با این بازی ها معتاد پلی استیشن 3 خواهید شد

[ad_1]

با این بازی ها معتاد پلی استیشن 3 خواهید شد

اگر فهرستی از بهترین کنسول های تاریخ تهیه کنیم, پلی استیشن 3 قطعا نمی تواند سهمی در بالای آن داشته باشد اما این کنسول به دلیل رویکرد متفاوتی که در قبالش اتخاذ شد, قابل احترام است


اگر فهرستی از بهترین کنسول های تاریخ تهیه کنیم، پلی استیشن 3 قطعا نمی تواند سهمی در بالای آن داشته باشد اما این کنسول به دلیل رویکرد متفاوتی که در قبالش اتخاذ شد، قابل احترام است. کنسولی که یک سال دیرتر از رقیب مستقیمش – ایکس باکس 360 – پا به عرصه وجود گذاشت و با توجه به سخت افزار به شدت پیچیده اش حسابی کام بازی سازان و گیمرها را تلخ کرد. با وجود این، با گذشت زمان، شرکت ژاپنی از اشتباهاتش بیشتر درس گرفت و کار به جایی رسید که همین سخت افزار که نقطه ضعف سومین کنسول خانگی سونی به شمار می آمد، طی مدت 3 سال به نقطه قوت آن مبدل شد.




علاوه بر سخت افزار پیچیده، پلی استیشن 3 گران تر از دو کنسول مایکروسافت و نینتندو طی نسل هفتم بود و آن هم در حالی که تا مدتی عموم بازی های مولتی پلت فرم (بازی هایی که شرکت های سازنده، آنها را برای چند پلت فرم یا کنسول ساخته و بهینه سازی می کنند) روی ایکس باکس 360 مایکروسافت عملکرد بهتری داشتند.




اینها را اضافه کنید به دروغ های کن کوناراگی (مدیر بخش پلی استیشن سونی) که در آن هنگام مدعی شده بود کنسول جدید سونی توانایی اجرای بازی ها با وضوح تصویر 1080PFull HD و سرعت 60 فریم بر ثانیه را دارد! با تمامی این اوصاف شکست پلی استیشن 3 طبیعی به نظر می رسید اما سونی پس از آن که شاهد خیانت شرکای قدیمی اش و از دست دادن تعدادی از بازی های انحصاری بزرگش بود، آخرین و تنها برگ برنده اش را رو کرد؛ بازی انحصاری ساخته شده به وسیله استودیوهای داخلی.




سامورایی ها با کمک بازی سازان بزرگ خود، عناوین انحصاری بزرگی را برای پلی استیشن 3 تولید کردند و کیفیت این بازی ها آنقدر بالا بود که کاربران را مجاب به خرید کنسول بزرگ سونی کرد. حالا 10 سال از زمان عرضه پلی استیشن 3 سپری می شود و بهترین زمان برای این است که عناوین تاثیرگذار این کنسول را بررسی کنیم؛ عناوینی که نقش غیرقابل انکاری در بالا رفتن فروش پلی استیشن 3 ایفا کردند. به طوری که این کنسول در نهایت با فروش 80 میلیونی حتی در سکوی بالاتر از ایکس باکس 360 قرار گرفت.




Metal Gear Solid 4




سازنده: Kojima Productions




فروش: 6 میلیون نسخه








هیدئو کوجیما خالق مشهور سری بازی «متال گیر» هیچ گاه علاقه اش را نسبت به برند پلی استیشن پنهان نکرد و روند عرضه این سری هم نشان می دهد که این بازی ساز ژاپنی، هم پیمانی قدیمی برای سونی بوده است. با این حال «متال گیر» هرگز به عنوان سری انحصاری کنسول های پلی استیشن محسوب نمی شد و Metal Gear Solid 1 علاوه بر پلی استیشن 1، برای رایانه های شخصی عرضه شد و چند سال بعد هم نسخه بازسازی شده اش در اختیار کاربران گیم کیوب قرار گرفت.




قسمت دوم و سوم هم زمانی، انحصاری پلی استیشن 2 بودند و پورت های مختلفی از آنها عرضه شد اما قسمت چهارم یک استثنا بود. کوجیما از همان ابتدا اعلام کرد که بازی به صورت انحصاری برای پلی استیشن 3 عرضه می شود و خبری از ورژن ایکس باکس 360 نخواهد بود. بازی ساز ژاپنی می گفت این بازی تماما با استفاده از قدرت کنسول سونی ساخته شده و حجم زیادش («متال گیر 4» اولین بازی بود که از بلو ری دو لایه با حجم 50 گیگابایت استفاده می کرد) مانع عرضه آن برای ایکس باکس 360 می شود.




در طرف مقابل مایکروسافت به یوبی سافت و Splinter Cell: Conviction متوسل شد. «متال گیر 4» در نهایت تابستان سال 1387/2008 عرضه شد و متقابلا فروش پلی استیشن 3 افزایش یافت. مثلا در ژاپن فروش این کنسول به بالاترین حد ممکن پس از عرضه رسید و در نهایت «متال گیر 4» به یکی از پرفروش ترین بازی های نسل خودش مبدل شد. در بخش نمرات هم ساخته کوجیما بسیار موفق ظاهر شد و هر دو سایت مشهور IGN و Gamespot نمره 10 خود را به این بازی اعطا کردند. مسئولان کونامی خیلی دوست داشتند که این بازی برای ایکس باکس 360 هم عرضه شود اما در نهایت نکوجیما کوتاه نیامد تا این بازی همیشه مهر انحصاری سونی داشته باشد.






Killzone 2




سازنده: Guerrilla Games




فروش: 15 میلیون نسخه






ساخت نسخه اول «قتلگاه» (زمانی آغاز شد که مایکروسافت با ساخت و عرضه «هیلو» (Halo) در بازار شوترهای کنسولی آقایی می کرد. «هیلو» برای همیشه نگاه کاربران بازی های اول شخص روی کنسول ها را تغییر داد و در حقیقت به لطف این بازی و کنترل بی نظیرش در سال 1380/2004 بود که امروزه بازی های اول شخص، بازار کنسول ها را تسخیر کرده اند.




شماره نخست «کیل زون» قرار بود جواب دندان شکنی به یگانه قهرمان مایکروسافت و ایکس باکس باشد اما وقتی این بازی در سال 1383/2004 یعنی همان سالی که «هیلو 2» عرضه شد، به بازار راه یافت، فرسنگ ها با یک اثر ساختارشکن فاصله داشت چه برسد به اینکه رقیبی «هیلو» باشد.




