پاور بانک چیست؟

[ad_1]

پاور بانک چیست

این سوالیست که امروزه ذهن بسیاری از کاربران دستگاههای هوشمند را مشغول خود کرده است


این سوالیست که امروزه ذهن بسیاری از کاربران دستگاههای هوشمند را مشغول خود کرده است .


در واقع یک باتری همراه یا به زبانی ساده تر شارژر همراه است که می توان از آن برای شارژ دستگاه های الکترونیکی مختلف نظیر موبایل ، تبلت و انواع دستگاههای هوشمند استفاده نمود.


این دستگاه در مواقعی که شارژ گوشی یا تبلت تان خالی می شود و به منبع برق دسترسی ندارید می تواند بسیار کاربردی و مفید باشد .


در دنیای اپلیکشن ها یکی از مشکلات عمده ای که وجود دارد به باتری دستگاه ها و میزان انرژی ذخیره شده در آنها مربوط می گردد.


یکی از پرسش هایی که زیاد مطرح می شود” چگونه میتوان با سرعت رو به رشد تکنولوژی مسئله تهیه انرژی مصرفی را هم حل کرد” ؟؟




پاسخ این است که صنعت ساخت باتری هایی با گنجایش بیشتر و ابعاد کوچک تر روزبه روز در حال توسعه و پیشرفت است! مشکل اینجا است که سرعت پیشرفت تکنولوژی ساخت تراشه، صفحه نمایش های بزرگ و غیره نسبت به به صنعت باتری بیشتر بوده و این موضوع کمی مشکل ساز شده است.


در واقع تراشه ها مکررا بهبود یافته و قدرتمندتر می شوند و این معمولا به معنای مصرف بیشتر انرژی است. از سوی دیگر کاربردهای ما از اپلیکشن ها نیز بیشتر می شوند و این موضوع هم به معنی نیاز به باتری پرظرفیت تر است .


حتما برایتان پیش امده که در میانه روز شارژ باتری تلفن هوشمند، تبلت یا لپ تاپتان تمام شود و شما نیز دسترسی به منبع انرژی برای شارژ مجدد آن را نداشته باشید. چنین وضعیتی برای یک خوره تکنولوژی غیرقابل تحمل است! حال راه حل چیست؟ !












جدیدترین و بهترین راه حل استفاده از پاور بانک است. همان طور که از اسمش پیدا است، پاور بانک در واقع یک منبع ذخیره سازی انرژی است که می توان آن را به راحتی جابجا نمود.


پاوربانک یک باتری جداگانه است که بر روی آن یک درگاه ورودی برای شارژ کردن آن و یک درگاه خروجی برای اتصال به دستگاه های مختلف و شارژ آنها قرار گرفته است.


این ابزار در اشکال، ابعاد و ظرفیت های متنوعی در بازار موجود است. کمپانی های مختلف انواع پاور بانک را برای کاربردهای مختلف وارد بازار کرده اند .














این گروه چندین پاوربانک با ظرفیت های متنوع را وارد بازار کشور نموده که از جمله آنهامی توان به موارد زیر اشاره کرد :




• پاور بانک کارتی: ابعاد کوچک با ظرفیت ۲۵۰۰ میلی‌آمپرساعت، مناسب برای دوربین، پخش‌کننده‌ها و تلفن‌های هوشمند ۵ ولتی جریان پایین






• پاور بانک سامسونگ : با طراحی متفاوت و ظرفیتهای ۴۰۰۰ و ۸۰۰۰ میلی‌آمپرساعت




• پاور بانک چرمی مدیریتی : با ظرفیت ۸۰۰۰ میلی‌آمپرساعت، ورودی و خروجی ۱ آمپر و چراغ‌های نشانگر LED


شما با استفاده از پاوربانک به راحتی می‌توانید در هر جایی که باشید موبایل و تبلت خود را شارژ نموده و نگران خالی شدن شارژ دستگاه‌هایتان نباشید.


کورش سیری

[ad_2]

لینک منبع

۲۰ بازی واقعا ترسناک!

[ad_1]

۲۰ بازی واقعا ترسناک

این روزها پیدا کردن بازی های ترسناک کار سختی است پیدا کردن بازی های ترسناک خوب از حل کردن معماهای رزیدنت اویل ۳ هم سخت تر است به همین علت تصمیم گرفتیم بهترین بازی های ژانر وحشت را در کنار هم جمع کنیم


این روزها پیدا کردن بازی‌های ترسناک کار سختی است. پیدا کردن بازی‌های ترسناک خوب از حل کردن معماهای رزیدنت اویل ۳ هم سخت‌تر است. به همین علت تصمیم گرفتیم بهترین بازی‌های ژانر وحشت را در کنار هم جمع کنیم. در این لیست از بازی‌های پرهزینه‌ی همین امسال گرفته تا تکست ادونچرهای دوران پارینه سنگی پیدا می‌شود!




