان ۹۰ سری دوم آن را کارگردانی کرد و بعد از آن در بازه های زمانی مختلف با بالا و پایین شدن عوامل و فرمت برنامه روی آنتن رفت و بالاخره پرونده اش بعد از ماه مبارک امسال به خاطر افت شدید به طور کامل بسته شد.




عمده جذابیت برنامه تقلید از چهره های مطرح بود که به مرور دچار تکرار و ضعف فیلمنامه و اجرا شد؛ در سری های جدید هم که رویکرد برنامه تغییر کرد و رنگ «زرد» به خود گرفت.








کسی خوابه؟




جواد رضویان در ادامه تجربه اندوزی هایش سال ۹۰ سراغ ساخت آیتم سازی رفت و «کسی خوابه؟» را برای نوروز شبکه یک کارگردانی کرد. این سریال درست زمانی پخش شد که خیلی ها از سریال های جدی و تلخ تلویزیون انتقاد جدی داشتند؛ با اینحال کار نتوانست جای خود را باز کند و حتی ساخت فاز دوم آن به طور کلی منتفی شد. رضویان در این مجموعه از چهره های آشنای کمدی مثل فتحعلی اویسی، ارژنگ امیرفضلی، نصرالله رادش، علی صادقی، نعیمه نظام دوست، لاله صبوری و یوسف صیادی استفاده کرد و خودش هم در بعضی آیتم ها حضور داشت. رویکرد مجموعه شوخی با مسائل روز جامعه بود.








شوخی کردم




مهران مدیری بعد از ساخت چندین سریال کمدی موفق، دلش هوای آیتم سازی کرد؛ جایی که در آن کلی خاطره برای مردم آفریده بود. او در «شوخی کردم» بازیگرانی که طی ۲۰ سال همراه او بودند را دور هم جمع کرده و آنها را در قالب های مختلف قرار داده. مدیری این بار، روی یک موضوع زوم کرده است و در هر قسمت موضوعاتی کلی اما قابل بحث را با زبانی طنز به چالش می کشد.




خلاقیت، ازدواج، خشونت، سلامت و اعتیاد تاکنون موضوع محوری هر قسمت بوده اند که به دست مخاطبان نمایش خانگی رسیده. مدیری پیش از توزیع این سریال گفته بود ساخت سری دوم «شوخی کردم» به واکنش مردم و میزان استقبال آن بستگی دارد. تا الان که نظرات درباره کیفیت سریال گوناگون و حتی متضاد بوده است.








********************************




یک اتفاق ساده




ظهور از مجموعه های آیتمی




برخی از بازیگران و کارگردانان سینما و تلویزیون که حالا سری بین سرها پیدا کردند کارشان را از بازی در آیتم شروع کردندت. شاید برخی از آنها در آن سال ها تصورش را هم نمی کردند که در سینما و تلویزیون ایران به چنین جایگاهی برسند. بازیگرانی که حالا تعدادی از آنها پا به عرصه کارگردانی گذاشتند و اتفاقا کارهای خوبی هم در این زمینه تولید کردند.




مهران مدیری




با اینکه تا قبل از سال ۷۱ در چند برنامه به شکلی گذرا حضور داشت اما برای اولین بار با مجموعه آیتمی «نوروز ۷۲» به طور جدی کارش را شروع کرد و برای مخاطبان شناخته شد. موئفقیت مدیری در این مجموعه تا حدی بود که با وجود حضور بازیگران مختلف، همه کل مجموعه را با نام او می شناختند. او بعد از این موفقیت، «پرواز ۵۷» را کارگردانی کرد و از آن زمان تا الان به عنوان مشهورترین کارگردان کمدی ایران شناخته می شود.








رضا عطاران




عطاران با پرواز ۵۷ کارش را استارت زد و با ساعت خوش و سال خوش به اوج شهرت رسید، بعد از آن ممنوع الکاری کذایی راهش را از مهران مدیری جدا کرد و به سمت کارگجردانی رفت که اتفاقا در آنجا هم موفق بود. او بعد از تثبیت جایگاهش در تلویزیون به عنوان کارگردان، بازی در سینما را از سال ۸۸ جدی تر دنبال کرد تا الان که دیگر به تنها بازیگری تبدیل شده که به تنهایی می تواند گیشه یک فیلم را تضمین کند.








