شبکه های عصبی و کاربرد در بانکداری

[ad_1]

شبکه های عصبی و کاربرد در بانکداری

یکی از زمینه های کاربردی شبکه های عصبی در فعالیت های مالی, رتبه بندی مشتریان وارزیابی تقاضای وام است


یکی از زمینه‌های کاربردی شبکه‌های عصبی در فعالیت‌های مالی، رتبه‌بندی مشتریان وارزیابی تقاضای وام است.به این طریق می‌توان تصمیم گرفت که به چه کسی و به چه مقداری وام می‌توان پرداخت کرد.ارزیابی ریسک نپرداختن ،یعنی ارزیابی احتمال اینکه وام گیرنده چقدر از پرداخت وام سرباززند. در این مورد از پرسپترون‌های چند لایه با موفقیت استفاده شده است.مزیت شبکه عصبی در این است که می‌تواند از هزاران نمونه قبلی در تاریخچه فعالیت‌های مالی شرکت استفاده کند، ویژگی‌های برجسته را فرا بگیرد و از طریق آنها پیامدها را پیش بینی کند.


در بیشتر بانک‌های ایران وام بر اساس نظر ارزیابان اعطا می‌شود که این روش به مدت زمان زیاد و نیروهای خبره نیاز داردوازطرفی هزینه بر نیز است.


تاریخچه:


بعضی از پیش زمینه‌های شبکه عصبی را می‌توان در اوایل قرن بیستم و اواخر قرن نوزدهم مشاهده کرد.در این دوره،کارهای اساسی در فیزیک ،روانشناسی و نوروفیزیولوژی توسط دانشمندانی چون “هرمان فون هلمهلتز” ، “ارنست ماخ” و “ایوان پاولف” انجام گرفت.این کارهای اولیه عموماً بر نظریه‌های کلی یادگیری تأکید داشته‌اند و به مدل‌های مشخص ریاضی عملکرد نورون‌ها اشاره نداشته اند.


دیدگاه جدید شبکه‌های عصبی در دهه ۴۰ قرن بیستم درست زمانی مطرح شد، که “وارن مک کلوث” و “والتر پیتس” نشان دادند که شبکه‌های عصبی در اصل می‌توانند هر تابع حسابی و منطقی را محاسبه کنند. کاراین افرادرا می‌توان نقطه شروع حوزه علمی شبکه‌های عصبی مصنوعی نامید.این موضوع از سوی دونالدهب شخصی که عمل شرط گذاری را برای یادگیری نورون‌های بیولوژیکی ارائه داده ،ادامه یافت.


نخستین کاربرد عملی شبکه‌های عصبی در اواخر دهه ۵۰ قرن ۲۰ در، زمانی که “فرانک روزنبلانت” در سال۱۹۵۸ شبکه پرسپترون را معرفی کرد، مطرح شد. روزنبلات و همکارانش شبکه ای ساختند که قادر بود الگوها را از هم شناسایی کند.در همین زمان بود که برنارد ویدرو در سال ۱۹۶۰شبکه عصبی تطبیقی خطی آدلاین را با قانون یادگیری جدید مطرح کرد که از لحاظ ساختار شبیه پرسپترون است.


عنوانفایل
شبکه های عصبی و کاربرد در بانکداریapplication/pdf

1.pdf

364 KB
دانلود


معصومه

[ad_2]

لینک منبع

نگارخانه به سبک ایرانی

[ad_1]

نگارخانه به سبک ایرانی

نگارخانه به مکانی اطلاق می شود, که برای نمایش و عرضه آثار هنرهای تجسمی و هنرهای سنتی شامل تابلوهای نقاشی, خوشنویسی, عکس, مجسمه, سفال, آثار گرافیک, حکاکی, و نظایر آن توسط اشخاص حقیقی و یا حقوقی ایجاد می گردد


در ماده۱ آئین نامه صدور اجازه تاسیس، انحلال و نظارت بر فعالیت نگارخانه ها در تعریف نگارخانه آمده: نگارخانه به مکانی اطلاق می شود، که برای نمایش و عرضه آثار هنرهای تجسمی و هنرهای سنتی شامل تابلوهای نقاشی، خوشنویسی، عکس، مجسمه، سفال، آثار گرافیک، حکاکی، و نظایر آن توسط اشخاص حقیقی و یا حقوقی ایجاد می‌گردد. در ماده ۲ نیز هدف از تأسیس نگارخانه اینچنین فهرست شده است:


الف ـ تلاش برای ارتقاء آشنایی مردم با آثار هنری و اشاعه مفاهیم و ارزش های فرهنگی و هنری


ب ـ فراهم آوردن زمینه های رشد و اعتلای هنرهای تجسمی و سنتی از طریق معرفی هنرمندان و آثار هنری


ج ـ عرضه و فروش آثار هنری با رعایت سایر مقررات مربوط


د ـ اقدام به انجام مبادلات بین المللی آثار هنری در چهارچوب قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران.


بنابراین و بنا بر یک عرف جهانی، نگارخانه نه موزه هنر است و نه بساط دستفروشی. نگارخانه نه کلاس درس دانشگاهی است و نه شرکت سهامی خاص و عام. نگارخانه نه به تعبیری بنگاه اقتصادی و تجاری است و نه به تعبیر گروه دیگر هم شأن دوسالانه ی هنری و ویترین بلامنازع هنر کشور. نگارخانه راسته فروشگاه های صنایع دستی و شبه هنری خیابان ویلا و میدان نقش جهان هم نیست. نگارخانه حتی حراج و اونینگ هم نیست. نگارخانه محل عرضه هنر نیست. اما بازاری مبتنی بر اصالت سود مادی و کسب درآمد هم نیست. نگارخانه محل عرضه و فروش آثار هنری است. بدون درک تناسب و جایگاه هنر و اقتصاد، فهم معنای نگارخانه غیرممکن و نسبت نامتوازن به هر کدام، بی مایگی است. اگر هنر فصلی از اصالت فعالیت نگارخانه نباشد که لزومی به تاسیس صنفی مستقل نبود و این کالاها در فروشگاه ها و ویترین های معمولی ارائه می شد. اگر نگارخانه تنها ملزم به ارائه و اشاعه هنر بود که ساختاری مستقل پیدا نمی کرد و یا محل عرضه هنرهای مبتنی بر ایده واحد مجموعه ها یا اجرای چیدمان و پرفورمنس و… نمی شد. مخاطب گالری نه تماشاگر موزه و نمایشگاه های رقابتی جشنواره هاست و نه خریداری که در میان اجناس تلنبار شده مغازه، فقط به قصد خرید آمده باشد. نگارخانه ای که به قدر کافی فروش ندارد هم مثل نگارخانه ای که هنر را ـ فارغ از کیفیت و نیاز جامعه ـ تنها کالایی تجاری می داند، ناموفق است. نگارخانه داری در فرهنگ ایرانی (اگر موجب سوء تعبیر بهانه گیران نشود) نزدیک به همان معنای فخیم قهوه خانه داری است که در طی چند دهه اخیر از دست داده ایم. فرهنگی که ضمن ادای احترام به همه بایدهای اجتماعی، نافی درآمد نیست.


از منظری دیگر؛ نگارخانه نه آنچنان نقش حاکمیتی دارد که مستقیماً زیر نظر دولت اداره شود و نه آن قدر از سرنوشت فرهنگی جامعه مجزاست که بی هیچ نظارتی، به مردم کوچه و خیابان واگذار شود. هیچ تجارتی بدون حفظ حقوق و منافع ملی و جمعی نمی تواند آزادی مطلق داشته باشد و هیچ دولتی تمایل به تحمل دشواری های دخالت در همه امور شخصی مردم را ندارد. در نتیجه فعالیت نگارخانه ها تنها در توازن این دو قطب قابل تحقق است.


نگارخانه ها یکی از مهمترین مراکز منسجم و مرتبط هستند که سلیقه عمومی طبقه متوسط کشور را تعیین و تعریف می کنند. از طرفی گسترده ترین نهاد برای توسعه هنر حرفه ای هنرمندان می باشند. حرفه ای در هر دو معنای کیفی و اقتصادی. هنر حرفه ای هم حائز ویژگی های برجسته زیبائی شناختی، تعهدات اجتماعی و هنری است و هم می تواند به طور کامل معاش هنرمند را تامین و تضمین کند. گردش اقتصادی، کسب درآمد و تجارت (در معنای معمولی) وظیفه برآوردن نیاز مالی، تولید ثروت ملی و معاش افراد را به عهده دارد و نهادهای فرهنگی و هنری وظیفه ارتقاء کیفی هنر را. نگارخانه محل تلاقی این دو اصل مهم هنر اجتماعی است و نمی تواند و نباید از حدود اعتدال این دو خارج شود. بدیهی است بخش اقتصادی نگارخانه هم تنها با انتفاع نگارخانه از طریق انتفاع هنرمند قابل توجیه می نماید.