چراغ‌ها را خاموش کنید، هدفون را روی گوشتان بگذارید، مطمئن شوید که یک دست لباس زیر اضافی دم دستتان دارید… حالا از این بازی‌ها لذت ببرید!




Alien: Isolation




فقط یک موجود فضایی. این در واقع خط مشی استودیوی “کریتیو اسمبلی” بود برای ساخت این بازی که از فیلم اصلی ساخته‌ی “ریدلی اسکات” در سال ۱۹۷۹ سرچشمه می‌گرفت. همین مسئله بازی را به جای تبدیل کردن به یک اکشن تیراندازی معمولی به یک بازی با (حداقل) مضمونی ترسناک بدل کرده است.




و این کار نتیجه داد. با این‌که ممکن است برخی فکر کنند که این بازی اندکی بیش از حد طولانی بود و در مواقعی بیش از حد نیاز سخت، «بیگانه: انزوا» در چند سال اخیر بهترین تجربه‌ی بازی‌ ترسناک در زمره‌ی پرهزینه‌ها به جساب می‌آید.




این بازی به شدت هیجان‌انگیز و ترسناک است، مخصوصا اگر آن را با یک هدست واقعیت مجازی تجربه کنید تقریبا غیرقابل تحمل می‌شود.






Layers of Fear




یکی از جذاب‌ترین دموهای واقعیت مجازی که تا کنون تجربه کرده‌ام، Sightline: The Chair نام دارد. جایی که محیط اطراف شما با هر بار چرخش سر کاملا تغییر می‌کند.




همین ایده را بگیرید و به آن دیوارهای مخروبه و موسیقی وحشتناک و یک نقاش روانی را هم به آن اضافه کنید. نتیجه می‌شود بازی «لایه‌های ترس».




این بازی واقعا شما را از جا می‌پراند. به یک اتاق کور قدم می‌گذارید، می‌چرخید و دیگر دری وجود ندارد! دوباره می‌چرخید و یک در جدید انتظار شما را می‌کشد. یا اسباب خانه کاملا تغییر کرده است. یا به سقف چسبیده!




این بازی البته هنوز در مرحله‌ی Early Access به سر می‌برد، اما از شواهد پیداست که همین الان هم به قدر کافی خوب و به میزان لازم کابوس‌وار است.






SOMA




«س.و.م.ا.» ترسناک‌ترین بازی ساخته‌ی “فریکشنال” نیست. واقعا نیست. این بازی را حتا به سختی می‌شود در دسته‌ی وحشت جا داد چون به ندرت و بعد از وقفه‌های خیلی طولانی شما را می‌ترساند و هیولاها در این بازی بیشتر آزار می‌رسانند تا وحشت.




اما محیط زیر آب بازی فوق‌العاده است. غرش فولاد تحت فشار و نورهای چشمک‌زن و ربات‌هایی که به نظر می‌رسد فکر می‌کنند هنوز انسان هستند. این بازی یک تجربه‌ی قدرتمند است که ارزش دارد وقت‌تان را پای آن بگذارید، حتا با این‌که شاید کم‌تر شما را از جا بپراند.






Amnesia: The Dark Descent




حالا می‌رویم سراغ بازی ترسناک‌های واقعی “فریکشنال” یک قلعه‌ی دوران ویکتوریایی ممکن است بهترین مکان برای اتفاقات یک بازی ترسناک نباشد [اتفاقا بهترین فضا برای خلق موقعیت‌های ترسناک است -مترجم] اما در «فراموشی: هبوت تاریک» استودیوی سازنده همه‌ی آن‌چه از تجربه‌های بازی‌سازی پیشین به دست آورده بود را خرج کرد، صیقل داد و یکی از ترسناک‌ترین بازی‌های دوران را خلق کرد.




شما در این بازی در نقش دنیل یک باستان‌شناس دچار فراموشی بازی می‌کنید که فقط یک نامه دارد -که ظاهرا توسط خودش نوشته شده- و باید راه فرار از این قلعه‌ی بزرگ و تودرتو را پیدا کند. در حالی که سایه‌های ترسناک همیشه در تعقیب او هستند.




با وجود این‌که این بازی مطمئنا سرامد بازی‌های ترسناک این استودیو است، اما دنباله‌ی آن با نام «ماشین برای خوک‌ها» هم ارزش امتحان کردن را دارد، به شرطی که انتظارات خودتان را پایین بیاورید.