سروش صحت




با برنامه آیتمی «جنگ ۷۷» مهران مدیری برای اولین بار به عنوان بازیگر و نویسنده کارش را شروع کرد. بعد از آن در «ببخشید شما» همکاری اش را با مدیری ادامه داد و به چهره ای شناخته شده برای مخاطبان تبدیل شد. او حالا به عنوان کارگردان موفق سریال های کمدی تلویزیون و بازیگر مطرح سینما و تلویزیون شناخته می شود. به احتمال زیاد سال آینده با ساخت فیلم سینمایی «پژمان»، کارگردانی سینما را هم تجربه می کند.






سعید آقاخانی




اولین بار در مجموعه آیتمی «پرواز ۵۷» به تلویزیون آمد و به عنوان بازیگر مقابل دوربین قرار گرفت. یک سال بعد در «ساعت خوش» با بازی در آیتم پرمخاطب «سعید و خان دایی» در کنار نادر سلیمانی توانست خیلی زود به شهرت برسد. سال ۸۸ با سریال «عید امسال» برای اولین بار کارگردانی را تجربه کرد و همچنان فعالیتش را به عنوان کارگردان ادامه می دهد. او امسال برای اولین بار فیلم سینمایی «لامپ صد» را ساخت.








جواد رضویان




جواد رضویان اولین بار کارش را با بازی در مجموعه آیتمی «سیب خنده» شروع کرد. این مجموعه با اینکه سال ۷۶ برای برنامه کودک تلویزیون ساخته شده بود اما مخاطبان بسیاری پیدا کرد. رضویان اما با وجود موفقیت در «سیب خنده» با نقش داود سریال «پاورچین» به بازیگری مطرح در تلویزیون تبدیل شد. او سال ۸۴ برای اولین بار با ساخت «ارث بابام» به عرصه کارگردانی راه پیدا کرد. رضویان سال ۹۱ کمدی آیتمی «کسی خوابه؟» را ساخت که موفقیتی به دست نیاورد.








مجید صالحی




او هم مثل رضویان، کارش را با بازی در مجموعه آیتمی «سیب خنده» شروع کرد. آیتم جالب تکرار اشتباه کلمات توسط او آنقدر مورد توجه قرار گرفت که رضا عطاران بلافاصله بعد از آن، «مجید دلبندم» را براساس این کاراکتر ساخت. صالحی بلافاصله در مجموعه آیتمی «قطار ابدی» عطارانبازی کرد. صالحی از سال ۸۲ و ساخت سریال «آشتی کنان» به عرصه کارگردانی پا گذاشت و بعد از آن سریال های «سه در چهار» و «موج و صخره» را هم کارگردانی کرد.








مهران غفوریان




از مجموعه آیتمی «لبخند سوم» در سال ۷۳ به تلویزیون وارد شد. این مجموعه صبح های جمعه با بازی برخی از بازیگران مطرح رادیویی تولید شد و مهران غفوریان و بیژن بنفشه خواه نیز کنار هم حضور داشتند. غفوریان سال ۷۷ به عرصه کارگردانی وارد شد و «گل های ۷۷» را ساخت.


او بعد از کارگردانی «حرف تو حرف»، «این چند نفر» و … سال ۸۰ اولین مجموعه کمدی روتین تلویزیونی یعنی «زیر آسمان شهر» را ساخت؛ سریالی که آن زمان به عنوان موفق ترین کار کمدی تلویزیونی شناخته شد.








حمید لولایی




او هم از آن دسته بازیگرانی بودکه کارش را با «نوروز ۷۲» مهران مدیری شروع کرد. بعد از آن در «پرواز ۵۷»، «تلویزیون کابلی بچه ها» و «ساعت خوش» کارش را به عنوان بازیگر کمدی ادامه داد. او بعد از بازی در نقش «خشایار» سریال «زیر آسمان شهر» شدیدا به شهرت رسید و از آن زمان تا به حال به عنوان یکی از اعضای ثابت کارهای کمدی تلویزیونی شناخته می شود. لولایی هیچگاه برای کارگردانی آستین بالا نزد اما به عنوان یک کمدین موفق توانست حضورش را در سینما و تلویزیون حفظ کند.