گشت ساده ای در وضعیت نگارخانه های تهران نشان می دهد؛ فاصله زیادی بین وضعیت موجود و معنای واقعی نگارخانه داری وجود دارد. تقریباً برایند نگارخانه داری در تهران حکایت از عدم تعادل در دو بازوی هنر و درآمد است. قانون گذار در ماده ۱۴ آئین نامه مربوطه به صراحت اعلام می نماید: “مدیرنگارخانه با توجه به درجه‌بندی نگارخانه خود می‌تواند حداکثر (حداکثر) سی درصد از درآمد حاصل از فروش آثار امانی هنرمندان را در مقابل فروش و ارائه خدمات به عنوان حق‌العمل دریافت کند.” تا از این طریق مدیران نگارخانه ها را وادار به فعالیت در عرضه و فروش آثار نماید. در حالی که قریب به اتفاق نگارخانه های فعلی بدون توان و انگیزه کافی برای فعالیت های اقتصادی، با وضع مبالغ هنگفت ورودی و یا دریافت وجوهی به عنوان هزینه های تبلیغاتی، صرفاً نقش اجاره داری دیوارهای نگارخانه را انجام می دهند یا به درآمدهای جانبی نامربوط [و گاهی غیرقانونی] دلخوش می کنند. متاسفانه این شیوه اداره نگارخانه را باید سخفیف ترین نوع نگارخانه داری در جهان و رایج ترین نوع آن در ایران محسوب کرد. این گروه از نگارخانه ها با مدیرانی اداره می شوند که قادر به درک موقعیت های مطلوب در ابعاد هنری و اقتصادی نگارخانه ها نیستند و با شرایط به وجود آمده، تلاشی هم برای دستیابی به این دانش و توانایی از خود نشان نمی دهند. این مدیران، مغازه داران ساده و شکست خورده ای هستند که ناتوانی های خود را پشت نقاب فرهنگی پنهان کرده اند.


کشف هنرمندان مستعد، ارتباط با خریداران و مجموعه داران، تبدیل خریداران بالقوه به خریداران بالفعل، ایجاد شبکه پایدار در مجموعه ی هنرمند و اثر هنری و خریدار، سرمایه گذاری و حمایت از هنرمندان در قالب قراردادهای میان مدت و طولانی مدت، حفظ حقوق و منافع هنرمندان و خریداران آثار هنری، مسئولیت پذیری، معرفی [وبرندسازی] هنرمند از طریق تهیه و انتشار کتاب، تدوین تحلیل ها و نقدهای هنری، تبلیغات خلاقانه و… ساده ترین وظایفی است که به عهده نگارخانه باید باشد اما متاسفانه کمتر به چشم می خورد. نه هنرمندان از تعهد به همکاری دائم با یک نگارخانه ثابت، احساس امنیت شغلی دارند و نه نگارخانه ها خطر سرمایه گذاری روی هنرمندان انحصاری را می پذیرند. این نوع رابطه سرانجام به نوعی بی اعتمادی دو طرفه و البته انواع بی اخلاقی ها و بداخلاقی های حرفه ای منجر شده و می شود. ضعف و اشتباهات نگارخانه داران (خصوصاً در این سال ها که ظاهراً فروش آثار هنری رونقی نسبی داشته) اعتبار اجتماعی و هنری صنف نگارخانه داران را مختل و متولیان امر را با سوالات مهمی روبرو کرده است. همچنین تعطیلی پی در پی نگارخانه ها ـ که گاهی عمرشان به یک سال هم نمی کشد ـ فضای اعتماد خریداران و در نتیجه امنیت تجاری این واحدها را هم تهدید می کند. حالا که شرایط تازه ای در گردش اقتصادی هنرهای تجسمی به وجود آمده، وقت آن است تا در تعریف رایج نگارخانه داری تجدیدنظر کرده و برای رسیدن به باوری شاداب و واقعی ـ که منافع همه گروه های دخیل در امر هنر و تجارت هنری را تامین کند ـ از همه اهرم های علمی، اجتماعی، فرهنگی و … استفاده کنیم. پیش از آن که داشته های کنونی را، همچون دوام نامطمئن حباب، دوباره از دست بدهیم.