Penumbra: Black Plague




قبل از فراموشی این سایه روشن بود که ترس را از استودیوی فریکشنال به دنیا ساطع می‌کرد. اولین بازی ترسناک این استودیو بازی‌کنندگان را در یک دنیای زیرزمینی متروکه رها می‌کرد.




با این‌که یکی از ناب‌ترین تجربه‌های ترسناک آن روزها با Penumbra: Overture شروع شد، اما این Black Plague بود که بازی‌کننده را نیازمند تعویض لباس‌های خود می‌کرد!






Condemned: Criminal Origins




یک قاتل سریالی بدون هیچ مزاحمتی می‌گردد. شما یک کاراگاه هستید و باید این قاتل آزاردهنده را پیش از این‌که جنایت‌هایش مرزها را بشکنند دستگیر کنید. این بازی به غایت ترسناک است و شما تا مدت‌ها بعد کابوس می‌بینید.






Pathologic HD




این بازی از ابتدای خلقت خودش در این چنین لیست‌هایی جا داشته و دارد، اما در اکتبر امسال یک به‌روزرسان برای بازی منتشر شد: یک ریمستر اچ‌دی از بازی که بر روی استیم قرار گرفت.




اما چرا این بازی این‌قدر فوق‌العاده است؟ مختصرا به این خاطر که انگار یک نفر «کافکا» یا «کامو» را استخدام کرده تا داستان «کتبیه بزرگان» را بنویسد. طاعون در حال پیشروی در شهر است و شما در نقش یکی از اشخاصی که در تلاش برای بقا و فرار از مهلکه است بازی می‌کنید.






Outlast




تیمارستان یکی از کلیشه‌شده‌ترین جاها برای ساخت یک بازی ترسناک به شما می‌رود. با این وجود، این بازی از تمام پتانسیل این چنین کلیشه‌ای استفاده می‌کند و هیچ امکانات دفاعی به شما نمی‌دهد. این‌طوری شما مجبورید سرگردان، آشفته و مستعصل در به در به دنبال تکه‌هایی از فیلم‌های ترسناکی همچون Blair Witch Project بگردید.




این بازی اندکی در ریتم مشکلات دارد اما مطمئن باشید که این مانع ترسیدن شما تا سر حد مرگ نمی‌شود.




اگر این بازی را تجربه کردید و از آن راضی بودید، حتما به سراغ محتوای دانلودی آن Whistleblower که امسال منتشر شد هم بروید.






Among the Sleep




کابوس وحشتناک است. کابوس دیدن یک بچه وحشتناک‌تر.




«در جمع خفتگان» یک بازی ترسناک اول شخص است که در آن شما وسط شب ناگهان بیدار می‌شوید و باید کنجکاوی به خرج داده از اتفاقات سر در بیاورید. نکته؟ شما یک بچه‌ی دو ساله را بازی می‌کنید!




بازی البته اندکی کوتاه است اما فضای ایجاد شده فوق‌العاده است و هیچ راهی به اندازه‌ی احساس حضور در بدن یک موجود کوچک دوست داشتنی که چهار دست و پا راه می‌رود برای تجربه‌ی استیصال ثمر بخش نیست.






Stasis




یک بازی اشاره و کلیک که فضای فوق‌العاده‌ای دارد. شما در یک سفینه‌ی عجیب و غریب بیدار می‌شوید و دور و برتان پر از اجساد افراد مختلف است و از این جا به بعدش اوضاع فقط بدتر می‌شود.




این بازی که سبک خود را از ترسناک ایزومتریک Sanitarium گرفته و به شدت به بازی‌هایی همچون «بیگانه»، «افق رویداد»، «من دهان ندارم» و «باید فریاد بزنم» و چندین بازی دوست داشتنی دیگر در ژانر وحشت و علمی تخیلی مدیون است.




این بازی خیلی راحت در جمع بهترین ترسناک‌های سال ۲۰۱۵ قرار می‌گیرد و این الزاما به خاطر وحشت زیادی که تولید می‌کند نیست، بلکه به این خاطر است که یک داستان فوق‌العاده برای شما تعریف می‌کند و بلد است چطوری زیر پوستتان برود.






Alan Wake






«آلن ویک» یک بخش رمانی از «استفن کینگ» است، یک بخش «توئین پیکس» لینچ و یک بخش «توایلایت زون». به عبارت دیگر، این بازی رویای طرفداران ژانر وحشت است. تاریکی دارد کم‌کم به شهر «برایت فالز» چیره می‌شود.