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ نقاش و مجسمه ساز زن معروف دنیا

[ad_1]

۱۰ نقاش و مجسمه ساز زن معروف دنیا

در این نوشته, خیلی کوتاه و فشرده ۱۰ نقاش و مجسمه ساز زن برجسته را معرفی کرده ایم


در تاریخ هنر، کم نبوده اند زنان نقاش و هنرمندی که با آثارشان نقش مهم و تاثیرگذاری در تحول هنر مدرن داشته اند. در میان این زنان هنرمند، نقش ده تن از این زنان هنرمند بیشتر از دیگران بوده است، کسانی که بسیاری از هنرشناسان و مورخان هنری در مورد اهمیت و تاثیر آنها هم‌نظرند.




در این نوشته، خیلی کوتاه و فشرده ۱۰ نقاش و مجسمه ساز زن برجسته را معرفی کرده ایم.




هریت بکر




هریت بکر از زنان پبشگام در هنر مدرن و نقاشی شمال اروپا و اسکاندیناوی است. او خواهر آگاتا بکر، موسیقیدان معروف نروژی، است و هر دو خواهر در تحول هنر مدرن نروژ سهم زیادی دارند. نقاشی‌های هریت بکر از فضاهای داخلی شهرت بسیاری دارند. قدرت او در استفاده از رنگ و نورپردازی است.




هریت در نروژ، آلمان و فرانسه به تحصیل در رشته نقاشی پرداخت. او تحت تاثیر نقاشان امپرسیونیست بود اگرچه آثارش در رده هنر رئالیستی و گاه ناتورالیستی طبقه بندی شده است.








او با تاسیس مدرسه هنری نروژ در سال ۱۸۸۹، تاثیر عمیقی بر هنرمندان جوان نروژی از جمله ماری هوگ و هنریک لوند گذاشت.




“زیر نور لامپا” (۱۸۹۰) از تابلوهای مشهور اوست که در آن او دختر جوانی را در حال مطالعه زیر نور لامپا تصویر کرده است. نور آبی مسلط در تابلو، فضای دلگیر و غمزده‌ای را خلق کرده و بر تنهایی دختر جوان در شب تاکید دارد.




لورا نایت




لورا نایت، از مشهورترین زنان نقاش بریتانیا در قرن بیستم است. او تصویرگر سربازان جنگ جهانی دوم و محاکمه نازی ها در دادگاه نورمبرگ بود.








لورا نایت، تحت تاثیر نقاشان امپرسیونیست، بیشتر زنان بریتانیایی از اقشار گوناگون از زنان کولی گرفته تا زنان طبقه اشراف را نقاشی کرده است. لورا نایت، عکاس رسمی دولت بریتانیا در جنگ جهانی دوم بود و در سال ۱۹۴۶ مامور شد به طور رسمی در دادگاه محاکمه جنایتکاران نازی شرکت کند و از آنها برای ثبت در تاریخ نقاشی کند.




این اثر او که هم اکنون در موزه جنگ بریتانیا نگهداری می‌شود، دو ردیف از هیئت منصفه آلمانی را نشان می‌دهد که در برابر ۲۱ متهم جنگی آلمانی و افسران رژیم هیتلر نشسته‎اند. در عقب آنها هم سربازان آمریکایی با کلاه‌های سفید دیده می‌شوند.




جورجیا اوکیف




جورجیا اوکیف از مهم‌ترین زنان نقاش قرن بیستم است که به خاطر نقاشی های آبستره اش از طبیعت و بیابان های آمریکا شهرت دارد. کارهای اولیه او بیشتر جنبه آبستره دارند. در دهه هفتاد، فمینیست‌ها او را پیشگام شمایل‌نگاری زنانه ارزیابی کردند اما اوکیف با تفسیرهای آنان مخالفت کرده بود. دوره‌های فعالیت حرفه ‌ای او به نیویورک، دوره هاوایی و دوره نیومکزیکو تقسیم می‌شود.








