جف بزوس؛ آخرین بازمانده نسل مدیران طلایی

[ad_1]

جف بزوس آخرین بازمانده نسل مدیران طلایی

استیو جابز و بیل گیتس رفته اند جف بزوس آخرین نفری است که از نسل مدیران طلایی باقی مانده است


رسیدن به ۳۰ سالگی برای عده زیادی، نمادی از رسیدن به ثبات و محافظه کارتر شدن است. دیگر کمتر کسی از ۳۰ سالگی به بعد، علاقه ای به تصمیم های جنجالی و بزرگ دارد؛ اما جف بزوس اینگونه نبود. او وضعیت شغلی رضایت بخشی در منهتن نیویورک داشت. تجربه کار در وال استریت و تحصیل در کالج برینستون را همه ضمیمه کارهایش کرده بود اما خواندن یک مقاله برای همیشه سرنوشت او و دنیای اینترنت را عوض کرد.




جف بزوس متوجه شد که دنیای وب در اوایل دهه ۹۰، هر سال ۲۳۰۰ درصد رشد می کند. برای یک تحلیلگر برجسته در وال استریت، مسلم شده بود که توفانی در پیش است. بزوس هم سهمش را از این دنیای جدید می خواست.








۳۰ ژوئن ۱۹۹۴ از کارش کناره گیری کرد. ۵ روز بعد با ماشین از نیویورک به سیاتل رفت تا کسب و کار جدیدش را آغاز کند؛ بزرگترین خرده فروشی آنلاین دنیا: آمازون!




وقتی که او با رشد انفجاری دنیای اینترنت مواجه شد، تصمیمش را بسیار سریع گرفت. با مدیرعامل شرکتش در پارک مرکزی نیویورک قدم زد و ایده هایش را با او در میان گذاشت اما رییس محافظه کارتر از این حرف ها بود. شغل و درآمد تضمین شده در وال استریت برایش اولویت بالاتری داشت ولی جف بزوس ناامید نشد.




پول ها و پس اندازهای پدر و مادرش را قرض گرفت تا کسب و کار جدیدی آغاز کند. در یکی از همان گاراژهای خانگی در آمریکا که در فرهنگ IT این کشور تبدیل به یک نماد شده است. در سال ۱۹۹۴ هنوز خبری از اینترنت های پرسرعت خانگی، وای فای، سیستم پستی بهینه سازی شده و سایر ابزارهای کنونی نبود. بزوس فهرستی ۲۰ تایی از تجارت هایی که می توانست در اینترنت راه بیندازد را تهیه کرده بود. پس از بررسی های فراوان و مشورت با افراد متعدد او سرانجام به یک انتخاب قطعی و نهایی رسید، فروش کتاب ها به صورت آنلاین.




آمازون با شعار بزرگترین و بهترین فروشگاه آنلاین کتاب آغاز به کار کرد. «به نظرم فروش کتاب بهترین و تنها انتخاب برای آن دوره بود. کتاب نیازی به بسته بندی های خاص نداشت. کالای معتبری بود و نیازی به جلب اعتماد مردم برای خریدنش نداشت.»




بزوس و همسرش در ابتدا تمام کارهای آمازون را انجام می دادند از پاسخ دادن به تلفن ها گرفته تا بردن کتاب ها برای اداره پست؛ اما سه سال بعد همه چیز عوض شده بود. این ماشین ها و پست چی ها بودند که به انبارهای آمازون می رفتند تا بارها را دریافت کرده و به سرتاسر آمریکا ارسال کنند.








طرحی که در ماشین نوشته شد




سال ۱۹۹۷ بود که آمازون به صورت عمومی در بازار سهام عرضه شد. بزوس خوشحال بود که درآمد میلیون دلاری از فروش سهام، قرض پدر و مادرش را به خوبی پرداخته است: «آنها روی چیزی شرط بسته بودند که هیچ تصوری از آن نداشتند. من گفته بودم که شانس موفقیت آمازون فقط ۳۰ درصد است ولی آنها به من اعتماد کردند و خوشحالم که جواب مثبتی از این کار نصیب شان شد.»




همین پدر و مادرش بودند که شخصیت او را با دو ویژگی مهم ساخته اند. صرفه جویی و اجرای سریع ایده ها. او در اجرای ایده آمازون هیچ تاخیری نکرد. وقتی که همسرش از نیویورک به سیاتل رانندگی می کرد، جف طرح تجاری ۳۰ صفحه ای آمازون را در همان ماشین می نوشت. به همین صورت در صرفه جویی یک استاد به تمام معنا بود. برای سال ها در آمازون به جای خرید میزهای تجملاتی، دو قطعه چوب درهای قدیمی را به پایه ها متصل می کردند و اینگونه میزهای مدریتی می ساختند. «به نظر من صرفه جویی است که مسیر نوآوری را تضمین می کند.