نویسنده‌ای به اسم الن ویک متوجه می‌شود که پیش از این یک کتاب در مورد همه‌ی اتفاقاتی که پیرامون او می‌افتند نوشته است و این کتاب اوست که دارد به واقعیت تبدیل می‌شود. هر بار یک صفحه!




شاید مبارزات در این بازی کمی خسته کننده باشند اما این روایت است که در این بازی حرف اول را می‌زند و فضایی که بازی شما را در آن قرار می‌دهد. رمدی استاد خلق داستان و فضاسازی است و در این بازی هر دو در بهترین حالت قرار دارند.






Five Nights at Freddy’s




می‌شود به اولین بازی از این سری به عنوان یک تجربه‌ی لذت بخش از ترس‌های لحظه‌ای خفیف نگاه کرد. اما سه بازی دیگر در یک سال؟ کاهش بازده!




با این‌حال این بازی به قدری خوب هست که در این لیست قرار بگیرد. برای انتخاب چنین بازی‌هایی می‌توانید سراغ بازی‌های بدتری هم بروید. فکر نمی‌کنم که لازم باشد که هر چهار تا را بازی کنید.






Resident Evil ۴




از رزیدنت اویل ۴ مکررا به عنوان بهترین بازی سری یاد می‌شود، که تقریبا خنده‌دار است، چون این بازی حتا حول محور زامبی‌ها و ترسی که سری با آن‌ها شناخته می‌شود هم نمی‌چرخد.




این بازی در اسپانیا می‌گذرد و نقش اول «لیون اس کندی» باید با یک فرقه‌ی مذهبی افسارگسیخته‌ی شیطانی با نام “روشن شدگان” مبارزه کند.




پورت اصلی این بازی برای پی‌سی خوب نبود اما اوایل همین سال کپکام یک نسخه‌ی التیمت اچ‌دی از بازی برای این پلتفرم عرضه کرد که اکثر مشکلات را برطرف می‌کند. در کنار آن گرافیک بازی را هم بهبود می‌دهد.






Resident Evil HD




هستند کسانی که عقیده دارند این «رزیدنت اویل ۴» بود که این سری بازی را به نابودی کشاند.




اگر شما یکی از طرفداران دوآتشه‌ی این سری هستید باید بدانید که کپکام اوایل امسال یک ریمستر اچ‌دی از اولین رزیدنت اویل منتشر کرد. این بازی در واقع اچ‌دی شده‌ی بازسازی رزیدنت اویل ۱ برای گیم‌کیوب است که برای اولین بار برای پلی‌استیشن ۱ ساخته شده بود.




این بازی حداقل قشنگ به نظر می‌رسد و شما می‌توانید با شیوه‌ی کنترل دلخواه خودتان بازی کنید.






System Shock ۲






قبل از ظهور «بایوشاک» این بازی سرامد بود.




حالا اگر بخواهید این بازی قدیمی را از گنجه بیرون بیاورید و نصب کنید باید چند تا ماد برای آن بگیرید تا قابل بازی شود، اما ارزشش را دارد. سیستم شاک ۲ یک بازی افسانه‌ای است که دو المان داستان و فضاسازی را در حد اعلای خود ارائه می‌دهد.






Dead Space




اگر سیستم شاک ۲ را بهترین بازی ترسناک فضایی در نظر بگریم -که هست- فضای مرده با اختلاف خیلی کمی دوم می‌شود. این بای داستان مهندسی به نام آیزاک کلارک را روایت می‌کند که قصد دارد برای نجات خود سفینه‌ی از کار افتاده‌ای را تعمیر کرده و به راه بیاندازد. اما در این راه این موجودات خون‌خوار فضایی یعنی نکرومورف‌ها مانع او هستند.




دد اسپیس، در واقع همان بازی ترسناک فضایی است که Doom ۳ خیلی دوست داشت به آن شبیه باشد. این بازی را حتما امتحان کنید.






Anchorhead




از یک بازی ماجرایی متنی بترسیم؟ چرا که نه! این بازی که بیش از ۱۵ سال قدمت دارد، داستان یک زوج جوان را در یک قلعه‌ی قدیمی روایت می‌کند و مثل یک رمان ترسناک خوب به جای خلق موقعیت‌های ترسناک گذرا، تنش ایجاد می‌کند و می‌تواند شما را برای مدت زیادی بترساند. چرا که این کار را استادانه انجام می‌دهد.




همچنین این بازی را می‌توانید رایگان و در مرورگر خود بازی کنید. به این‌جا سری بزنید.