اوکیف در سال ۱۹۶۶ به عنوان یکی از ۵۰ عضو آکادمی علوم و هنرهای آمریکا انتخاب شد و در ۱۹۷۷ جرالد فورد رئیس جمهور آمریکا مدال آزادی ریاست جمهوری را به او اهدا کرد.




کته کُلویتس




کته کُلویتس، نقاش و مجسمه‌ساز برجسته آلمانی، تصویرگر بی عدالتی ها، شرایط نابسامان انسانی و تراژدی دو جنگ خانمانسوز جهانی است. او یکی از نخستین زنان نقاش است که شورش‌های دهقانی و مبارزات کارگری و زندگی پر مشقت آنان را تصویر کشیده است.








مجموعه آثار او از جنگ‌های دهقانی آلمان در دوران قرون وسطی علیه فئودال‌ها و کلیسا بسیار مشهورند. همچنین مجموعه‌ای با عنوان “بافندگان” که در سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۸۹۶ با الهام از نمایشنامه گرهارد هاپتمن خلق کرد و در نمایشگاه هنر برلین، نامزد دریافت مدال طلایی شد اما قیصر ویلهلم دوم با دادن این مدال به او مخالفت کرد.




کلویتس پسرش پیتر را در جنگ جهانی اول از دست داد. مجسمه “والدین ماتم زده”، اثری‌ست که او در سوگ فرزندش خلق کرده است .


با روی کار آمدن نازی‌ها در آلمان و آغاز تعقیب و آزار هنرمندان و روشنفکران آلمانی، کلویتس نیز از فعالیت محروم شد و آثارش از موزه‌ها و گالری‌ها جمع آوری گردید، اما یکی از کارهای او به نام “مادر و فرزندش” از سوی نازی‌ها مورد بهره‌برداری تبلیغاتی قرار گرفت.




کلویتس در سال ۱۹۴۲، پوسترهای سه‌گانه مشهورش را کشید: کودکان آلمان گرسنه‌اند، نان و جنگ دوباره هرگز. او در سال ۱۹۴۵ تنها چند روز مانده به پایان جنگ درگذشت.




تامارا لمپیکا




تامارا المپیکا نقاش لهستانی با نام اصلی ماریا گروسکی است که شهرتش بیشتر در زمینه خلق پرتره‌هایی با درونمایه اروتیک و اغواگرانه است.




بیشتر آثار تامارا آبستره‌اند، اما در پرتره‌هایش عناصر روایتی نیز دیده می‌شود. او به جای قلم مو از کاردک استفاده می‌کرد و به خاطر منحنی‌های ساده و رنگ‌های تند و زاویه های تیز، نقاشی‌هایش در سبک آرت دکو طبقه بندی می‌شوند.








تامارا تا سال ۱۹۲۵ آثارش را با نام و هویتی مردانه امضا می کرد و به نمایش می گذاشت. او بعد از مرگ، محبوبیت بسیاری کسب کرد و جوانان هنرمند زیادی به مطالعه آثار او و کشف هنر او پرداختند.




همین طور چند نمایشنامه و فیلم نیز بر مبنای زندگی هنری او خلق شدند از جمله نمایشنامه “تامارا” نوشته جان کریزانک که بر مبنای ملاقات تاریخی او و گابریل آنونزیو نوشته شده است.




فریدا کالو




فریدا کالو از مهم‌ترین و نامدارترین زنان هنرمند تاریخ معاصر است. او نقاشی مدرن با گرایش‌هایی رادیکال بود و هنرش ارتباطی عمیق و تنگاتنگ با جامعه سنتی و در حال توسعه مکزیک داشت. کسی که با نگرشی پست مدرن به فروپاشی ساختارهای سنتی و زوال فرهنگ بومی می‌نگریست و به شدت تحت تاثیر هنر بومیان سرخپوست مکزیک و نقاشی‌ها، ماسک‌ها و شمایل‌های اقوام آزتک بود.




فریدا ۴۷ سال با درد و رنج زندگی کرد و با اینکه در نقاشی‌هایش بیشتر پرتره خود و جسم رنجورش را تصویر کرده است اما در عین حال نگاه انسانی و صمیمانه او به جامعه مکزیک و سنت‌ها و آئین های بومی آن به شدت در آثارش انعکاس یافته است.