اصلا مرزها هستند که نوآوری ها را می سازند. این بسیار واضح است. هنگامی که ما در اول کارمان سعی می کردیم که مشتری پیدا کنیم، پولی نداشتیم که به تبلیغ اختصاص دهیم. این یک محدودیت است؛ بنابراین برنامه ای درست کردیم که وب سایت های مختلف را قادر می کرد به راحتی به ما لینک بدهند. ما هم در ازای هر فروش به آنها سهمی از مبلغ معامله می دادیم. راهکار خرید با یک کلیک را معرفی کردیم و تلاش کردیم که همه به خرید اینترنتی علاقمند شوند. این کارها هیچ کدام به بودجه های هنگفت نیاز نداشت. تنها به تمرکز بر مشتری و خلاقیت نیاز داشت.»






صنعت خرده فروشی در آمریکا بازار گسترده ای دارد اما به همان نسبت حاشیه سود بسیار کمتری را نصیب سرمایه گذارانش می کند. بدون اجرای سریع ایده ها و صرفه جویی، رسیدن آمازون به سطح فعلی اش غیرممکن بود.




پرواز به ۸۰ سالگی




همشهری کین با کارآفرینی هیجان انگیز: هر دیدگاهی که نسبت به جف بزوس داشته باشید، نمی توانید تاثیر او در دنیای فعلی را نادیده بگیرید. خرده فروشی آنلاین او عادت های مصرفی کاربران را تغییر داده است. خدمات متعدد آمازون بارها فصل جدیدی را در دنیای اینترنت تعریف کرده است اما روش کاری جف بزوس همیشه ثابت بوده است. «برای تصمیم گیری درباره هر چیزی یک روش ساده دارم. خودم را به ۸۰ سالگی ام می برم. آن وقت اگر به نتیجه برسم که انجام ندادن آن کار در ۸۰ سالگی ام باعث حسرتم شده، حتما تصمیم دیگری خواهم گرفت.»




پرواز به ۸۰ سالگی و انتخاب یک گزینه باعث شد تا آمازون ساخته شود و به دنبالش اتفاقات بزرگ و متعدد دیگری، زندگی شخصی بزوس و میلیون ها نفر دیگر را تغییر دهد. در طول این سال ها سایت ها و افراد متعددی با ایده های جذابی کارشان را شروع کردند ولی چیزی جز شکست را تجربه نکردند. «ایده مهمترین بخش کار نیست. مهمترین بخش اجرای آن ایده است. باید کاری کنیم که ایده هایمان قابلیت اجرا شدن به بهترین صورت را داشته باشند.»






۲۰ سال بعد از اولین روزهای آمازون، این وب سایت بزرگترین خرده فروشی آنلاین در سرتاسر جهان است. جف بزوس به آرزویش رسیده و ایده هایش را به واقعیت تبدیل کرده بود. او دیگر در ۸۰ سالگی حسرتی نخواهد داشت.




آمار و ارقام خواندنی از آمازون




اعداد حقیقت را می گویند؟




آمار و ارقام خود گویای موفقیت های جف بزوس و همکارانش است. بیش از ۱۳۰ هزار کارمند در این مجموعه کار می کنند. رتبه هشتم در سایت آلکسا به آمازون رسیده و سالانه بیش از ۷۵ میلیارد دلار درآمد نصیب این شرکت می شود. وب سایت آمازون ۹ زبان مختلف را پشتیبانی می کند. علاوه بر این، آمازون در کشورهای مکزیک، انگلیس، هندوستان، فرانسه، کانادا، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، استرالیا، برزیل، چین و ژاپن دفاتر رسمی دارد.




کشورهای سوئد، هلند، سریلانکا و لهستان هم در آینده به صورت رسمی به خانواده آمازون خواهند پیوست. آمازون برای کشورهای مشخصی هم خدمات حمل کالا با کشتی را ارائه می دهد. برای یک خرده فروشی بیش از هر چیز جور بودن جنس هاست که اهمیت دارد. آمازون هم اجناس مختلفی را برای خریدارانش فراهم کرده است. انواع بازی ها و نرم افزارها، کتاب، مبلمان منزل، لوازم الکترونیک، اسباب بازی ها و حتی جواهرات در ویترین فروش آمازون دیده می شود.