Dreadhalls




بازی‌های ترسناک از دریچه‌ی هدست واقعیت مجازی چندین برابر ترسناک‌تر از حالت عادی هستند. این بازی ساده که یک خزش در سیاهچاله‌ی نسبتا ترسناک است، نه به اندازه‌ی کافی صیقل خورده و از لحاظ گرافیکی چشم‌نواز است و نه داستان قدرتمندی دارد، اما به خوبی قدرت بازی‌های ترسناک در استفاده از هدست‌های واقعیت مجازی را ثابت می‌کند.






Betrayer






خیانتکار گهگاهی شما را آزار می‌دهد و این جای تاسف است چرا‌که این بازی در لحظاتی واقعا، واقعا ترسناک است.




شما در حیات وحش خالی ویرجینیا گذر می‌کنید و فقط از فضایی می‌ترسید که گاهی با صدای قدم‌های سنگین یک جانور که از دور شنیده می‌شود می‌ترسید و گاهی از غرش حیوانی وحشی در همان نزدیکی‌ها و همین‌ها برای لرزه انداختن به تن شما کافی است.


وب‌سایت فارنت – سعید زعفرانی

[ad_2]

لینک منبع

گیرم پزشکان کاردرست، ولی مردم ناراضی اند

[ad_1]

گیرم پزشکان کاردرست, ولی مردم ناراضی اند

چندی پیش در یک گروه تلگرامی بحث داغی درگرفت یکی از اعضا از دیگران خواست که تجربه های شان را از نظام درمان و پزشکان نقل کنند و یک باره سیل بازگویی خاطرات و تجربه های ناگوار از رفتار نامناسب, کم توجهی, تشخیص نادرست, درمان ناکافی یا نامناسب و مواردی از این دست سرازیر شد


چندی پیش در یک گروه تلگرامی بحث داغی درگرفت: یکی از اعضا از دیگران خواست که تجربه های شان را از نظام درمان و پزشکان نقل کنند و یک باره سیل بازگویی خاطرات و تجربه های ناگوار از رفتار نامناسب، کم توجهی، تشخیص نادرست، درمان ناکافی یا نامناسب و مواردی از این دست سرازیر شد.




در آن گروه تلگرامی چند پزشک هم حضور داشتند که در بحث مشارکت و طبیعتا سعی کردن سوی دیگر ماجرا را ببینند. زحمات پزشکان، عملکرد مناسب بسیاری از آنان و مقایسه این عملکرد با سایر حرفه ها و… این بحث چند روزی طول کشید و من را علاقه مند کرد که چند نکته را که در آن بحث به ذهنم رسید، تکمیل و این جا نیز بازگو کنم.




وقتی مشتری راضی نیست؛ یعنی مشکلی هست




در آن بحث تلگرامی چند نفر مدعی بودند که پزشک معالج، مشکل آن ها را درست تشخیص نداده است و پزشکان حاضر در جمع نیز استدلال کردند که احتمالا تشخیص پزشک درست بوده است و این اعتراضات به دلیل بی اطلاعی و متخصص نبودن معترضان است.




فرض کنیم آقای «ایکس» پزشک بیمارستان است. عملکرد او اندازه گیری و روشن شده که در سال جاری، ۹۲ درصد از تشخیص های ایشان درست بوده است. این شاخص سال گذشته ۹۰ درصد بوده است، پس عملکرد این پزشک در سال جاری بهبود داشته است. اما نظرسنجی از بیماران وی نشان می دهد که سال گذشته ۵۰ درصد از بیماران به تشخیص وی اعتماد داشته اند و امسال ۴۵ درصد از بیماران. یعنی عملکرد پزشک از دید بیماران پس رفت داشته است. حالا کدام یک از این دو معیار مهم است؟ هر دو مهم هستند. امروز در دنیا از مدل های تعالی سازمانی استفاده می شود و بیمارستان ها هم با همین مدل سنجیده می شوند.




دراین مدل قضاوت مشتریان از تشخیص پزشک به عنوان «برداشت مشتری» شناخته می شود و مانند نسبت تشخیص درست پزشک (که مستقل از قضاوت بیمار است) اهمیت دارد. به عبارت دیگر حتی اگر پزشک کارش را درست انجام بدهد ولی بیمار او چنین برداشتی نداشته باشد، یعنی هنوز ایرادی در کار است؛ یا این که پزشک وقت کافی برای توجیه بیمار نگذاشته است و به بیمار اطلاعات کافی نداده تا آرامش خاطر پیدا کند، یا این که در طی زمان مشتری (بیمار) به دلایلی به آن پزشک یا جامعه پزشکی بی اعتماد شده است.