لویی بورژوا




لویی بورژوا، نقاش و مجسمه‌ساز فرانسوی، یکی از پیشگامان هنر مدرن قرن بیستم است. تنهایی، اضطراب، تنش جنسی و حسادت از تم‌های آثار اوست.








او زاده پاریس و تبعه امریکا بود و تحت تاثیر هنرمندان سورئالیست اروپایی بود که بعد از جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرده بودند. مجموعه عنکبوت‌های او به ویژه مجسمه عنکبوت او با عنوان “مامان”، شهرتی جهانی دارند.




او مادرش را در بیست و یک سالگی از دست داد. به دنبال آن بر اثر ناامیدی و درد، خود را در رودخانه انداخت اما پدرش او را نجات داد.




مجموعه “سلول‌ها”ی بورژوا که در ۱۹۹۳ طراحی کرد، مستقیماً به ضربات روحی دوران کودکی و نا امنی‌ای که او را احاطه کرده بود، اشاره دارد.




الکساندرا اکستر




الکساندرا اکستر، نقاش و طراح صحنه آوانگارد روسی- فرانسوی، یکی دیگر از زنان هنرمند برجسته قرن بیستم است که در تحول هنر فوتوریسم و کانستراکتیویسم، نقش مهمی داشته است. استودیوی نقاشی او در کیف، پایگاه روشنفکران و هنرمندان آوانگارد روسی مثل آنا آخماتوا و الیا ارنبورگ بود. او یکی از تجربه‌گراترین هنرمندان زن آونگارد روسیه در سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰ بود اما ایدئولوژی کانستراکتیویست‌های روس که هنر می‌تواند در زندگی روزمره مشارکت داشته باشد را نمی‌پذیرفت.








بعد از انقلاب سوسیالیستی اکتبر روسیه، او به همراه هنرمندان آونگارد روس، به تزئین خیابان‌ها و میدان‌های شهر کی یف و اُدسا به سبک آبستره و بر اساس ایده‌های انقلاب روسیه پرداخت. در ۱۹۲۴ به فرانسه مهاجرت کرد و در آکادمی مدرن پاریس و استودیوی شخصی‌اش به همراه فرنان لژه، هنرمند سورئالیست فرانسوی به تدریس پرداخت. دوستی و آشنایی او با پابلو پیکاسو، ژرژ براک و گرترود استاین، در این دوره تاثیر زیادی بر نقاشی‌هایش گذاشت.




“لباس برای رمئو و ژولیت” و “کالیماک” از شاهکارهای او به شمار می‌رود.




رمدیوس وارو




رمدیوس وارو، نقاش سورئالیست و آنارشیست اسپانیایی- مکزیکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین نقاشان مکزیک است. برخی از منتقدان هنری آثار او را به عنوان تمثیل‌هایی پست مدرن ارزیابی کرده‌اند. او در زمان حاکمیت فرانکو بر اسپانیا به پاریس گریخت و وارد حلقه سورئالیست‌های فرانسوی شد. بعد از اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم نیز به مکزیک رفت و تا آخر عمر خود را در تبعید زندگی کرد.








آثار او واکنشی اعتراضی در به حاشیه راندن زنان از سوی هنرمندان سورئالیست مردسالار و زن ستیز است که به اعتقاد او هرگز همتاهای زن خود را به عنوان هنرمند نمی‌دیدند.او همه تصاویر الهه‌گون سورئالیست ها از زنان و فیگورهای زنانه را برهم زد و در آثار گروتسک خود موجوداتی دوجنسی را با صورت هایی به شکل قلب و چشمانی درشت تصویر کرد که ترکیبی از چهره خود هنرمند و موجودات اساطیری اند.




«بافت رویاها»، «جنگ» و «بهشت گربه ها » از مهم‌ترین آثار اوست.




مارگریت تامپسون زوراک




از نخستین نقاشان فوویست و کوبیست آمریکایی بود. او از چهره‌های مهم جنبش مدرن در آمریکا به شمار می‌رود که سهم مهمی در معرفی سبک‌های کوبیسم و فوویسم در این کشور داشته است. مارگریت تحصیلاتش را در دانشگاه استنفورد رها کرد و به پاریس رفت و در مدرسه پست امپرسیونیست‌های آکادمی د لاپله درس خواند.