با وجود این ژاپنی ها مصمم بودند که شوتزنی درجه یک داشته باشند و برای همین ساخت نسخه دوم خیلی زود آغاز شد و در نمایشگاه E3 سال 1384/2005 تریلری از این بازی در کنفرانس گیم پلی پخش و با استقبال بی نظیر مخاطبان همراه شد. کن کوتارگی در آن هنگام مدعی شد که تریلر از بازی واقعی و در زمان واقعی (Real Time) بوده اما این دروغ از چشمان تیزبین گیمرها پنهان نماند و مشخص شد که سونی فقط یک تریلر از پیش رندر شده را منتشر کرده است.




همین مسئله، بار روی دوش تیم سازنده را دو برابر کرد زیرا حالا باید از حیثیت خود دفاع و عنوانی عرضه می کردند که در سطح و اندازه های همان تریلر باشد. «کیل زون 2» چهار سال طول کشید و وقتی بازی در فوریه سال 1388/2009 عرضه شد، کمتر کسی باور می کرد که گرافیکش آنقدر چشم نواز باشتد که حتی در بعضی از بخش ها از تریلر CG سونی هم پیشی بگیرد.




علاوه بر گرافیک، گیم پلی بازی هم پیشرفتی شگرف نسبت به نسخه اول داشت تا در مجموع نمرات منتقدان (91 نقد) این بازی به 91 از 100 برسد. با این که «کیل زون 2» فروش بالایی را تجربه نکرد اما ساخت و عرضه اش تاثیر فراوانی روی مشهور شدن پلی استیشن 3 به عنوان ماشینی قدرتمند بر جای گذاشت.






Uncharted 2


Among Thieves




سازنده: Naughty Dog




فروش: 6 میلیون نسخه






بی شک گل سرسبد انحصاری های سونی طی نسل هفتم، «آنچارتد 2» (Unckharted 2: Among Thieves) بود. بازی که علاوه بر فروش بالا، اکثر جوایز سال 1388/2009 را درو کرد و با متوسط نمره 96 از 100 به بهترین بازی پلی استیشن 3 حداقل از منظر مجموع نمرات مبدل شد. قسمت نخست «آنچارتد» در سال 1386/2007 عرضه شد و با وجود استقبال خوب، بسیاری از منتقدان آن را تلفیقی مناسب از «تومب ریدر» و Gears of War خواندند. امی هنینگ خالق سری مشهور Soul Reaver کارگردان این نسخه بود.




اما برای قسمت دوم، زوج بازی ساز نیل دارکمن و بروس استرلی زمام امور را به دست گرفتند. این دو بازی ساز که آن دوران به اندازه حالا مشهور نبودند، پیش از ساختن «آنچارتد 2» خود را سرگرم ساخت نسخه چهارم «جک» کردند. اما روزگار به نحوی پیش رفت که آنها وظیفه ساخت «آنچارتد 2» را بر عهده گرفتند.




این بازی در هر بخشی نسبت به شماره نخستش پیشرفت کرد و تا مدت ها سردمدار بازی های کنسولی بود تا گیم پلی و بخش های مجزای سینمایی (Set Piece) که هر یک در نوع خود منحصر به فرد بودند. کار به جایی رسید که شخصیت اصلی بازی (نیتن دریک) را با «ایندیانا جونز» مقایسه و از «آنچارتد» به عنوان مهم ترین اثر اکشن ماجراییِ زمان خودش یاد کردند.




در آن هنگام تیم سازنده مدعی شد که بین 90 تا 100 درصد از قدرت پردازشگر «سل» استفاده کرده است؛ همان پردازشگری که باعث سختی کار ساخت بازی شده بود. اما استودیو «ناتی داگ» از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرد. این استودیو چند ماه پیش قسمت چهارم «آنچارتد» را عرضه کرد و باز هم یک محک گرافیکی جدید (Benchmark) – این بار برای پلی استیشن 4 – به ثبت رساند.






God of War 3




سازنده: Santa Monica Studio




فروش: 5.4 میلیون نسخه (بدون حساب نسخه ریمستر شده)




بررسی تاثیرگذارترین بازی های پلی استیشن 3




«رب النوع جنگ» (God of War) قطعا مشهورترین بازی این فهرست به حساب می آید، یا حداقل برای ما ایرانی ها که اینگونه است. این بازی علاوه بر شهرت جهانی اش در ایران هم طرفداران پرشماری دارد. داستان این سری درباره مبارزی قدرتمند به نام کریتوس است که به عنوان یکی از فرماندهان «آرس» خدای جنگ (خدایان یونانی) خدمت می کند تا این که به دلیل کمک خواستن از خدای جنگ، دچار جنون می شود و همسر و فرزندش را به قتل می رساند.




کریتوس متوجه می شود که این کار حیله از از سمت آرس» و دیگر خدایان بوده و در نهایت طی شماره سوم، تمامی خدایان المپ از جمله زئوس را شکست می دهد. سری «رب النوع جنگ» به دلیل گیم پلی کاملا متفاوت و سریع و گرافیک بی نظیرش به شهرت رسید و قسمت سوم هم اولین نسخه از سری بود که برای پلی استیشن 3 عرضه می شد. به همین علت انتظارها از این بازی به طرز شگفت آوری بالا بود ولی زمانی که اولین تیزر بازی به نمایش درآمد، این عنوان حداقل از منظر تکنیکی به هیچ وجه در سطح و اندازه های نام سری نبود. با این حال، تا زمان عرضه، اکثر مشکلات برطرف شد و God of War 3 خیلی راحت برترین گرافیک زمان بین بازی های کنسولی لقب گرفت.




با وجود داستان نه چندان راضی کننده، گیم پلی جذاب، تمرکز روی مبارزه با باس های عظیم الجثه و مدل های با جزییات از God of War 3 یک اثر متفاوت و باب طبع منتقدان (متوسط نمره 92 از 100) ساخت.






