شاهکارهای اینستاگرامی ایرانیان

[ad_1]

شاهکارهای اینستاگرامی ایرانیان

افزایش موج پیشرفت رسانه ای باعث حساس تر شدن اقشار مختلف جامعه بر روی موضوعات گوناگون هم می شود تا چند سال قبل برای ابرازنظر در مورد یک پدیده خاص راهکاری گیراتر و ماناتر از تظاهرات و گردهمایی ها وجود نداشت اما حالا به لطف تکنولوژی, همه روزه شاهد راه افتادن کمپین های مختلف اینترنتی هستیم


ورود دنیا به عرصه دیجیتال و عبور از مرزی که به آن «گستره انفجار اطلاعاتی» می گویند، باعث برهم خوردن بسیاری از معادلات شده است. در روزگاری نه چندان دور شاید دیدن مجلات معتبری که در قاره های دیگر چاپ می شود، موهبتی بود که نصیب عده ای معدود می شد و تازه آن ها که به این مهم نائل می شدند هم حداقل بعد از یک هفته به مراد دلشان می رسیدند. اما حالا کافی است چند دکمه را فشار دهید تا به لطف فناوری، صفحات مجله و رسانه دلخواهتان در هر کجای جهان را تماشا کنید. تازه این فقط بخشی از کمکی است که پیشرفت تکنولوژی به شما می کند.




افزایش موج پیشرفت رسانه ای باعث حساس تر شدن اقشار مختلف جامعه بر روی موضوعات گوناگون هم می شود. تا چند سال قبل برای ابرازنظر در مورد یک پدیده خاص راهکاری گیراتر و ماناتر از تظاهرات و گردهمایی ها وجود نداشت اما حالا به لطف تکنولوژی، همه روزه شاهد راه افتادن کمپین های مختلف اینترنتی هستیم که البته بعضی اوقات کارایی و گویایی آن ها به مراتب بیشتر از تظاهرات و حضور فیزیکی مردم است.




در این میان بدیهی است که ورزش هم به عنوان یک پدیده مهم اجتماعی از چنین ابزاری استفاده کند. البته از حق نباید گذشت که برخی اوقات نیز از این موجودیت، استفاده ابزاری شده و عده ای برای رسیدن به اهداف شخصی و… خود جوی را در رسانه های جمعی راه می اندازند تا از آب آلوده ماهی بگیرند.




طی سال های اخیر بارها شاهد راه افتادن کمپین های رسانه ای در رابطه با مسائل مختلف در ایران بوده ایم؛ از حفظ نام خلیج فارس گرفته تا تکریم پیامبر (ص). البته موارد مهم ورزش را هم باید در این رابطه مدنظر قرار داد؛ مواردی که قطعا تمایل برای حفظ کارلوس کی روش در صدر آن ها قرارداشته است. بد نیست به اتفاق هم کمپین های مهم رسانه ای راه افتاده در ایران طی سالیان اخیر را مرور کنیم.




هرکول ایرانی




اواخر دهه هفتاد شمسی بود که وزنه برداری ایران پس از سالیان متمادی، دوباره طلوع کرد و در عرصه جهانی صاحب مدال شدیم. نسلی طلایی که با مردانی چون شاهین نصیری نیا، حسین توکلی، کوروش باقری، محمدعلی فلاحتی نژاد و البته حسین رضازاده شکل گرفته بود و در مسابقات جهانی ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) توانست اقتدار خودش را به رخ بکشد. یک سال پس از آن هم به المپیک سیدنی رسیدیم تا توکلی و رضازاده برای مان طلا صید کنند. در این میان موفقیت های رضازاده تداوم یافت و او توانست در مسابقات جهانی ۲۰۰۲، ۲۰۰۳، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ هم به عنوان قوی ترین مرد جهان معرفی شده و مدال طلای دسته فوق سنگین را مال خود کند. به این مدال ها باید طلای المپیک ۲۰۰۴ را هم افزود.




در چنین اوصافی بود که اواسط دهه هشتاد شمسی، فدراسیون جهانی وزنه برداری به صرافت انتخاب بهترین وزنه بردار تاریخ افتاد و اعلام کرد این گزینش جنبه عمومی داشته و برای شرکت در آن همه می توانند به سایت این فدراسیون مراجعه کنند. در آن زمان (سال های ۸۳ و ۸۴) گستره اینترنت در ایران مانند امروز نبود. چیزی به نام اینترنت موبایل وجود نداشت و گروهی از مردم در منزلشان هم از این شبکه جهانی برخوردار نبودند.