در پاریس با پیکاسو و گرترود استاین آشنا شد و با حمایت آنها نخستین نمایشگاه خود را در سال ۱۹۱۰ در پاریس برگزار کرد. او در سال ۱۹۱۲ با ویلیام زوراک، نقاش، مجسمه ساز و نویسنده آمریکایی ازدواج کرد. ویلیام زوراک با حمایت‌های خود، نقش مهمی در موفقیت هنری مارگریت داشت. مارگریت پس از سفر به مصر، فلسطین، هند و ژاپن، سبکش تغییر کرد و بیشتر به کوبیسم متمایل شد.




او در اواخر عمرش به سوزن‎دوزی و و طراحی روی پارچه روی آورد. او هنر سوزن دوزی را به یک سطح هنری ارتقا داد.

[ad_2]

لینک منبع

راه‌های جاودانه کردن فرش دستباف

[ad_1]

راه های جاودانه کردن فرش دستباف

فرش دستباف یکی از صنایع یا بهتر است بگوییم, هنرهای ایرانی است که آوازه آن در سراسر جهان پیچیده است کالایی که در خانه اکثر ما ایرانی ها یک نمونه از آن حتی در ابعاد بسیار کوچک روی دیوار یا روی زمین یا حتی در پستو و گنجه یافت می شود


فرش دستباف یکی از صنایع یا بهتر است بگوییم، هنرهای ایرانی است که آوازه آن در سراسر جهان پیچیده است.کالایی که در خانه اکثر ما ایرانی‌ها یک نمونه از آن حتی در ابعاد بسیار کوچک روی دیوار یا روی زمین یا حتی در پستو و گنجه یافت می‌شود.


کالایی نفیس که همگان از ارزش مادی و معنوی آن آگاهند و در حفاظت از آن سنگ تمام می‌گذارند. اما گاه اتفاق می‌افتد که بنا به دلایلی فرش دستباف آسیب می‌بیند. در این صورت چه باید کرد؟این موضوع بهانه‌ای شده است تا ما این هفته ضمن اشاره به راه‌های نگهداری از فرش دستباف، نمونه‌های این کالا را نیز به شما معرفی کنیم.اگر به این موضوع علاقه‌مندید این مطلب را بخوانید:






تاریخچه فرش دستباف در ایران


طبق روایات شاهنامه فردوسی، آغاز فرش‌بافی، رشتن و بافتن به زمان تهمورث، یعنی زمان پیشدادیان باز می‌گردد.


در تاریخ طبری هم از فرش‌هایی که با مو و پشم حیوانات در این دوره بافته شده سخن رفته است.


اما قدیمی‌ترین نشانه از هنر قالیبافی به عصر مفرغ باز می‌گردد، این نشانه یک کارد قالیبافی است که از گورهای عهد مفرغ ترکمنستان و شمال ایران یافت شده است.


در شهرسوخته (دشت سیستان ـ جنوب شرقی ایران) نیز فرش‌های حصیری و پارچه و ابزارهای بافندگی به دست آمده که متعلق به ۲۸۰۰-۲۵۰۰ پیش از میلاد است. در دوره هخامنشیان، به نقل از گزنفون، شهر کهن ساردیس به قالی‌های گره‌باف خود فخر می‌کرده که به نقش‌های حاشیه و هیکل‌های مردان آراسته بوده است.


اما بر اساس آنچه در ویکی‌پدیا ثبت شده است، قدیمی‌ترین نمونه قالی ایرانی که یافته شده، قالیچه‌ای است با نقوش اصیل هخامنشی که در گور یخ‌زده یکی از فرمانروایان سکایی در دره پازیریک در ۸۰ کیلومتری مغولستان بیرونی پیدا شده و قالی پازیریک نامیده می‌شود. پژوهشگران این قالی را از دست‌بافت‌های پارت‌ها یا مادها می‌دانند.