البته آمازون خودش فروشنده همه این کالاها نیست. ۴۰ درصد درآمد این خرده فروشی ها به کمک فروشندگان مستقل است. این افراد جمعیتی تقریبا ۲ میلیون نفری را تشکیل می دهند و همکاری آنها با آمازون برای تامین اجناس بسیار مهم است.






سهام آمازون هم پس از عرضه عمومی در سال ۱۹۹۷، بیش از ۱۵ هزار درصد رشد کرده است. آمازون طی این سال ها بارها شیوه کاری اش را عوض کرده است. بزوس به عنوان یک کتابفروش آغاز به کار کرد اما حالا مدیر فروشگاهی برای همه چیز و همه کس است. کتابخوان و تبلت کیندل، فایر تی وی و فایر فون نمونه هایی از ورود آمازون به بازار فروش گجت ها هستند.




امروزه بیش از ۳۰ میلیون نفر از کیندل های آمازون برای مرور محصولات این فروشگاه استفاده می کنند؛ اما جهش اصلی آمازون با ارائه سرویس آمازون پرایم رخ داد. با این خدمت، کاربران آمازون با پرداخت ۹۹ دلار برای یک سال، از خدمات متعددی برخوردار می شوند. از جمله تماشای رایگان فیلم ها به صورت آنلاین و تحویل کالاها به صورت رایگان و دو روزه. آمازون پرایم هم ۲.۵ میلیارد دلار در سال به حساب های شرکت واریز می کند.




تقریبا از هر ۱۰ آمریکایی که به اینترنت دسترسی دارد، شش نفرشان عضو آمازون هستند و از خدمات این مجموعه استفاده کرده اند. حالا جف بزوس با ۳۲ میلیارد دلار سرمایه یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد دنیاست. شاید رییس سابقش در وال استریت بیش از هر کسی حسرت بخورد که چرا به ایده و موفقیت او باور چندانی نداشته است.




پشت صحنه هایی از آمازون




همه چی آروم نیست!




برخلاف ظاهر زیبایش، آمازون پشت صحنه های نه چندان جالبی هم دارد. جف بزوس نگرش جذاب و درخشانی به دنیای اطرافش دارد. خنده های او یکی از معروف ترین خصوصیاتش است، اما به گفته همکاران سابقش نباید گول این خنده ها را بخورید. به سرعت امکان دارد که این خنده ها تبدیل به کابوس های شبانه تان شود.




مدیران آمازون دوران حباب دات کام را به خاطر می آورند. وقتی که شرکت های بزرگ اینترنتی آن دوران یکی پس از دیگری نابود می شدند. آمازون هم در این بین استثنا نبود. ارزش سهام آنها از ۱۰۰ به ۶ دلار سقوط کرد. اینجا بود که صرفه جویی و کاهش در هزینه ها، آمازون را نجات داد. شرکت تا سال ۲۰۰۱ هنوز سوددهی چندانی نداشت، تا اینکه صبر و حوصله سرانجام جواب داد؛ اما بزوس در آن دوران روزهای جهنمی را برای همکارانش رقم زده بود.




وی علاقه زیادی به جزییات دارد. بسیار به کار کردن در محیط آمازون مشتاق است و در انتخاب مهمترین اهداف، بسیار تیزبین است. اهمیتی هم نمی دهد که آیا سایرین در این مشخصه ها به کیفیت مورد نظر او رسیده اند یا خیر.






بزوس هیچ اهمال و اشتباهی را قبول نمی کند. بارها از جلسات آمازون نقل شده که او وسط حرف یکی از مدیران پریده و تمام گفته های او را بی ربط و اشتباه خوانده است. به عنوان یکی از مدیران بزرگ دنیای آی تی او هیچ وقتی برای تلف کردن ندارد اما ایمیل رسمی او به آدرس Jeff@amanzon.com در دسترس همگان است. فقط کافی است که در صندوق ایمیل هایش، متنی انتقادآمیز از یک مشتری وجود داشته باشد. آن ایمیل به مدیر بخش مربوطه فوروارد می شود. در بخش موضوع ایمیل هم فقط یک نشانه وجود دارد. یک علامت سوال. علامتی که برای هر دپارتمانی به منزله زنگ خطر است.