بنابراین طبیعی بود که رقبای اروپایی هرکول ایرانی، از او جلو بیفتند. اما ایرانی ها هم بی کار ننشستند. خیلی زود کمپین های اطلاع رسانی راه افتاد و آن هایی که به کار با اینترنت مسلط تر بودند، راهکار شرکت در نظرسنجی فدراسیون جهانی را آموزش دادند. ماجرا از طریق ایمیل و آموزش زبانی حالت اپیدمی پیدا کرد و کم کم پای رسانه ها هم به میان آمد. ابتدا روزنامه ها طریقه شرکت در رای گیری را چاپ کردند و کار به جایی رسید که حتی در برنامه های تلویزیونی هم موضوع به مردم آموزش داده شد.




در چنین شرایطی کاملا بدیهی بود که استقبال مردم هم افزایش پیدا کند و البته معمولا کمترکسی هم به این نکته توجه می کرد که از هر کامپیوتر فقط یک بار می شد در نظرسنجی فوق شرکت کرد. در نهایت استقبال شدید مردم ایران کار را به جایی رساند که سایت فدراسیون جهانی وزنه برداری چند مرتبه از کار افتاد و البته هرگز هم مشخص نشد که بالاخره نتیجه نهایی و قطعی این نظرسنجی چه شد.




جالب این که یکی، دو مرتبه کنفدراسیون فوتبال آسیا هم نظرسنجی هایی مشابه گذاشت و از کاربران خواست بهترین بازیکن فوتبال آسیا یا بهترین لیگ قاره را انتخاب کنند. این فراخوان با استقبال بسیار زیاد ایرانی ها توأم شد، به طوری که یک بار در سال ۱۳۸۵، لیگ برتر ایران از نظر کاربران سایت A.F.C به عنوان بهترین لیگ آسیا انتخاب شد و بالاتر از لیگ حرفه ای ژاپن و کره جنوبی قرار گرفت.




البته نمی توان نظرسنجی های اینترنتی را کاملا دقیق و عاری از اشتباه دانست اما به هر حال بخش قابل ملاحظه ای از شرایط حاکم بر افکار عمومی را می توان از همین فراخوان ها رصد کرد.




خلیج فارس، خلیج همیشه فارس




دهه هشتاد و نود شمسی را باید به نوعی دهه احیای نام خلیج فارس تلقی کرد. در این دو دهه فعالیت های کشورهای غربی حوزه خلیج فارس برای جعل نام این منطقه شدت گرفت و در چند مقطع شرایط به گونه ای شد که آن ها رسما از نام مجعول خلیج ع ر ب‌ ‌ی استفاده می کردند. حتی مسابقاتی هم تحت این عنوان راه افتاد و تبلیغات رسانه ای بسیاری بر روی آن صورت گرفت اما همین مساله ایرانی ها را در سراسر جهان برای مقابله با نام جعلی برگزیده شده متحد کرد؛ افرادی که شاید به لحاظ سیاسی و اعتقادی تفاهم چندانی با هم نداشتند اما نمی خواستند حق مسلم خویش را از کف بدهند.






روی همین اصل کمپین های رسانه ای و اینترنتی بسیار وسیعی راه افتاد و مهندسان کامپیوتر هم به کمکشان آمدند تا از نام اعتلای خلیج فارس دفاع شود. در این میان اقدامات جالبی هم صورت گرفت. برای مثال بعضی از تیم های حاضر در لیگ برتر ایران در فصل ۸۴-۸۳ در چند بازی با پلاکارد خلیج فارس وارد زمین شده و حتی این نام را بر روی لباسشان هم حک کردند.




از سوی دیگر ابتکارات ویژه ای هم صورت گرفت. برای مثال با موتورهای جستجوگر بزرگ جهان اینترنت مکاتبه و به آن ها تاکید شد که براساس اسناد سازمان ملل، نام خلیجی که در جنوب ایران واقع شده «خلیج فارس» بوده و آن ها حق ندارند غیر از این اسم، نام دیگری را بر روی آن بگذارند. عده ای هم اقدام به بازنشر قانونی که موجب انتخاب این اسم شده کردند.




بدنیست بدانید جدا از انتخاب نام خلیج فارس که قدمت آن به دوره قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) می رسد، براساس قوانین دریایی، کشوری که در یک خلیج بیشترین طول ساحل را داشته باشد، حق انتخاب اسم برای آن را دارد و ایران در قیاس با تمام کشورهای حوزه خلیج فارس خط ساحلی به مراتب بیشتری دارد.