قالی ایرانی از دیرباز معروف و مورد استفاده بوده. گزنفون تاریخ‌نگار یونانی در کتاب سیرت کوروش می‌نویسد: «ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد، قالیچه زیر بستر خود می‌گسترند.


سالنامه چینی سوئی‌سو در دوره ساسانی از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام می‌برد. فرش معروف بهارستان در کاخ تیسفون نیز به خاطر شکوهش بازتاب گسترده‌ای در ادبیات اسلامی داشته‌است.




طرح‌های قالی ایرانی


قالی و فرش ایرانی دارای طرح و نقوش متنوعی است که هرکدام حرفی برای گفتن دارند.


طرح و نقشی که گویای تاریخچه فرش و زادگاه فرش است.


به‌طور کلی فرش ایران در طرح‌های آثارباستانی و ابنیه اسلامی (این گروه شامل تمام طرح‌هایی است که از نقوش و اشکال تزیینی بناها، عمارات و کاشی‌کاری‌های آنها گرفته شده)، طرح‌های شاه‌عباسی (اساس تمامی طرح‌های شاه عباسی بر مبنای کاربرد گل معروف شاه عباسی است.


گل‌های شاه عباسی به همراه بندهای ختایی و گاه تلفیقی با اسلیمی‌ها، انواع مختلفی از نقوش فرش را ایجاد می‌کنند)، طرح‌های اسلیمی (فرم اصلی این طرح‌ها بر پایه گردش منظم و نقوش اسلیمی است)، طرح‌های اقتباسی (اغلب طرح‌های این گروه شباهت زیادی به طرح‌های فرش مناطق مرزی ایران و کشورهای همسایه دارد.


به همین دلیل به طرح‌های اقتباسی معروفند)، طرح‌های افشان (اشکال و اجزای تشکیل‌دهنده بیشتر طرح‌ها به صورت پیوسته و بدون انقطاع ترسیم می‌شود درحالی‌که در طرح افشان اجزای تشکیل‌دهنده طرح به صورت پراکنده و جدا از هم، ولی با فاصله منظم از یکدیگر طراحی می‌شوند)، طرح‌های واگیره‌ای (هنگامی که جزء کوچکی از طرح در متن فرش در جهات طولی و عرضی تکرار شده و به وسیله گیره به یکدیگر متصل شوند، طرح‌بندی واگیره‌ای نامیده می‌شود)، طرح بته‌ای (از طرح‌های معروف و موفق در طرح قالی که علاوه‌بر ایران در هندوستان نیز رواج دارد)، طرح درختی (اشکال درختان و شاخ و برگ و بوته‌ها، عناصر اصلی این طرح هستند)، طرح ترکمن، طرح شکارگاهی، طرح گل فرنگ، طرح‌های قابی(متن فرش با اشکال هندسی، مربع و لوزی، شبکه‌بندی می‌شود و در داخل هر یک از این خانه‌ها نقش مایه‌هایی از قبیل گلدان گل، بته، شاخه گل، درختانی مانند سرو و بید، پرندگان و… به‌طور مجرد ترسیم می‌شوند)، طرح گلدانی، ماهی درهم، محرابی و… بافته می‌شود.


بر اساس اعلام برخی از کارشناسان طرح‌های بته‌ای، نقش ماهی و… محبوبیت بیشتری در این بین دارند.




چگونه فرش دستبافمان را جاودانه کنیم؟


ساییدگی، پوسیدگی، بیدخوردگی و تداخل رنگ بیشترین آمار را در بین صدمات فرش دستباف دارند. ‌به همین دلیل باید فرش را در مقابل این خطرات ایمن کنیم.


شاید بهتر باشد فرش دستباف را روی سطحی خشک، هموار و بدون درز مانند سنگ، سرامیک، موزائیک، و پارکت پهن کینم. همچنین بهتر است فرش را جایی بگستریم که در معرض گرد و غبار


و رطوبت نباشد.


هرگز نباید فرش دستباف روی سطح گچی، خاکی یا آهکی گسترده شود، این مواد به علت قلیایی بودن باعث تجزیه پشم و ابریشم در فرش خواهند شد.


همچنین دقت کنید فرش را در معرض نور شدید آفتاب قرار ندهید، زیرا این کار موجب تغییر رنگ فرش می‌شود.