علاوه بر این آمازون در طول این سال ها متهم به فرار مالیاتی هم بوده است. تحقیق ها نشان داده که در سال های گذشته با وجود فروش ۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون پوندی در انگلیس، آنها فقط ۴ میلیون پوند مالیات به دولت این کشور پرداخت کرده اند.




در آمریکا هم عده زیادی اعتقاد دارند که آمازون تقریبا به صورت مجانی از خدمات حمل و نقل دولتی استفاده می کند؛ خدماتی که مردم عادی برایش مالیات پرداخت می کنند.




بزوس در ابتدا به مدیرانش می گفت که یک کتاب پرفروش درباره متد موفقیت فروشگاه های زنجیره ای وال مارت را بخوانند ولی بعدا متوجه شد که راحت تر است که مدیران وال مارت را مستقیما استخدام کند. به قدری از این مدیران استخدام کرد که وال مارت تهدید به شکایت کرد چون آمازون در حال دزدی اسرار تجاری اش بود.




مدل تجاری وال مارت بر فروختن زیر قیمت رقیب است. این کار به قدری ادامه پیدا می کند که دیگر اثری از رقبا باقی نماند. در فاصله کوتاهی، آمازون به همین صورت توانست بسیاری از فروشندگان را به خود جلب کند. آمازون به فروشندگانی که تخفیف خوب نمی دادند، می گفت شیوه امتیازدهی و پیشنهاد محصولش را طوری تغییر می دهد که کالاهایشان کمتر نمایش داده شوند. در نهایت همه رقبای فروش کتاب به کناری زده شدند.




این داستان البته همچنان ادامه پیدا کرده است. ماجرای جدید هم از آنجا شروع شد که بین سایت آمازون و انتشاراتی هچت که کتاب های نویسنده هایی مثل جی کی رولینگ، استفن کینگ، ایان بنکس، جی دی سالینجر و … را منتشر می کند، دعوایی بر سر فروش کتاب های این نویسنده ها درگرفت.




اختلاف بر سر بهای کتاب هایی است که آمازون به صورت الکترونیکی یا پیش فروش عرضه می کند. در برخی موارد سودی که از فروش این کتاب ها نصیب آمازون می شود، به اندازه ۷۵ درصد از بهای پشت جلد این کتاب هاست. نویسندگان و انتشاراتی ها نسبت به این مسئله اعتراض دارند. چهره های مشهوری چون «استفن کینگ»، «پل آستر»، «جان گریشام» به همراه بیش از ۸۵۰ نویسنده دیگر با امضای نامه ای، اعتراض خود را نسبت به این اقدام آمازون نشان دادند.




داستان انبارهای کالای آمازون هم بسیار جالب و تعجب برانگیز است. برای ارسال به موقع میلیون ها سفارش، آمازون کارگران فصلی استخدام می کند. در روزهای کریسمس این رقم به ۷۰ هزار نفر هم می رسد. در ابتدا این انبارها سوله هایی دورافتاده بودند که اوضاع بسیار ناگواری داشتند.




در روزهای گرم به جای بهبود تاسیسات، آمبولانس هایی بیرون سوله پارک بودند تا به وضع کارگرانی که از حال می رفتند بپردازند. آمازون به کارگران تراشه هایی وصل می کرد تا سرعت کارشان را رصد کند. افرادی که کند بودند، به سرعت اخراج می شدند. همه این جنجال ها و اتفاقات را که کنار هم بگذارید، شاید لقب همشهری کین برازنده جف بزوس باشد. لقبی که از سوی مخالفانش به او داده شده است.


هفته نامه همشهری جوان – شهریار نوبهار

[ad_2]

لینک منبع

باورهای تکنولوژیک استیو جابزچه بود؟

[ad_1]

باورهای تکنولوژیک استیو جابزچه بود

استیو جابز فقید به هر صنعتی که نزدیک شد, تغییرات زیادی را در آن ایجاد کرد از محاسبات و ارتباطات گرفته تا آموزش و سرگرمی فروش بیش از ۸۰۰ میلیون دستگاه آی پاد, آی فون, آی پد و مک توسط کمپانی اپل در دو دهه گذشته شاهدی بر این مدعا است


استیو جابز فقید به هر صنعتی که نزدیک شد، تغییرات زیادی را در آن ایجاد کرد. از محاسبات و ارتباطات گرفته تا آموزش و سرگرمی! فروش بیش از ۸۰۰ میلیون دستگاه آی‏پاد، آی‌فون، آی‏پد و مک توسط کمپانی اپل در دو دهه‏ گذشته شاهدی بر این مدعا است.