سعید فلاح فر

[ad_2]

لینک منبع

استخوان شکسته چگونه خود را ترمیم می کند؟

[ad_1]

استخوان شکسته چگونه خود را ترمیم می کند

آکادمی جراحان ارتوپد امریکا گزارش کرده است که بیشترین آمار شکستگی استخوان متعلق به مردان زیر ۴۵ سال و زنان یائسه بالای ۴۵ سال است


ترمیم انواع شکستگی استخوان




آیا میدانستید که استخوانها بر خلاف بسیاری از شکستنی های دیگر دور و برتان، حتی پیش از این که پایتان به بیمارستان برسد، فرایند ترمیم را شروع میکنند. بدن انسان توانایی شگفت انگیزی در ترمیم و التیام بخشی دارد که موجب بهبودی انسان از بسیاری از بیماریها و آسیبها میشود. گاهی اوقات شکستگی استخوان ظرف چند ماه به قدری خوب جوش میخورد که حتی تصویر پرتوی ایکس نیز نمیتواند خط شکستگی اولیه را نشان دهد.




پزشک اغلب نقشی حیاتی و گاهی اوقات نجات بخش در فرایند بهبودی استخوان ایفا میکند اما در واقع کاری که پزشک انجام میدهد این است که به بدن کمک کند خود را ترمیم نماید. پزشک شرایط بهینه برای ترمیم و جوش خوردن استخوان را فراهم میکند و بقیه کار به عهده سلولهای بدن است. این فرایند زیست شناختی خارق العاده به چه صورت انجام میشود؟ چگونه پای شکسته به قدرت سابق خود بازمیگردد؟ برای درک این امر ابتدا باید نگاه دقیقتری به مواد تشکیل دهنده استخوان و چگونگی عملکرد آن داشته باشیم: بدن سخت تلاش میکند تا از لحظه وارد آمدن آسیب، استخوان شکسته را ترمیم نماید.






استخوان شکسته چگونه خود را ترمیم میکند؟




شاید تصور کنید استخوانها موادی مرده و سخت هستند که بافتهای زنده بدن آنها را احاطه میکنند اما اسکلت بدن درست همانند بافتها و اندامهای نرم بدن، زنده هستند. بدن مواد معدنی را در استخوانهای سخت و فشرده ذخیره سازی مینماید. سلولهای قرمز خون در مغز قرمز استخوان تولید میشوند و چربیها در مغز زرد استخوان ذخیره میگردند. استخوانهای بدن دائما در حال تغییر هستند.




سلولهایی به نام استخوان شکن ها استئوکلاستها (osteoclast) دائما استخوانهای قدیمی را تجزیه میکنند به صورتی که استئوبلاستها (سلولهای استخوان ساز) میتوانند مواد آن را با بافت استخوانی جدید جایگزین کنند. به این فرایند بازسازی استخوان یا ریمدلینگ میگویند.نوع دیگری از سلولها به نام کندروبلاست وظیفه تولید غضروف جدید را به عهده دارند. این سه نوع سلولهای اصلی مسئول رشد استخوانها (چه در سن رشد و چه هنگام ترمیم شکستگی) هستند. این بازسازی مداوم استخوان ظرف چند ماه به تدریج بافت قدیمی استخوان را با بافت جدید جایگزین مینماید.




تقریبا بلافاصله پس از ایجاد شکستگی در استخوان، بدن شروع به ترمیم مینماید. اغلب پزشکان فرایند کلی ترمیم استخوان را به چهار مرحله تقسیم میکنند:




۱- هنگامی که یک استخوان دچار شکستگی میشود، شکافهای ایجاد شده در آن موجب قطع رگهای خونی موجود در طول استخوان میشوند. خون از این رگهای قطع شده خارج میشود و به سرعت لخته ای تشکیل میدهد که هماتوم (توده خونی) خوانده میشوند. هماتوم کمک میکند استخوان ثابت شده و هر دو قطعه استخوان برای ترمیم کنار هم قرار بگیرند. این لخته همچنین مانع جریان خون به لبه های دندانه دار و ناهموار استخوان میشود. اگر خون به این سلولها نرسد، به سرعت میمیرند. بافت مرده مربوط به لبه استخوان شکسته و برخی از بافت های دیگر منجر به واکنش التهابی در منطقه شکستگی و ایجاد علایمی همانند تورم و قرمزی می کند بنابراین تورم و التهاب به علت عملکرد سلولها برای حذف بافتهای مرده و آسیب دیده اتفاق می افتد. رگهای خونی کوچک در هماتوم رشد میکنند تا با خون رسانی فرایند جوش خوردن را تغذیه رسانی کنند.




۲- پس از چندین روز هماتوم شکستگی بافت سخت تری تولید میکند که آن را به کال (callus) نرم استخوانی تبدیل میکند. سلولهایی به نام فیبروبلاستها تولید فیبرهای کلاژن را آغاز میکنند. کلاژن پروتئین اصلی موجود در استخوان و بافت همبند است. سپس کندروبلاستها شروع به تولید نوعی غضروف به نام فیبروکارتیلاژ مینمایند که کال نرم را به کال فیبروکارتیلاژینوس (لیف غضروفی) سخت تر تبدیل میکند که دو قطعه استخوان را به هم پیوند میدهد. تشکیل این کال معمولا حدود سه هفته طول میکشد.




۳- سپس استئوبلاستها سلولهای استخوانی تولید میکنند. این قشر سخت سه تا چهار ماه باقی مانده و پایداری و محافظت لازم برای استخوان را فراهم می آورد. سپس مرحله نهایی جوش خوردن استخوان شروع میشود.




۴- در این مرحله بازجذب استخوان مرده آغاز شده و کال سخت بین دو قطعه استخوان تشکیل میشود. پیش از این که استخوان بتواند هر گونه فشاری را تحمل کند، باید در مورد این برامدگی بافتی اقدامات زیادی توسط بدن صورت پذیرد. استئوکلاستها و استئوبلاستها با جایگزینی کال استخوانی با استخوان سخت تر و متراکم تر ماهها برای بازسازی استخوان تلاش میکنند. این سلولها برامدگی کال را کاهش میدهند و به تدریج استخوان را به شکل اولیه خود بازمیگردانند. جریان خون در استخوان بهبود یافته و مواد مغذی که برای استحکام استخوان لازم است مانند کلسیم و فسفر، جذب استخوان میشود. اما حتی در بهترین موارد هم برای این که شکستگی تا حد ممکن صاف و هموار جوش بخورد، اغلب نیاز به توجه پزشکی دارد.






چه افرادی بیشتر در خطر شکستگی استخوان قرار دارند؟




آکادمی جراحان ارتوپد امریکا گزارش کرده است که بیشترین آمار شکستگی استخوان متعلق به مردان زیر ۴۵ سال و زنان یائسه بالای ۴۵ سال است. شایعترین شکستگی حداقل در سنین زیر ۷۵ سال استخوان زند زبرین ( رادیوس) مچ دست است. در میان سالمندان شکستگی استخوان ران شایعتر است.




درمانهای پزشکی شکستگی استخوان




بسته به استخوانی که دچار شکستگی شده، شدت شکستگی و سن فرد عوارض مختلفی ممکن است اتفاق بیفتد. کودکان مستعد اشکال دیگر شکستگی هستند اما استخوانهایشان سریعتر و کاملتر از بزرگسالان جوش میخورد. عفونت در شکستگی های باز ممکن است اتفاق بیفتد چون پارگی پوست راه را برای ورود میکروبها به ناحیه شکستگی باز میکند. شکستگی دنده ممکن است اندامهای داخلی بدن را سوراخ کند و فرایند جوش خوردگی در آن ممکن است به اندامها و بافتهای دیگر ناخواسته آسیب وارد نماید. سندرم کمپارتمان (Incompartment) وضعیتی است که در آن عضله آسیب دیده متورم شده و مانع رسیدن اکسیژن به بافت پرفشار میشود. اگر اکسیژن کافی به بافت عضله نرسد تورم ادامه می یابد تا این که عضله صدمه دیده و به دنبال آن میمیرد. هنگامی که بخشی از لخته خونی در محل شکستگی گسیخته و جدا میشود، ممکن است به سمت ریه حرکت کرده و مسیر رگ ریه را مسدود کند و امبولی ریوی اتفاق بیفتد. این وضعیت به ویژه در شکستگی ران و لگن شایع است و مسئول یک سوم از مرگهای ناشی از شکستگی ران در نظر گرفته میشود.