بی اعتمادی بیماران به جامعه پزشکی هم قطعا به گردن رانندگان تاکسی ها نیست، بلکه نتیجه عملکرد خود پزشک ها است. پس حتی اگر همه مثال هایی که در آن بحث تلگرامی ذکر شد هم ناشی از ناآگاهی (متخصص نبودن معترضان) باشد، باز هم جامعه پزشکی و نظام درمان باید به خاطر ایجاد این بی اعتمادی گسترده مورد سوال قرار بگیرد. پس حتی اگر با اعداد و ارقام ثابت شود که نظام درمان در ایران وضع بسیار مناسبی دارد و پزشکان در ایران عملکرد بسیار مناسبی دارند، باز هم باید ببینیم که آیا برداشت مردم، که مشتریان این نظام درمانی هستند، هم این اعداد و ارقام را تصدیق می کند؟




اگر چنین نباشد پس نظام درمانی کشور و جامعه پزشکی هم چنان باید مورد سوال قرار بگیرند که چرا نتوانسته اند در میان مشتریان و جامعه تصویر خوبی ایجاد کنند.




پزشکان هم مانند بقیه هستند؟




وقتی صحبت از افول اخلاق در حرفه پزشکی می شود عده ای این مساله را طرح می کنند که مگر اخلاق در سایر حرفه ها در جامعه ما وضع بهتری دارد؟ به عبارت دیگر چه کسی کارش را درست انجام می دهد که حالا شما به پزشکان معترض شده اید؟ چه کسی سودجویی شخصی اش را بر تعهد حرفه ای مقدم نمی دارد که حال شما چنین انتظاری از پزشکان دارید؟




بنا به این استدلال هیاهویی که گهگاه درباره افول اخلاق پزشکان شکل می گیرد بی اساس است، چرا که جامعه پزشکی هم چندان بی اخلاق تر از سایر حرفه ها نیست. فکر نمی کنم میزان پایبندی حرفه های مختلف به اخلاق حرفه ای سنجیده و اندازه گیری شده باشد. اما احتمالا همین طور باشد و سایر حرفه ها هم چندان اخلاقی تر عمل نمی کنند. اما مساله این است که این مقایسه بدون توجه به تبعات بی اخلاقی در حرفه های مختلف ممکن است گمراه کننده باشد.




با توجه به این که بی اخلاقی معمولا منجر به کیفیت پایین ارائه خدمت می شود پس باید هزینه و تبعات کیفیت پایین ارائه خدمت را هم سنجید. به عنوان مثال اگر یک کارگر در بخش نگه داری و تعمیرات هواپیماهای مسافربری از زیر کار در برود و کارش را درست انجام ندهد، چه برخوردی باید با او بشود؟ احتمالا اکثر خوانندگان معتقدند که باید اخراج شود. از زیر کار دررفتن در ایران به هیچ عنوان غیرعادی نیست اما اگر همه هم از زیر کار در بروند، باز هم آن کارگر نباید از دیگران تبعیت کند، چون سهل انگاری اش به معنی بازی کردن با جان ۱۰۰ نفر مسافر است.




اگر یک لباس بی کیفیت تولید شود، حداکثر هزینه اش این است که زودتر پاره می شود. ولی یک درصد بی کیفیتی در حمل و نقل هوایی یعنی از هر ۱۰۰ پرواز یکی سقوط کند، یک درصد بی کیفیتی در خدمات درمانی یعنی از هر ۱۰۰ مریض یک نفر آسیب جدی ببیند، یک درصد خطا در ساخت و ساز یعنی از هر ۱۰۰ پل یکی فرو بریزد. پس طبیعی است که حساسیت جامعه نسبت به عملکرد بعضی از حرفه ها بیش تر از سایر حرفه ها باشد.




مشتری هزینه این نظام را می پردازد




اغلب اوقات مساله نظام درمان و پزشکان از زاویه دید اخلاقی مورد بحث قرار میگیرد. پزشکان نیز مانند حرفه های دیگر باید به اخلاقیاتی پایبند باشند؛ آن ها برای ورود به حرفه پزشکی سوگند می خورند که از تضییع حقوق بیماران بپرهیزند و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارند. اما به تجربه به من ثابت شده که در بسیاری از موارد باید خیلی ساده تر از این حرف ها به موضوع نگاه کرد، باید سوگندنامه پزشکان را رها کرد و حقوق بدیهی مشتری را که همه کسب و کارها باید به آن پایبند باشند، پیش کشید: افراد جامعه پول می دهند و حق دارند که متناسب با آن خدمات درمانی مناسب دریافت کنند. بخش قابل توجهی از حقوق شاغلان بابت تامین اجتماعی و بیمه درمانی کسر می شود.