در همان زمان حرکت جالب دیگری هم در اینترنت صورت گرفت و عده ای نام مجعول خلیج ع ر ب ی را تعمدا بر روی سایت خودشان یا سایت های پربازدید می گذاشتند اما وقتی بر روی آن کلیک می شد مخاطب این جمله را به زبان های مختلف می دید که: «هیچ خلیجی در دنیا به این نام وجود ندارد. خلیج واقع شده در خاورمیانه خلیج فارس است و همواره خلیج فارس باقی می ماند.»




البته طی سالیان اخیر امارات نام لیگ حرفه ای خودش را خلیج ع ر ب ی گذاشته اما فدراسیون فوتبال ایران هم تعمدا و در حرکتی به جا نام زیبای خلیج فارس را بر روی لیگ برتر ایران گذاشته تا پاسخ قاطعی داده باشد. این نکته را نیز نباید از یاد برد که اغلب سایت های معتبر دنیا از عبارت خلیج فارس استفاده کرده و کاری به اسم جعلی آن ندارند اما کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همچنان دوست دارند به نوعی از قبول این واقعیت طفره بروند.




خداحافظی با عقاب




بدون شک دوم خرداد سال ۱۳۹۰ برای فوتبال ما تا ابد روزی تلخ باقی خواهدماند. روزی که ناصر حجازی عزیز از جمع ما پرکشید و آسمانی شد تا ورزش ایران یکی از ماندگارترین چهره های خودش را از کف بدهد. حجازی پس از ماه ها نبرد دلاورانه با بیماری خویش، سرانجام تاب تحمل از کف داد و جاودانه شد تا همه بزرگان ورزش به احترام او کلاه از سر بردارند و حتی چهره های مطرح سیاسی و هنری هم در رثای او حرف بزنند و پیام بدهند.






روز فوت حجازی شرایط بسیار خاص بود. جدا از جمعیتی که هاج و واج در مقابل بیمارستان کسری و منزل اسطوره گرد آمده بودند، اهالی رسانه هم نمی دانستند چطور با آن کنار بیایند. وخامت حال حجازی باعث شده بود همه رسانه ها خودشان را برای این روز تلخ آماده کنند اما وقتی این واقعه رخ داد، همه آن هایی که آماده شده بودند، مسخ شدند و تا چند ساعت کسی نمی دانست باید چه کار کند. در این میان از قضای روزگار، دوم خرداد سال ۹۰، دوشنبه بود و همان شب باید برنامه نود روی آنتی می رفت. این یعنی سخت ترین و تلخ ترین اجرای عادل فردوسی پور.




همه چشم ها به او دوخته شده بود تا ببینند چطور با این مساله کنار می آید و طوری کار را پیش می برد که همه چیز دقیقا سر جای خودش قرار گرفته و حق مطلب ادا شود. برنامه نود روی آنتن رفت و انصافا هم که عادل چقدر خوب آن را جمع و جور کرد. جدا از مصاحبه های خوب و تصاویر هماهنگ، موسیقی های مناسبی نیز انتخاب شده بود اما اوج کار زمانی بود که فردوسی پور کمپین تکریم حجازی را راه انداخت و از مردم خواست به احترام ناصرخان عدد شماره یک را به برنامه پیامک کنند. او همچنین اعلام کرد به احترام حجازی هرکس هر چند مرتبه که می خواهد، می تواند این عدد را ارسال کند و تمام دفعات ارسالی ثبت خواهدشد.






به این ترتیب آن شب بالغ بر ۵ میلیون sms در برنامه نود ثبت شد که در نوع خود رکورد محسوب می شد. جمعیتی ناراحت از مرگ اسطوره ای ارزشمند، برای تکریم او وارد کمپینی شدند که فردوسی پور راه انداخت و برای همیشه کارش ماندگار شد. البته عادل آن شب ابتکار دیگری هم داشت و صفحات روزنامه های ورزشی فردا را نیز نشان داد تا مردم ببینند رسانه ها چطور با این واقعیت تلخ کنار آمده اند.




برد ظریف




ماجرای مذاکرات هسته ای بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید همواره یکی از سوژه های رسانه ای جذاب بوده که بعضا هیاهوی وسیعی نیز در اینترنت راه انداخته است. پس از اولین توافق در آذرماه سال ۹۲ شبکه های اجتماعی پرشد از پیام های امیدوارکننده و مطالب تشکر آمیز و روحیه بخش. البته در این میان عده ای هم به طنز مطالبی را نوشتند اما چه در مطالب جدی و چه در مطالب طنز، بیشتر سوژه ها حول محور یک نفر می چرخید؛ «محمدجواد ظریف».