Little Big-Planet




سازنده: Media Molecule




فروش: 4.5 میلیون نسخه






مایکروسافت برای برنده شدن طی نسل هفتم هزینه های هنگفتی متحمل شد و با بسیاری از ناشران بزرگ طرف قرارداد سونی اعم از ژاپنی و غیرژاپنی وارد مذاکره شد. ماحصل این ریخت و پاش ها عرضه بسیاری از بازی های بزرگ برای کنسول مایکروسافت بود که تا پیش از آن در انحصار پلی استیشن 3 بودند.




بازی هایی مثل DMC 4، «نکن 6»، «فاینال فانتزی 13» و حتی GTV IV. توجه ویژه مایکروسافت به ناشران و سازندگان Third party باعث شد تا این شرکت توجه کمتری به استعدادهای داخلی خود داشته باشد؛ موضوعی که در نهایت باعث شکل گیری انحصاری مهم برای برند سونی و پلی استیشن شد. Little Big Planet LBP عنوان پلت فرمر پازل بسیار متفاوتی بود که علاوه بر بخش تک نفره به شدت روی مضامین ساخته شده به وسیله کاربران تاکید داشت. این تمرکز به قدری بود که سونی شعار «بساز، بازی کن، به اشتراک بگذارد» (Create, Play, Share) را برای این بازی برگزید.




ایده اصلی LBP توسط دو سازنده استودیو لاینهد مطرح شد که یکی از زیرمجموعه های قدرتمند مایکروسافت طی نسل هفتم بود که وظیفه ساخت سری «فیبل» را بر عهده داشت. نام این دو سازنده مارک هیلی و دیو اسمیت بود. این دو پس از رد شدن ایده اولیه شان، لاینهد را ترک کردند و اواسط سال 1384/2005 به صورت پنهانی با مدیران سونی وارد مذاکره شدند. طی 3 سال بازی تکمیل و به یکی از عناوین به یادماندنی تاریخ شرکت ژاپنی ثبت شد. این بازی نوآورانه جوایز زیادی دریافت کرد و با متوسط نمره 95 در فهرست برترین بازی های انحصاری نسل هفتم قرار گرفت.






The Last of Us




سازنده: Naughty Dog




فروش: 6 میلیون نسخه






پس از ساخت «آنچارتد 2»، نیل دراکمن و بروس ایترلی به شهرتی باور نکردنی رسیدند. وقتی مشخص شد که کار ساخت «آنچارتد 3» به امی هنینگ و تیم سازنده شماره نخست محول شده است، انتظار برای معرفی بازی جدید این زوج بازی ساز بسیار سخت شد تا اینکه در مراسم VGA سونی از بازی «آخرین ما» (The Last of Us) پرده برداشت.




یک اثر آخرالزمانی و اولین بازی بزرگسالانه داگ پس از سال ها. «آخرین ما» برخلاف دیگر بازی های آخرالزمانی و زامبی محور، روی موجوداتی به نام «کیکرزها» تمرکز داشت؛ موجوداتی که هر چند به زامبی شباهت داشتند اما منبع الهام شان گونه ای قارچ واقعی به نام سر چماقی ها (Cordyceps) است که به مغز شکارش حمله و کنترل حشره را در قالب یک زندگی انگلی به دست می گیرد.




این گونه عجیب و شیوه تهاجمش در مستند «سیاره زمین» (Planet Earth) به نمایش درآمد و دراکمن و استرلی پس از دیدن آن به ساختن بازی با محوریت سرچماقی ها به شدت علاقه مند شدند.




داستان بازی سال ها پس از شیوع این قارچ و نابود شدن حیات زمین دنبال می شد. در دورانی که منابع طبیعی به کمترین میزان خود می رسد و کمبود غذا بیداد می کند، شخصیت اصلی بازی مردی میانسال به نام جوئل بود که در ابتدای بازی دخترش را از دست داد و حالا پس از سال ها ماموریت داشت از یک دختر نوجوان محافظت کند.




شروع این بازی به قدرت جنجالی بود که بسیاری از منتقدان آن را بهترین سرآغاز در تاریخ بازی ها قلمداد کردند. «آخرین ما» از منظر گرافیکی بهترین ساخته پلی استیشن و حتی کنسول های هم نسل بود و در بخش موسیقی هم گوستاوو سانتائولایا آهنگسازی آن را بر عهده گرفت که رکورد بردن دو جایزه اسکار پشت سر هم را در اختیار داشت.


ماهنامه دانشمند

[ad_2]

لینک منبع

مکان هایی جذاب و دیدنی با معماری اسلامی

[ad_1]

مکان هایی جذاب و دیدنی با معماری اسلامی

مسلمانان در سراسر دنیا نه تنها از فرهنگ های بومی گوناگون بهره جسته اند بلکه به بهترین شیوه آنها را با فرهنگ غنی اسلامی آمیخته و آثاری بدیع در حوزه معماری از خود برجای گذاشته اند


مسلمانان در سراسر دنیا نه تنها از فرهنگ های بومی گوناگون بهره جسته اند؛ بلکه به بهترین شیوه آنها را با فرهنگ غنی اسلامی آمیخته و آثاری بدیع در حوزه معماری از خود برجای گذاشته اند. این آثار همچون گوهری درخشان بر تارک تمدن انسانی راهگشای نسل های متمادی در خلق زیبایی و فراهم آوردن مکان های عبادی، عمومی و خصوصی بوده است. حکمت نهفته در این زیبایی ها که ریشه در زیبایی مقدس ازلی و ابدی داشته از لابه لای نقش ها، آجرها و سایر عناصر ساختمانی خودنمایی می کند.




جلوه های نـور




هنگام گذر از خیابان ها و کوچه های قدیمی شهر قاهره گاهی می توان به گذشته های دور سفر کرد. چنانچه در این سفر خستگی راه بر ما غلبه کرد می توان در گوشه ای دنج به نوای خوش عود گوش سپرد و با نوشیدن یک فنجان چای داغ جانی دوباره گرفت و سفر به دوردست های تاریخ را از سرگرفت. اگر در این هنگام در خیابان الازهر گذر کنیم، بد نیست از این هتل بیش از پنج ستاره دیدن کنیم! بیش از پنج قرن پیش و در زمانی که هتل ها را با ستاره های شان طبقه بندی نمی کردند ، کاروانسرای الغوری ساخته شد تا امکاناتی بالا در اختیار مسافران به این شهر بگذارد. کاروانسراها در سراسر کشورهای اسلامی نه تنها در بین راه ها بلکه در داخل و مجاورت شهرها نقش مهمی در توسعه تجارت و انتقال فرهنگ و ارائه خدمات به مسافران و تاجران برعهده داشتند.