بیمه های تکمیلی از مردم حق بیمه می گیرند. دولت نیز هر سال بودجه بسیار زیادی را (که متعلق به همین مردم است) صرف نظام درمان می کند. بنابراین آن پزشک متمول خوش لباسی که در یک بیمارستان دولتی به بالین بیماری روستایی و فقیر می رود، باید بداند که حقوقش را همین روستایی فقیر می پردازد. آن روستایی فقیر، مشتری نظام درمان است و حق دارد که خدمات مناسب دریافت کند و تکریم شود.




راه دشوار «عالی» بودن




قبول دارم که یک شبه نمی توان ره صدساله رفت، به هر حال بسیاری از کشورها پیش روتر از ما بوده اند و طبیعتا نظام رمانی متکامل تری دارند. قبول دارم که باید به کمبودها و محدویت منابع توجه داشت، همین طور می دانم که دولت جدید بودجه زیادی را صرف بهبود سلامت کرده و برنامه تحول نظام سلامت یک گام بزرگ رو به جلو است. اما در نهایت مهم این است که نظام درمان ایران راه درازی برای تعالی در پیش دارد.




این مسیر طولانی و دشوار با انکار مشکلات پیموده نخواهد شد. هر بنای باشکوهی با دشواری و خشت به خشت ساخته می شود. در نظام درمان ایران نیز باید همه اجزا در خدمت ماموریت نهایی این نظام به خط شوند.نظام درمان باید با روی گشاده انتقادات را پذیرا باشد تا بتواند نارضایتی ها را شناسایی و رفع کند. بیماران و نزدیکان آن ها در لحظات دشواری از زندگی خود نیازمند خدمات نظام درمان هستند و انتظاردارند خدمات سطح بالایی را که شایسته دریافت آن هستند، دریافت کنند.


مجله روشن – صادق نوابی – مشاور و تحلیل گر مسائل کسب و کار

[ad_2]

لینک منبع

آیا کوچ کردن از ویندوز ۷ به ۱۰ ارزش‌اش را دارد؟

[ad_1]

آیا کوچ کردن از ویندوز ۷ به ۱۰ ارزش اش را دارد

احتمالا چند سالی است که ویندوز ۷ نصب دارید و حسابی هم از آن راضی هستید به ویندوز ۸ هم کوچ نکرده اید و نیازی به ارتقای سیستم عامل تان نمی بینید


احتمالا چند سالی است که ویندوز ۷ نصب دارید و حسابی هم از آن راضی هستید. به ویندوز ۸ هم کوچ نکرده‌اید و نیازی به ارتقای سیستم عامل‌تان نمی‌بینید.




با این حال، ویندوز ۱۰ رایگان است. یعنی می‌توانید همین حالا بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای ویندوز ۷ خود را به ۱۰ ارتقا دهید. با این حال، آیا این ارتقا ارزش‌اش را دارد؟




‌‌‌‌چرا باید به ویندوز ۱۰ ارتقا دهید:




‌‌‌‌‌‌‌۱- رایگان است




یکی از مهم‌ترین دلایل برای ارتقا به ویندوز ۱۰، رایگان بودن آن است؛ البته فقط تا ۲۶ام جولای سال ۲۰۱۶. اگر کامپیوترتان ویندوز ۷ دارد، پس ویندوز ۱۰ هم روی آن اجرا می‌شود. البته ممکن است برخی از اسکنرها یا پرینترها کمی ادا و اطوار از خود در بیاورند، اما به طور کلی هر چیزی که روی ویندوز ۷ کار می‌کند، با ۱۰ هم هماهنگ خواهد بود.


‌‌‌‌‌‌‌‌‌


۲- سریعتر است




ویندوز ۱۰ (و حتی ۸) سرعت بیشتری روی کامپیوترتان خواهند داشت. ویندوز سریعتر اجرا می‌شود و میزان مصرف انرژی هم کمتر است. البته اجرای بازی‌ها سریعتر نخواهد بود و این موضوع، به سخت‌افزارتان ربط خواهد داشت. البته اگر کنسول‌باز باشید، ویندوز ۱۰ قابلیت‌هایی درست و حسابی به کسانی که Xbox دارند ارایه می‌کند.


‌‌‌


۳- دسکتاپ منظمی دارد




ظاهر ویندوز ۱۰ هم مثل ۸، تخت و ساده است. یعنی مثل ویندوز ۷ خبری از پنجره‌های شفاف نیست. این موضوع باعث می‌شود تا سخت‌افزارتان کمتر تحت فشار باشد و از آن برای دیگر نر‌م‌افزارها استفاده کنید.