سعی کنید اشیای سنگین را روی فرش دستباف به‌ویژه نمونه‌های ظریف و ابریشمی نگذارید.همچنین از قرار دادن اشیای سنگین و دارای پایه‌های باریک مانند مبلمان روی فرش دستباف خودداری کنید، زیرا این امر باعث فشرده شدن فرش دستباف شده و در طولانی مدت ممکن است که اثر آن از بین نرود. در صورتی‌که به اجبار باید این کار انجام شود، بهتر است با قراردادن زیر مبلی (چوبی یا پلاستیکی) زیر پایه مبل نیروی وارده را پخش کرده تا آسیب کمتری ایجاد کند و حداقل ماهی یکبار محل پایه مبل را تغییر داده شود.


همچنین اشیایی نظیر گلدان را نزدیک فرش قرار ندهید، زیرا ممکن است هنگام آبیاری گلدان فرش خیس شود که در صورت تدام این اتفاق پوسیدگی فرش در پی است.


یادتان باشد که راه رفتن مداوم روی قسمت خاصی از فرش باعث ساییدگی فرش در آن محل خواهد شد. برای جلوگیری از این اتفاق حداقل هر ۶ ماه یک بار بسته به میزان تردد فرش را سر و ته کرده تا پرزهای فرش امکان یابند که به حالت اولیه برگشته و مقاومت بیشتری داشته باشند.


برخی از روفرشی‌هایی متناسب با رنگ فرش برای زمانی که رفت‌وآمد روی فرش زیاد است، استفاده می‌کنند که این اقدامی موثر برای جلوگیری از کثیف‌شدن فرش است.


‌برای جلوگیری از کثیف شدن ریشه فرش هم بهتر است از کاور یا لفاف‌های مخصوص ریشه فرش که در بازار موجود است، استفاده کنید.


استفاده از این لفاف‌ها علاوه‌بر اینکه موجب می‌شود ریشه فرش مدام به اطراف پخش نشود، بلکه از کثیف شدن آن جلوگیری می‌کند.


سعی کنید فرش را در مجاورت مواد خطرناکی نظیر لاک، اسیتون، پاک‌کننده‌های قوی و سفیدکننده‌ها و… قرار ندهید.


هرگز از مواد سفیدکننده برای شست‌وشوی فرش یا ریشه آن استفاده نکنید؛ چرا که این مواد باعث پوسیدگی زود هنگام فرش خواهد شد.


نظافت فرش از نظر گرد و خاک و آشغال کنترل شده و در صورت لزوم با استفاده از جاروبرقی ساده (بدون برس) آن را جارو کنید. توجه کنید هرچه فرش کمتر جارو شود، عمر آن بیشتر خواهد بود؛ بنابراین فقط در مواقع لزوم این کار انجام شود.


هر دو یا سه سال، فرش خود را کنترل و در صورت نیاز آن را بشویید. دقت شود هر قدر میزان شست‌وشوی فرش کمتر باشد، عمر فرش بیشتر خواهد شد و بنابراین فقط در مواقع لزوم فرش را بشویید، در صورت تمایل می‌توانید با استفاده از شامپوی مخصوص فرش البته با نام‌های معتبر و دارای پروانه ساخت استفاده کنید.


بهتر است برای شست‌وشوی خانگی فرش، از جاروهای برقی مخصوص که دارای قدرت کشندگی مواد خشک و مرطوب است، استفاده کنید تا رطوبت درون فرش باقی نماند، پس از شستن فرش لازم است که حداقل به مدت دوساعت پنجره‌ها باز گذاشته شود تا فرش کاملا خشک شود.


اگر سطح فرش در اثر آلودگی هوا سیاه و کثیف شده به جای شست‌وشوی کامل می‌توان مقدار کمی شامپو فرش را در یک ظرف آب ریخته با دست خوب به هم زده تا کف کند.


هرگز فرش نمدار را روی زمین پهن نکنید. این کار موجب چرک مرده شدن فرش می‌شود.


در صورتی که لکه‌ای روی فرش ظاهر شد، حتما برای برطرف کردن آن با مشاور صحبت کنید.

[ad_2]

لینک منبع