در این کاروانسراها امکانات گوناگونی برای مسافران و چهارپایان و همچنین نگاهبانی از بار و بنه بازرگانان فراهم شده بود. این کاروانسرای کهن که به خوبی نگاهداری و مرمّت شده امروزه نقش موزه ای را دارد که عناصر معماری اسلامی زمان خود را به زیبایی تمام در اختیار بازدیدکنندگان قرار می دهد. پنجره های مشبک و بیرون زده از دیوار که از عناصر برجسته معماری اسلامی این دیار در دوران گذشته بوده و همچنین ستون های سنگی و قوس های آن، گوشه هایی از زیبایی های این اقامتگاه را که تعداد ستارگانش یقیناً بیش از پنج بوده در معرض نمایش گذاشته است. نهادهای فرهنگی و دولتی در اینجا به برگزاری نمایشگاه هایی از آثار صنایع دستی مصر و اجراهای سنتی مبادرت ورزیده و حتی در بخشی از آن می توان با آثار هنرمندان معاصر نیز روبه رو شد که ما را به سفر از دوران کهن تا عصر حاضر رهنمون می شود.




مسجد صورتی




منطقه ماگوئیندانائو با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر در منطقه مسلمان نشین کشور فیلیپین مکانی است که فرهنگ غنی اسلامی را همراه با فرهنگ کهن و بومی همچون آمیزه ای جداناشدنی به زیبایی و در جلوه های گوناگون در خود جای داده است. از موسیقی سنتی این منطقه که آمیزه ای از دو فرهنگ مذکور بوده تا آیین ها و برخی از سازه های معماری جلوه گاه این زیبایی هاست، اما آنچه در نگاه نخست توجه بیشتری را به خود جلب می کند، سازه ای منحصر به فرد و بسیار زیباست که عمر چندانی نداشته و در سال 2014 این مرکز، این منطقه را زینت بخشیده است.






مسجد دیماکوئوم نمونه ای ویژه و جذاب از معماری اسلامی بوده که ویژگی برجسته اش رنگ صورتی تندی است که در سراسر آن به کار رفته است. سازندگان این مسجد زیبا، از این رنگ ملایم برای اشاره به فرهنگ تسامح و صلح بین مسلمانان و مسیحیان این منطقه بهره جسته اند. همنشینی سایه تیره و روشن صورتی بین گنبد و نمای ساختمان جذابیت ظاهر مسجد را بیش از پیش به رخ می کشد. در داخل مسجد علاوه بر این سایه و روشن های بدیع، حضور ستون های طلایی رنگ و جلوه ای ویژه به این زیبایی افزوده و مکانی ممتاز برای عبادت و دعا فراهم آورده است.




در فراق یار




نزدیک به 233 کیلومتر از دهلی به سمت جنوب دور می شویم تا به شهر آگرا برسیم. این جاده ای کوتاه با چندین پیچ و خم، شاید در یک صبح مه آلود صحنه ای شگفت انگیز بر ما آشکار سازد. اگر این بخت را داشته باشیم که گنبد سر بر آسمان کشیده تاج محل را از میان مه به تماشا بنشینیم یقیناً به یکی از تجربه های ماندگار زندگی دست یافته ایم. شاه جهان که روزهای پیاپی در اندوه همسر محبوبش ممتاز محل به سوگواری و دوری گزیدن از مردم پرداخت،به ساخت بنایی برای یادبود همسرش فرمان داد .همین فرمان بود که به خلق یکی از زیباترین سازه های معماری تمامی طول تاریخ بشریت انجامید. تاج محل که به درستی همچون تاجی گرانبها و نگینی درخشان بر تارک معماری جهان اسلام و حتی معماری بشری ایستاده، غمی بزرگ را در درون خود نهان دارد.






در زیر گنبد اصلی پیکر شاه جهان نیز در کنار همسرش آرمیده است. چند سال پیش از مرگ، او که روزگاری بر شبه قاره هند حکمرانی می کرد توسط پسرش اورنگ زیب در قلعه ای در همان نزدیکی زندانی شد و شاید هر روز که این بنا را از دور در کنار رود یمنا می نگریست در این آرزو بود که هر چه زودتر به همسرش بپیوندد. در ساخت تاج محل که طرح اصلی آن از زیر دستان هنرمند معماران ایرانی برون آمده، سنگ های مرمر به بهترین شیوه ممکن تزئین یافته اند. در جای جای دیواره ها و بخش های دیگر بنا شاهد به کارگیری ظریف و خلاقانه سنگ های تزئینی و رنگین در میان سنگ های مرمر سفید هستیم که زیبایی و شکوه این بنا را دو چندان می کند. هر سال نزدیک به هشت میلیون جهانگرد از سراسر دنیا از این بنای یگانه دیدن کرده و شاید هر دیداری از هندوستان بدون دیدار از تاج محل کاری ناتمام به حساب آید.




از دیار مغولان




اینجا در مغولستانِ چین که منطقه ای خودمختار در شمال چین و هم مرز با کشور مغولستان است، تاریخ و گذر اقوام گوناگون چهره ای ویژه از خود برجای گذاشته است. پایتخت این منطقه شهر هوهوت است که در حدود سه میلیون نفر جمعیت را در خود جای داده است. بخش قابل توجهی از مردمان این دیار را مسلمانان تشکیل داده که در این ناحیه دورافتاده آداب و مناسک دینی خود را با شور و شوقی مثال زدنی به جای می آورند. در گذر از خیابان های این شهر چشم مان به بنایی عجیب می افتد که هنگام اذان صدایی آشنا از فراز آن به گوش می رسد. با نخستین نگاه به این ساختمان با دیواره های آبی ، سردر ورودی قرمزو سقفی همچون سازه های سنتی شرق آسیا، شاید گمان ببریم که معبدی در اینجا قرار گرفته است.






با کمی دقت با نگاه به قوس های بالای درهای شبستان و مناره ای که در کنار بنا سربرافراشته دچار تردید خواهیم شد. این تردید در نهایت به آنجا می انجامد که در برابرمان مسجدی واقعاً یگانه را می یابیم. آمیزش سنت های معماری پاگوداها یا معابد چینی با رویکردهای اسلامی به شیوه ای بدیع و نادر در اینجا خودنمایی کرده و باعث شده تا مسجد بزرگ هوهوت مکانی خاص باشد. در اطراف این مسجد فروشگاه ها و رستوران های زیادی را می توان یافت که خوراک پاک اسلامی را در خدمت مسلمانان و سایر مشتریان و جهانگردان قرار می دهند. جهانگردان می توانند از این مکان زیبا دیدن کرده و از بالای مناره آن چشم اندازی زیبا از محله و شهر را تجربه کنند.