نمایند اسبق ایران در سازمان ملل متحد که پس از روی کار آمدن دکتر روحانی وزارت امور خارج را هدایت می کرد. در اولین ماه های وزارتش دست به کار بزرگی زد و توانست در ایجاد تفاهم هسته ای قدمی مهم بردارد اما بدون شک خود او هم تصور نمی کرد که پس از تفاهم صورت گرفته در فروردین ۹۴ تا این حد میان طیف وسیعی از مردم، محبوبیت پیدا کرده و به چهره روز شبکه های اجتماعی بدل شود.




از آخرین ساعات سیزدهم فروردین تا چند روز پس این محمدجواد ظریف در شبکه های اجتماعی به سوژه شمار یک بدل شده بود و خیلی ها لب به تحسین او گشودند. از اهالی سیاست گرفته تا هنرمندان و ورزشکاران هرکس فراخور برداشت و نگاه خودش از او تعریف می کرد و به جرات می توان گفت جزو معدود دفعاتی بود که بسیاری از حاضران در این شبکه ها بر روی یک مساله اتفاق نظر داشتند و آن تمجید از وزیر امور خارجه بود. از سویی دیگر مردم عادی هم در این کمپین اینترنتی همگام با اقشار مشهور قدم بر می داشتند و نکته جالب این بود که همه این اقدامات خودجوش بود و هیچ سایت یا شخصی به صورت رسمی کار را هدایت نمی کرد. این جو تا روز شانزدهم فروردین هم حسابی داغ بود.






کی روش را حفظ کنید




اما نکته جالب توجه در رابطه با داستان ظریف و مذاکرات هسته ای، حرکتی بود که به موازات آن صورت گرفت و بعضی اوقات هم دو مساله با هم تداخل پیدا می کردند.




روز ۲۹ اسفند وقتی که وزیر امور خارجه و تیم مذاکره کننده هسته ای به تهران برگشتند تا مهیای آخرین دور گفت و گوها قبل از رسیدن به پیش نویس توافق شوند، خبری در جامعه رسانه ای ایران پیچید و همه را حیرت زده کرد: «کارلوس کی روش از هدایت تیم ملی انصراف داده و پس از بازی های دوستانه مقابل شیلی و سوئد عطای حضور در تیم ملی را به لقایش خواهدبخشید.»




دقایقی بعد، علی کفاشیان هم این خبر را تایید کرد و مدعی شد با کی روش برای جدایی مسالمت آمیز به توافق رسیده است. با توجه به این که چند ساعت بیشتر به زمان تحویل سال نمانده بود، تصور می شد مساله بازتاب چندانی نداشته باشد اما ناگهان شبکه های اجتماعی مملو از این خبر شد و به تبع آن کمپین حمایت از کی روش راه افتاد. البته عده ای هم بودند که از رفتن کی روش استقبال می کردند اما تعدادشان اصلا قابل مقایسه با آن هایی که خواهان ابقای او بودند، نبود.




در ساعات و روزهای آغازین سال، کمپین حمایت از کی روش عملا به سمت انتقاد صریح از وزیر روزش رفت و صفحات اجتماعی پر شد از نقد به رفتارهای این وزارتخانه. در این میان نویسندگان ورزش هم بی کار ننشستند و در روزهای تعطیلی روزنامه ها عقایدشان در این مورد را در شبکه های اجتماعی نشر دادند که اتفاقا خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت.




کار با ناکامی تیم ملی امید مقابل عربستان جدی تر از قبل دنبال شد و حتی در صفحات منسوب به رئیس جمهور و وزیر امور خارجه نیز به وضوح درخواست های مردمی برای حفظ کی روش دیده می شد؛ به طوری که به نوعی مذکرات هسته ای و کی روش با هم پیوند زده بود. در این میان هنرمندان هم بی کار ننشستند و وارد عرصه حمایت شدند. (البته بعضی از آن ها) برای مثال نیکی کریمی بانوی بازیگر و کارگردان سینمای ایران صراحتا خواهان حفظ سرمربی تیم ملی شد و پستی که گذاشته بود، بازتاب رسانه ای فراوانی پیدا کرد.




این کمپین کار را به جایی رساند که کی روش پس از بازگشت به ایران دیگر هیچ حرفی نزد. نه از ماندن گفت و نه از رفتن اما کاملا مشخص است که گروهی از سیاسیون دوست دارند او را در این مقطع حفظ کنند و اگر این اتفاق بیفتد، باید اذعان کرد که قدرت کمپین راه افتاده برای حفظ کارلوس کی روش بیشتر از اقداماتی بود که در بعضی طبقات فدراسیون صورت گرفت.

[ad_2]

لینک منبع