با توجه به این احتمالات، پزشک با اقدامات زیر از جوش خوردن مناسب استخوان شکسته مطمئن میشود:




• تشخیص: در اولین قدم پزشک مشخص میکند آیا شکستگی اتفاق افتاده است یا خیر، اگر شکستگی اتفاق افتاده باشد، شدت آسیب را ارزیابی میکند. مراحل درمانی زیر بستگی به پزشک دارد که دقیقا وضعیت را بررسی میکند. پزشک معمولا با معاینه بیمار و تصاویر پرتوی ایکس از ناحیه آسیب دیده، ارزیابی خود را انجام میدهد.




• بی حرکت کردن: همان طور که بدن نقش خود را برای سر جای خود نگه داشتن استخوانهای شکسته و محدود کردن حرکت ایفا میکند، پزشک نیز باید از بابت موقعیت مناسب استخوانها مطمئن شود و سپس ناحیه آسیب دیده را با آتل، قالب (گچ گرفتن)، بریس یا اسلینگ (آتل مخصوص دست) بی حرکت میکند. چون ممکن است شکستگی نیاز به جا انداختن و ردیف کردن استخوانها داشته باشد ممکن است برای کاهش موقتی درد به استفاده از بی حسی موضعی یا بیهوشی نیاز باشد.




• کشش: همیشه بی حرکت کردن برای جوش خوردن درست استخوان کافی نیست. در موارد شکستگی پیچیده (مانند شکستگی چند تکه) ممکن است نیاز به استفاده از وزنه، طناب و قرقره باشد که دائما دست یا پای شکسته را بکشد تا کم کم در وضعیت مناسب خود قرار بگیرد.




• جراحی: بیشتر شکستگیها بدون جراحی درمان میشوند اما در برخی از آسیبها باید پزشک استخوان آسیب دیده را به روش تهاجمی (جراحی) درمان کند. گاهی اوقات پزشک برای خارج کردن مواد خارجی یا قطعات استخوان باید جراحی انجام دهد. بهترین راه ثابت کردن برخی شکستگی ها این است که از طریق جراحی استخوانها را به یک میله فلزی (معمولا پلاتین) پیچ کنند. برخی از شکستگیها مانند آنهایی که در ران و مفاصل اتفاق می افتند ممکن است جایگزینهای مصنوعی لازم باشد.




• توانبخشی: بی حرکت کردن استخوان که برای برداشتن فشار از روی استخوان در حال التیام انجام میشود و برای بهبودی لازم است، در عین حال عضلات پیرامون را نیز بی حرکت میسازد و این منجر به از دست رفتن حجم، قدرت و انعطاف پذیری عضلات میشود. برنامه ورزشی ویژه به فرد امکان میدهد به تدریج دست یا پای بهبود یافته جدید خود را بدون خطر آسیب مجدد، توانبخشی نماید.






انواع شکستگیها




ساده ترین شکستگی که همه افراد ترجیح میدهند شکستگی شان از آن نوع باشد شکستگی ساده است. همان طور که از نام آن مشخص است، در این شکستگی استخوان تنها از یک ناحیه میشکند و هیچ آسیب دیگری اتفاق نمی افتد. شکستگیهای دیگر عبارتند از:




• شکستگی باز: استخوانِ شکسته، پوست را سوراخ کرده است




• شکستگی در هم فرورفته: یک انتهای استخوانِ شکسته وارد استخوان دیگر شده است




• شکستگی چند تکه: بخشی از استخوان به چند تکه خرد شده است




• شکستگی ترکه ای: استخوان کودک که خم شده و ترک میخورد اما نمیشکند




• شکستگی کنده شدن: انقباض قدرتمند عضله استخوان تاندون (زردپی) را محکم کشیده و شکستگی ایجاد میکند




• شکستگی پاتولوژی: استخوان به واسطه بیماری ضعیف شده و با وارد آمدن ضربه ضعیفی میشکند

[ad_2]

لینک منبع