ایستاده در کوهستان




بیش از هشت سده در میان راهی کوهستانی همچون کوه ایستاده و میراثی گرانبها از ذوق و سلیقه پیشینیان بر اندامش نقش بسته است. برج جام در ولایت غور افغانستان با آجر پخته شده به بلندی 62متر سر بر آسمان ساییده است. بر اندام آن آجرها همچون تار و پود یک بافتنی ظریف به زیبایی هر چه تمام در هم تنیده و در میان آنها خطوطی از کاشی های آبی رنگ، شهادتین و آیه هایی از قرآن کریم را به نمایش گذاشته است.






این مناره بلند که الگویی برای ساخت مناره بلندتر موجود در شهر دهلی با عنوان منار قطب بود، نشانه ای از شکوه و پیروزی اسلام به شمار می آمد. در نگاره ای کهن که به روایت فتح دهلی توسط بابر؛ بنیانگذار دودمان مغولان اعظم یا گورکانیان می پردازد، گذر این فاتح مسلمان از کنار این برج در اوایل سده شانزدهم میلادی به تصویر کشیده شده است. این سازه معماری منحصر به فرد در سال 2002 میلادی از سوی سازمان فرهنگی و هنری ملل متحد به عنوان میراث بشری ثبت شد.




آسمانخراش هایی از خشت




مردمان سرزمین یمن در گذر قرن ها آموخته اند که چگونه با توجه به شرایط اقلیمی و مصالح موجود بهترین راهکار را برای ساخت خانه های شان به اجرا گذارند. این سرزمین کهن سنت معماری گرانبهایی داشته که حفظ و تداوم آن می تواند الهام بخش و آموزنده باشد. در وادی حضرموت در شرق این کشور که منطقه ای بسیار گرم و خشک و پوشیده از بیابان خشک و بی آب و علف بوده قصبه ای به نام شیبام قرارگرفته که به خاطر معماری ویژه اش در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است. در برخی از محافل به این شهر کوچک، منهتن صحرا لقب داده اند که اشاره به منطقه ای پر از آسمانخراش های بلند بدین نام در نیویورک است. این سازه های بلند از خشت ساخته شده و برخی از آنها شامل 10 طبقه است.






از طبقات همکف معمولاً برای نگاهداری آذوقه و سایر نیازمندی ها استفاده شده و واحدهای مسکونی در طبقات بالاتر در نظر گرفته شده اند. در بالاترین طبقه مکانی برای گردهمایی و برگزاری مهمانی و نشست های عمومی تعبیه شده که اصطلاحاً بدان «مجلس» گفته می شود. تمام ساختمان های این شهر از جمله مسجد ، مکان های عمومی و همچنین سازه های مسکونی از خشت خام دست سازی که در آفتاب خشک شده، ساخته شده است. این سنت همچنان ادامه دارد و در گوشه و کنار شهر می توان بناهایی قدیمی را مشاهده کرد که در حال مرمت بوده یا ساختمان هایی نو که به همین شیوه سنتی و با همین مصالح در حال ساخته شدن است. دیواره های ستبر این ساختمان ها و پنجره های کوچک و پوشیده از جداره های چوبی مشبک آن ها، نقش مهمی در خنک نگاه داشتن درون خانه و تهویه هوای درون آن ایفا می کنند. نزدیک بودن این ساختمان های بلند به یکدیگر، عاملی مهم در ایجاد سایه توسط آنها روی هم و همچنین کوچه های میان آنهاست.




شهر- موزه اسلامی




دکتر ماهاتیر محمد؛ نخست وزیر وقت مالزی در این اندیشه بود تا شهری بنا نهد که ویژگی های ناب معماری اسلامی را با سبک های نوین معماری جهانی به زیبایی در هم آمیزد. وقتی از فرودگاه کوالالامپور به شهر می رویم در میان راه و پیش از آن باید شهری تازه تاسیس را پشت سر گذاریم که از سال 1999 میلادی بدین سو مرکز دولت مالزی بوده است. کاخ نخست وزیر و وزارت خانه های گوناگون در این شهر قرار گرفته اند.






بیشتر امور دولتی و رسمی در پوتراجایا انجام می گیرد، ولی آنچه ظاهر این شهر را برجسته می سازد معماری ویژه آن است. خیابان های پهن و ساختمان های چشم نواز همراه با پل ها و مساجد زیبا همگی جلوه های قوه خلاقانه معماران و هنرمندان در این شهر است. یکی از سازه های مشهور این شهر پل پوترا است که الگوی اصلی آن پل خواجو در اصفهان بوده است. بر این پل مسیرهایی برای عبور خودرو، پیاده و مونوریل تعبیه شده و چندین رستوران عالی نیز در آن واقع شده است. از بالای پل که به پایین می نگریم آبی زلال را می بینیم که انعکاسی از پل را به چشمان ما بازمی گرداند و خاطره ای از زاینده رود و پل زیبای خواجو را برای ایرانیان ساکن در سرزمین دور فراهم می آورد.




همچون کندو




معماران مسلمان همواره در کنار استحکام و استواری سازه ها به عناصر تزئینی و آرایه های گوناگون توجه فراوانی داشته اند. این دیدگاه به خلق کاشی ها، مقرنس ها ،نقش ها و طرح های گوناگونی با بهره گیری از مواد و مصالح گوناگون انجامیده است. مقرنس ها همچون خانه های کندوی عسل، گوشه ها و بخش های مختلف ساختمان را آراسته و انتقال از سطحی به سطح دیگر را از زمختی و سادگی درآورده و بدان نرمی و لطافتی خیره کننده بخشیده اند.