‌‌


۴- ابزارهای دسکتاپ‌اش بیشتر هستند




ویندوز ۱۰ برخی از قابلیت‌های ویندوز ۷ مثل Aero Peek را دارد. با استفاده از Task View هم می‌توان تمام پنجره‌ها را روی دسکتاپ‌های مجازی جداگانه باز کرد. منوی Action Center هم در سمت راست ویندوز تمام هشدارها (Notification) را در دسترس نشان می‌دهد.


‌‌‌‌


۵- بخش‌های خوب ویندوز ۸ را دارد




مرورگر فایل (File Explorer) ویندوز ۸ در ویندوز ۱۰ هست. امکان File History هم اجازه می‌دهد تا از فایل‌های‌تان به راحتی نسخه‌ی پشتیبان تهیه کنید. البته اگر با قابلیت پشتیبان‌گیری ویندوز ۷ راحت‌تر هستید، آن هنوز هم در ویندوز ۱۰ وجود دارد.


‌‌‌‌


۶- بخش‌های بد ویندوز ۸ درست شده‌اند




اپ‌هایی که در فروشگاه ویندوز (Windows Store) وجود دارند، دیگر مثل ویندوز ۸ تمام صفحه را پر نمی‌کنند و در پنجره‌ای اجرا می‌شوند. با این حال، هنوز هم امکان اجرای آن‌ها به‌صورت تمام صفحه وجود دارد. فقط کافی است Tablet Mode را از Action Center روشن کنید.


‌‌‌‌‌‌


۷- استارت منو بازگشته است




ویندوز ۱۰ منوی استارت را بازگردانده است. این منو هم در عین اینکه مثل استارت منوهای قبلی کارآمد است، امکان شخصی‌سازی زیادی هم دارد.


‌‌‌‌‌


۸- جستجو کردن راحت‌تر شده است




ابزار جستجوی استارت منو به نوار پایین دستکاپ (Taskbar) انتقال داده شده است. با استفاده از این ابزار جستجو می‌توان نه‌تنها تمام کامپیوتر را گشت، بلکه می‌توان از آن سوال پرسید و پاسخ‌های خوبی هم گرفت.




جستجوی ویندوز ۱۰ کورتانا را هم در خود دارد که می‌تواند کارهای روزانه‌تان را دسته‌بندی کند.




چرا نباید به ویندوز ۱۰ ارتقا دهید:



۱- امنیت‌اش سوال‌ برانگیز است




ویندوز ۱۰ بیش از هر ویندوز دیگری داده‌های شما را جمع‌آوری می‌کند. البته امکان غیرفعال کردن آن‌ها وجود دارد، اما تنظیمات آن‌ها در گوشه و کنار ویندوز پخش و پلا شده‌اند و برای غیرفعال کردن هر کدام باید تنظیمات مخصوص‌اش را پیدا کنید.


‌‌‌‌‌‌‌


۲- آپدیت‌ها اجباری هستند




تمام آپدیت‌ها به محض آمدن دانلود و نصب می شوند. اگر ویندوز ۱۰ نسخه‌ی Pro داشته باشید می‌توانید تنها برای یک ماه،‌ آپدیت‌های غیرامنیتی را به عقب بیاندازید، اما کاربران نسخه‌ی Home برای غیرفعال کردن آپدیت‌ها باید به روش‌های غیرمعمول روی بیاورند.


‌‌‌


۳- به مایکروسافت اکانت نیاز دارد




داشتن حساب کاربری مایکروسافت برای اجرای برخی از نرم‌افزارهای اجباری است. البته هنوز هم می‌تواند از همان حساب کاربری ویندوز استفاده کرده، اما برخی از نرم‌افزارها بسیاری از امکانات‌شان را از دست می‌دهند.


‌‌‌


۴- قابلیت‌های قدیمی ویندوز حذف شده‌اند




برخی از قابلیت‌ها و بخش‌های ویندوز از آن حذف شده‌اند. برای مثال Windows Media Center دیگر وجود ندارد. گجت‌های دسکتاپ کاملا حذف شده‌اند و از همه مهم‌تر، بازی‌های ویندوز (حتی Minewseeper) دیگر در آن وجود ندارند.




در نهایت




ویندوز ۱۰ قطعا از ویندوز ۷ بهتر است، اما بدون مشکل هم نیست. فعلا برای ارتقای رایگان ویندوز تا ۲۹ جولای سال آینده (۸ مرداد ۱۳۹۵) مهلت دارید. پس به اندازه‌ی کافی فکر کنید و با در نظر گرفتن تمام قابلیت‌های ویندوز ۱۰، نسبت به نصب آن تصمیم بگیرید.


مجله دیجی کالا – امیرحسین میرزایی

[ad_2]

لینک منبع