با این وجود خیلی از ایده‏های جابز به بازار راه پیدا نکرد یا در وسط راه دچار تغییرات زیادی شد. می‏توان گفت اگر بیشتر طرح‏های او بی‏نتیجه نمی‏ماندند، دنیای ما از اساس متفاوت با اکنون بود. در ادامه‏ بحث، این موضوع را بررسی می‏کنیم که «دنیا با تکمیل تمام دستاوردهای استیو» به چه شکل می‏شد؟


۱- آی‌فون هنوز کوچک بود






آی‌فون ۶ با سایز ۷/۴ اینچ و آی‌فون ۶ پلاس با سایز ۵/۵ اینچ بزرگ‌ترین گوشی‏های هوشمند اپل هستند که تاکنون ساخته شده‏اند و البته بالاترین سرعت فروش را در بازار داشته‏اند. با این حال، چنانچه استیو جابز مطابق راه و روش خودش پیش رفته بود، این دو هرگز وجود نداشتند!


در جولای ۲۰۱۰، در یک کنفرانس مطبوعاتی که پس از مشکل معروف آنتن‏گیت آی‌فون ۴ برگزار شد، جابز اعتراف کرد که شاید یک گوشی بزرگ‌تر بتواند مشکلات آنتن‏دهی آی‌فون را برطرف کند، اما هیچ وقت کسی یک تلفن همراه بزرگ نمی‏خرد که نتوان راحت آن را در دست گرفت.


بعدها این جمله‏ معروف جابز «هیچ وقت کسی یک تلفن همراه بزرگ نمی‏خرد» به عنوان یک آگهی کنایه‏آمیز! در تبلیغات فبلت گلکسی‏نوت کمپانی سامسونگ مورد استفاده قرار گرفت.






۲- آی‏پد هنوز بزرگ بود


«نظر من این است که تبلت‏های ۷ اینچی تولید شده در بدو ورود به بازار، مرده‏اند! »


این کلمات، کلمات جابز است که در کنفرانس تلفنی صورت گرفته با تحلیلگران وال‏استریت در اکتبر ۲۰۱۰، گفته شد، اما یک سال بعد از درگذشت آقای مدیر عامل، اپل تصمیم به فروش «مینی آی‏پد» گرفت که تنها ۹/۰ اینچ بزرگ‌تر از تبلت‏های ۷ اینچی بودند. این مینی آی‏پدها با استقبال مشتری‏ها روبه‌رو شد و نسبت به تبلت ۱۰ اینچی مورد علاقه‏ جابز ارزان‏تر، کوچک‌تر، سبک‏تر و پر فروش‏تر بود.






۳- اسم فعلی مکینتاش، «بایسیکل» بود!


در سال ۱۹۸۰، جابز تصمیم داشت که اسم کامپیوتر مکینتاش در حال ساخت را، «بایسیکل» بگذارد و دلیلش هم این بود که «کامپیوترها، مانند یک دوچرخه برای مغز عمل می‏کنند».


خوشبختانه با این ایده موافقت نشد و جابز هم پافشاری نکرد! «مک من» به جای «آی مک» و «تله‏پاد» و «موبی» یا «تری پاد» برای آی‌فون از دیگر اسامی عجیب و غریب انتخابی جابز بودند.










۴- برخی محصولات اپل توسط کمپانی سونی ساخته می‏شد!


استیو جابز نظری توام با تحسین و تمجید نسبت به محصولات کمپانی سونی داشت. بنا به گفته یک روزنامه‏نگار ژاپنی که این داستان را از مدیرعامل سابق سونی نقل می‏کند، مدیر اپل در سال ۲۰۰۵ به مدیر سونی پیشنهاد داد که سیستم عامل مکینتاش روی سری وایو (Vaio) نصب شود.






در آن زمان، Vaio با سیستم عامل ویندوز سازگاری خوبی داشت بنابراین با پیشنهاد جابز موافقت نشد و سونی کل سری کامپیوترهای Vaio خود را در اوایل همان سال فروخت.






۵ – اسم مرورگر سافاری «فری دام» بود و دستیار شخصی اپل هر چیزی غیر از سیری نام داشت!


بنا به گفته‏ «دان ملتون»- برنامه‏نویس سابق اپل که به تازگی بازنشسته شده است- جابز تمایل داشت که اسم مرورگر اپل را «فری دام» بگذارد. زمانی که ملتون اولین بار پیشنهاد اسم سافاری را شنید، تناسب معنایی خوبی به عنوان اسم مرورگر در آن احساس کرد. خوشبختانه جابز و بقیه‏ اعضای تیم در این زمینه با او هم نظر بودند.