خاستگاه این هنر که همچون بیشتر آثار هنری و معماری اسلامی از سرزمین ایران بوده پر است از نمونه های بدیع که الگوهایی بی نظیر در اختیار معماران سایر کشورهای اسلامی در طول تاریخ قرار داده است.یکی از این نمونه های زیبا را می توان بر بالای ایوان مسجد امام در اصفهان مشاهده کرد. معماران سرزمین های اسلامی با استفاده از مصالح گوناگون همچون آجر، گچ، چوب و سنگ مقرنس های خیره کننده ای را خلق کرده که همگی نشان از خلاقیت و ذوق سرشار آنها و اهمیت عنصر تزئین در معماری اسلامی داشته است.




مسجدی دیگر




در حدود سال 1240 میلادی شاهزاده سوندیاتا کیتا که بر یک پادشاهی کوچک در ناحیه ای در شمال کشور آفریقایی کنونی، گینه و جنوب مالی فرمان می راند، مناطقی را در این ناحیه به تصرف خود درآورد و پادشاهی مالی را تاسیس کرد. حاکمان این پادشاهی که نسب خود را به بلال حبشی نخستین موذن اسلام گره می زدند، در سال 1327 میلادی مسجدی را با استفاده از مواد و مصالح محلی ساختند که در نگاه نخست تفاوت زیادی با بیشتر مساجد موجود در جهان اسلام دارد.






این مسجد که با عنوان «مسجد دینجاری بِر» شناخته شده در شهر تیمبوکو در کشور مالی قرار گرفته است. این سازه استثنایی از خشت خام و سنگ نتراشیده ساخته شده است. بر دیواره های این بنا، کاهگل که مصالح آن در این منطقه فراوان بوده به کاررفته است. بر بالای محراب این مسجد گنبدی مخروطی قرار گرفته و در مجموع وقتی به این مسجد می نگریم سازه ای یک رنگ و پوشیده از گِل به رنگ قهوه ای روشن به چشم می آید. در طول سال های متمادی مرمت های گوناگونی روی این مسجد انجام گرفته و در سال 1988 میلادی توسط یونسکو به عنوان یکی از میراث های ماندگار بشری به ثبت رسید.




مربع + دایره




هنر تزئینی اسلامی را با تمام زیبایی ها و شکوه هایش می توان بر پایه گسترش و تکرار دو فرم هندسی بنیادین؛ یعنی مربع و دایره بنا کرد. این شکل های هندسی که در حکمت اسلامی از نوعی زیبایی قداست گونه برخوردار بوده پایه و اساس بسیاری از شکل های تزئینی به کاررفته در سازه های مشهور اسلامی است. این نقوش هندسی دلفریب و مسحورکننده از دیواره های مساجد تا سقف ها و گنبدها و همچنین بر نمای ستون ها و گوشه و کنار سایر بناها به فراوانی قابل مشاهده است. یک نمونه از این کاربرد که اصطلاحاً «ربع الحزب» نام داشته از آمیزش دو مربع ساده با یکدیگر به دست آمده است. بدین ترتیب که یک مربع به اندازه 45 درجه چرخیده و با مربع ثابت تشکیل یک ستاره هشت پر می دهد؛ نمادی که در بسیاری از مساجد به ویژه در هندوستان و شمال آفریقا قابل مشاهده است.






یکی از کاربردهای جالب این نماد اسلامی را می توان در طراحی برج های دوقلوی مشهور پتروناس در کوالالامپور پایتخت کشور اسلامی مالزی مشاهده کرد. در واقع اگر از بالا به این دو برج نگاه کنیم در هر کدام شاهد خواهیم بود که دو مربع به همان شکلی که در بالا توضیح داده شد در هم آمیخته اند. نکته ای که در اینجا نباید فراموش کرد آن است که کاربرد این نقش های زیبای هندسی محدود به سازه های معماری مسلمانان نبوده بلکه روی اشیاء دیگری همچون ظرف ها، فرش ها و سایر صنایع دستی کاربردی و تزئینی نیز نمونه های بی شماری را می توان یافت.




موزه هزار ساله معماری اسلامی




از هنگام برپایی این مسجد در سده های نخست هجری تا هزار سال پس از آن در فراز و نشیب های تاریخ و آمدن و رفتن دودمان های مختلف، گوشه های گوناگونی بدان اضافه شده که سیر شیوه های معماری اسلامی را می توان در جای جای آن مشاهده کرد. مسجد جامع اصفهان که نام موزه هزارساله معماری اسلامی را بر آن نهاده اند نگینی در قلب تپنده فرهنگ ، هنر ، علم و ادب مسلمانان در طول تاریخ است. گنبد نظام الملک، محراب الجایتو ، ایوان ها و کاشیکاری های استادانه این بنا ، همگی آکنده از ذوق، هنر و علم است.






مکانی که این مسجد بر آن ساخته شده حتی در دوران ساسانیان مکانی عبادی بود. سیمای اصلی و کنونی این مسجد مربوط به دوران سلجوقی است، ولی در دوران صفوی تزئینات و اضافاتی چند بر آن اعمال شد. گچبری های به کاررفته در محراب مشهور واقع در مسجد جامع که با عنوان محراب شناخته می شود، یکی از نمونه های نادر و بی نظیر در هنر تزئینی معماری اسلامی به-شمار می آید.




نوری در غرب




در شهر کلن در کشور آلمان در مساحتی بالغ بر 4500 مترمربع مسجدی به شیوه مساجد عثمانی و با آمیزه ای از رویکردهای مدرن در معماری جهان ساخته شده است. دیواره های شیشه ای و دو مناره 55 متری زینت بخش این مسجد بزرگ بوده که گنجایشی حدود چهارهزار نمازگزار را دارد. در این مجموعه علاوه بر مسجد یک بازارچه، کتابخانه و سالن اجتماعات نیز ساخته شده است. تقارن هندسی و کاربرد هوشمندانه قاب های شیشه ای در میان دیواره های بتنی، زیبایی و جذابیت ویژه ای به این بنا بخشیده به ویژه هنگام شب که تابش نور از داخل مسجد به بیرون همچون امواجی رقصان و رو به آسمان حال و هوایی روحانی بدان می بخشد.






معمار سِنان




شهر استانبول و ادرنه در کشور ترکیه دارای مساجدی قدیمی بوده که هویت فرهنگی آنها به میزان گسترده ای به وجود این سازه ها وابسته است. سنان نابغه ای بود که در اواخر سده پانزدهم میلادی چشم به جهان گشود و به زودی فنون معماری را آموخت و خلاقیت استثنایی خود را توانست در مسیر خلق بناهایی شکوهمند در تاریخ معماری جهان اسلام به ثبت رساند. او که در دوران حکمرانی سه سلطان عثمانی؛ یعنی سلطان سلیمان، سلیم دوم و مراد دوم به کار مشغول بود بیش از 300 بنا را در دوران کاریش طراحی و بنا کرد. از جمله این بناها علاوه بر مساجد می توان به بیمارستان، حمام، مدرسه، پل و کاروانسرا اشاره کرد. مسجد سلیمانیه در شهر استانبول که با گنبدهایی بزرگ و کوچک یکی پس از دیگری همچون آبشاری از بالا تا پایین بنا را دربرگرفته است، یکی از آثار این معمار مشهور به شمار می آید.




جلوه های نـور




گنبد اصلی این مسجد53 متر ارتفاع داشته و قطر دهانه اش 5/27 متر است. در زمانی که این گنبد ساخته شد، بلندترین نمونه در امپراتوری عثمانی به شمار می آمد. یکی دیگر از آثار مشهور این معمار در شهر استانبول مسجد شاهزاده است که به دستور سلطان سلیمان به یادبود فرزند درگذشته اش؛ محمد ساخته شد. این مسجد دارای دو مناره بلند است که ارتفاع هرکدام به 55 متر می رسد. امروزه یکی از دانشگاه های مشهور شهر استانبول که به ارائه خدمات تحصیلات تکمیلی در حوزه های مختلف هنری و معماری می پردازد، به یادبود این معمار مشهور با عنوان «دانشگاه معمار سنان» شناخته شده که تاریخ تأسیس آن به سال 1882 میلادی برمی گردد.




بازماندگان




پس از پایان حکومت مسلمانان بر اسپانیا یا همان اندلس در سال 1492، عده ای از مسلمانان اجازه یافتند تا در آنجا باقی بمانند. در میان این مسلمانان که در اصطلاح آن روز «مودِخار» نامیده می شدند، هنرمندان و معمارانی بودند که بعداً به استخدام حاکمان محلی و اعیان و اشراف مسیحی درآمده تا به ساخت و تزئین بناهای قدیمی و جدید مبادرت ورزند. این مسلمانان که میراث دار سنت های هنری و معماری مسلمانان پیش از خود بودند سبکی از خود برجای گذاشتند که امروزه به آن «سبک مودخار» یا «سبک مدجن» گفته می شود. این سبک معماری که آمیزه ای از شیوه های اسلامی و مسیحی بود سازه هایی را از خود برجای گذاشت که نمونه هایی از آن را می توان در کلیساها و کاخ ها مشاهده کرد. در این آثار از تزئینات هندسی در کاشیکاری، آجرکاری و کنده کاری های چوبی و غیره بهره گرفته شده است. در پاره ای از این سازه ها مقرنس های پیچیده و زیبایی در گوشه ها و سقف ها با تابش نور و ایجاد سایه و روشن های پیاپی، فضایی رویایی را به بیننده القاء می کند.


هفته نامه همشهری شش و هفت

[ad_2]

لینک منبع

اشتباهات دکوراسیونی در سالن پذیرایی

[ad_1]

اشتباهات دکوراسیونی در سالن پذیرایی

هنگام بازسازی و تعمیر خانه به تنها چیزی که در دکور تمرکز می کنیم احساسمان است نه اصول دکوراسیون به همین دلیل به آن چیزی که انتظارش را داشتیم نمی رسیم


هنگام بازسازی و تعمیر خانه به تنها چیزی که در دکور تمرکز می کنیم احساسمان است نه اصول دکوراسیون. به همین دلیل به آن چیزی که انتظارش را داشتیم نمی رسیم. در این جا بدونیم به چند نمونه از اشتباهاتی که در دکور سالن پذیرایی مرتکب می شویم اشاره کرده است.




استفاده از تنها یک چراغ سقفی








چراغ ها جو اتاق را می سازند و در روحیه ما نیز تاثیر زیادی دارند. بنابراین تنها یک عدد لوستر سقفی نمی تواند برای سالن پذیرایی کافی و مناسب باشد. نور اتاق را با استفاده از چراغ های دیواری، سقفی، مطالعه و… فراهم کنید.






اندازه فرش ها








فرش های کوچک باعث ایجاد عدم تعادل در سالن می شوند. بنابراین باید فرش مناسبی برای سالن پذیرایی انتخاب کنید. فرش های بزرگ فضای سالن را بزرگ تر نشان می دهند.






مکان نامناسب تلویزیون








بهترین مکان برای تلویزیون دیوار خالی است. تلویزیون را در مقابل پنجره یا نزدیک پنجره قرار ندهید. زیرا هم برای بینایی شما مضر است و هم باعث می شود تصاویر را درست و واضح نبینید.فاصله بین تلویزیون و مبل ها بستگی به اندازه صفحه تلویزیون دارد.






دست کم گرفتن قدرت کوسن ها




اشتباهات دکوراسیون در سالن پذیرایی




کوسن ها جو آرام بخشی در سالن ایجاد می کنند. هنگام انتخاب کوسن ها باید بافت و رنگ آن ها با مبل هایی که دارید متناسب باشد. اگر پارچه مبل ها مخملی باشد پارچه های کتانی و نخی استفاده نکنید. برای مبل های کوچک کوسن های کوچک و برای مبل های بزرگ بالش ها و کوسن های بزرگ استفاده کنید.






چسباندن مبل ها به دیوار








این قانون برای اتاق ها و سالن های بزرگ کارایی دارد. اگر می توانید مبل ها را با فاصله از دیوار بچینید حتما این کار را انجام دهید. زیرا فضای سالن بزرگ تر و آرام بخش تر می شود. وقتی سالن بزرگ باشد و مبل ها را پشت به دیوار قرار دهید بیشتر شبیه سالن رقص می شود تا سالن پذیرایی.






مبلمان تیره برای سالن های سقف کوتاه








اگر در اتاق های سقف کوتاه مبلمان تیره بچینید سقف کوتاه تر نشان داده می شود. پس بهتر است از مبل های جمع و جور و رنگ خنثی برای این اتاق ها استفاده کنید.






مبلمان را بر طبق دیزاین اتاق انتخاب کنید نه بر طبق سلیقه شخصی








وقتی یک مبل ظاهر خوبی داشته باشد به این معنی نیست که حتما برای خانه شما مناسب است. هنگام انتخاب مبل ها برای این که مطمئن شوید درخور شما هستند حتما آن را امتحان کنید.