اسم «سیری» به عنوان دستیار شخصی iOS برای استیو جابز یک معضل هضم‏نشدنی بود و با این نام مخالف بود! با این حال پس از رایزنی‏هایی که با همکار سازنده‏اش داگ کیتالوس داشت، سرانجام با این اسم موافقت کرد، چرا که ایده‏ بهتری برای نام دستیار شخصیiOS نداشت، بنابراین نام سیری روی آی‌فون ۴S ماندگار شد.






۶- آی‌فون به رنگ سفید عرضه نمی‏شد


صرف‏نظر از این که امروز گجت‏های موبایل و کامپیوتر اپل سفید و براق هستند، در ابتدا جابز با استفاده از این رنگ برای این ابزارها مخالف بود. به نقل قول از کتابی که سال گذشته درباره‏ آقای جاناتان آیو منتشر شد، پس از اینکه آی‏مک‏های چند رنگ در اوایل سال ۲۰۰۰ تولید شد، مدیر اپل با حرف‌های مسوول طراحی‏اش، «جانی آیو» متقاعد شد که رویکردش را تغییر دهد و از رنگ «خاکستری صدفی» (که رنگی نزدیک به سفید است) برای بعضی محصولاتش استفاده کند.






۷- تلویزیون اپل بیشتر شبیه به کنسول بازی Wii بود


بر اساس ایمیل‏های داخلی شرکت و همچنین برگه‏های ثبت اختراع پر شده، جابز درگیر ایده ساخت ریموت کنترل جادویی برای اپل تی‏وی بود. با اینکه در نهایت اپل از این ایده دست کشید، اما هنوز جای خالی ریموت کنترل جادویی اپل در قفسه‏های فروشگاه‏های اپل احساس می‏شود.






۸- فرزندان استیو اجازه استفاده از آن را نخواهند داشت


جابز و مجموعه اپل راهی طولانی را پشت سر گذاشتند تا بتوانند یک حس «ارتباط نزدیک» بین ابزارها و مشتریان ایجاد کنند، هر چند که این حس تنها منحصر به بزرگسالان می‏شد. جابز به فرزندان خود اجازه استفاده از برخی محصولات کمپانی اپل را نمی‏داد. هنگامی که در مراسم رونمایی آی پد ۲ یک خبرنگار از جابز پرسید: «نظر فرزندان شما درباره این ابزار کودک‏پسند چیست؟» جابز پاسخ داد: «آنها از این وسیله استفاده نکرده‏اند! ما در خانه برای کودکانمان محدودیت‏هایی در استفاده از تکنولوژی داریم.»










۹- وای‏فای برای همه مجانی می‏شد


اوایل سال جاری یک روزنامه‏نگار با نام والت ماسبرگ، خاطرنشان کرد که جابز نقشه‏هایی برای فراهم کردن وای‏فای مجانی برای عموم افراد داشت. راه‌حلی که محصول آی‌فون جدید و زیبایش را از مشکلات ناشی از شبکه‏های کم سرعت و کند اینترنت ۲G نجات دهد!


بنابر گفته ماسبرگ، جابز قصد نداشت که اپل را در اجرای این نقشه دخالت دهد، بلکه تصمیم داشت از طریق گردهمایی با ارائه‏دهندگان خدمات اینترنت، یک برنامه به اشتراک‏گذاری روتر بین همسایه‏ها را آغاز کند. چیزی که امروزه قابل تصورتر از گذشته است.






۱۰- اپل هرگز تلویزیون HD تولید نمی‏کرد!


یکی از مواردی که استیو جابز در آن صراحتا تاکید داشت این بود که کمپانی‏اش هیچگاه تلویزیون نخواهد ساخت! یکی از بنیانگذاران شرکت اپل به نقل از استیو جابز در کتابی نوشته است: «تجارت در زمینه تلویزیون وحشتناک است. تجارت در این زمینه گردش ندارد و تنها بودجه شرکت را هدر می‏دهد.» با این حال، هنوز هم شایعاتی وجود دارد که اصرار دارند تا سال ۲۰۱۵ اپل از تلویزیون‏های صفحه تخت خود رونمایی خواهد کرد. آیا با تولید تلویزیون برند اپل، یکی دیگر از عقاید استیو نادیده گرفته خواهد شد؟


ویوان نیوز

[ad_2]

لینک منبع