مبلمان قدیمی و از مد افتاده








مبل ها نیز مثل لباس ها تابع مد هستند. مبل های بزرگ و حجیم دسته دار مدت هاست که از مد افتاده است. اکنون زمان مبل های صاف و گوشه دار است. البته می توانید مبل سنتی نیز استفاده کنید اما از رنگ های مدرن برای آن به کار ببرید.






جای قاب عکس ها








بهترین ارتفاع برای نصب قاب عکس ها با فاصله ۱۵۳ سانتیمتر از کف سالن است. اگر تعداد قاب عکس های تان زیاد است به جای این که هر کدام را در یک گوشه از سالن نصب کنید همه آن ها را یک جا در کنار هم قرار دهید.






مبلمان بزرگ








بزرگ ترین اشتباه در دکور سالن پذیرایی متناسب نبودن اندازه مبل ها با اندازه اتاق است. وقتی برای سالن کوچک مبل های بزرگ به خصوص کاناپه بزرگ استفاده کنید اندازه اتاق کوچک تر نشان داده می شود. از کاناپه های بزرگ برای سالن های بزرگ استفاده کنید. برای سالن های کوچک یک عدد مبل دو نفره و دو عدد صندلی راحتی قرار دهید.






نادیده گرفتن کارایی اتاق








اگر اتاق مستطیل شکل است می توانید آن را با استفاده از قفسه ها اصلاح کنید. اتاق های مربع امتیاز بیشتری دارند و بیشتر می توان تعادل را در آن اتاق ها حفظ کرد.






ایده های منطقه بندی در اتاق ها:




اتاق نشیمن و اتاق خواب: اتاق خواب همیشه به پنجره نزدیک تر است چون اتاق استراحت باید از در ورودی خانه کمی دور باشد.




اتاق نشیمن و آشپزخانه: می توانید این منطقه بندی را خودتان انتخاب کنید. اما با این حال بهتر است آشپزخانه به پنجره نزدیک تر باشد تا محیطی آرام بخش و پر نور برای آشپزی ایجاد کند.




اتاق نشیمن و سالن غذاخوری: در این دو اتاق باید به اندازه کافی فضا وجود داشته باشد.




اتاق نشیمن و اتاق کار: اتاق کار می تواند فقط یک گوشه از خانه را بگیرد. آن چه مهم است میزان نور مناسب برای این اتاق است.






گلدان های کوچک








به جای چند عدد گلدان کوچک بهتر است فقط یک گلدان بزرگ در کنار پنجره قرار دهید. با این کار سالن بزرگ و تر و آرام بخش تر می شود.






رو مبلی های قدیمی








رو مبلی ها در دکور کل اتاق تاثیر بسزایی دارند و می توانند اتاق را شیک و مدرن نشان دهند. البته می توانید آن ها را بر اساس فصل یا روحیات خودتان نیز انتخاب کنید.






دکور تک سبکی








اگر ترجیح می دهید که تنها از یک سبک خاص در سالن استفاده کنید و کوچک ترین چیزی بر خلاف آن در اتاق وجود نداشته باشد، سالن بیشتر به سبک قدیمی و کهنه در می آید. سعی کنید سبک های مختلف را با هم ترکیب کنید تا یک سالن پذیرایی سرگرم کننده و ابتکاری بسازید به قدری که هیچوقت دوست ندارید اتاق را ترک کنید.






پرده ها








در انتخاب و نصب پرده ها نیز باید خیلی مراقب باشید. تا جایی که امکانش هست ارتفاع پرده ها را بلند و پهنای آن را زیاد در نظر بگیرید تا سقف بلندتر و فضای اتاق بزرگ تر نشان داده شود. پرده باید از لوازم دیگر سالن ساده تر و روشن تر باشد.


وب سایت بدونیم

[ad_2]

لینک منبع

شهرداد روحانی: هیچ وقت خودم را جدی نگرفتم

[ad_1]

شهرداد روحانی هیچ وقت خودم را جدی نگرفتم

شهرداد روحانی سال هاست که از معرفی کردن معاف شده است محبوبیت او و لبخند پرانرژی و بزرگش باعث شده چنان جایگاه خوبی در میان مردم داشته باشد که از کوچک و بزرگ طرفدار او باشند


شهرداد روحانی سال هاست که از معرفی کردن معاف شده است. محبوبیت او و لبخند پرانرژی و بزرگش باعث شده چنان جایگاه خوبی در میان مردم داشته باشد که از کوچک و بزرگ طرفدار او باشند. انتخاب او در مسند رهبر ثابت ارکستر سمفونیک تهران، قطعا به جز تبحر او در کار رهبری ارکستر، معطوف به این انرژی بی پایان و شوری است که در اجرای آثار به خرج می دهد.




امسال و در جشنواره سی ودوم موسیقی فجر، روحانی دو اجرا را به صحنه برد؛ اول با ارکستر سمفونیک تهران که در آن قطعاتی دشوار از جمله پوئم سمفونی «سرزمین دلاوران» را اجرا کرد و بعد از آن همکاری با ارکستر «پوچینی» ایتالیا که در آن دو رهبر میهمان هم حضور داشتند. روحانی که پیوسته به همکاری ها و فعالیت های بین المللی اش شهره بوده است، در همین اندک زمانی هم که رهبری ارکستر سمفونیک تهران را به دست گرفته، تلاش کرده تا این ارکستر را هم از محدوده اجراهای داخلی خارج کند تا بتواند در کشورهای دیگر هم فعالیت های بین المللی داشته باشد و به اجرای قطعات بپردازد. با او درباره حال واحوال این روزهای ارکستر سمفونیک تهران بعد از تمامی حواشی ای که بعد از رفتن رهبر پیشین به وجود آمده بود به گفت وگو نشسته ایم.








چه شد که باب همکاری های بین المللی ارکستر سمفونیک تهران را با همکاری با ارکستر ایتالیا گشودید؟




یکی از مهم ترین اهدافی که بعد از پذیرفتن رهبری ارکستر سمفونیک تهران به آن توجه کردم، مراوده فرهنگی با هنرمندان و گروه های بین المللی بود که به زعم من می تواند نقش تعیین کننده ای در جریان معرفی ارکستر سمفونیک تهران به دنیا داشته باشد. بنده در این مدت حتی با نوازنده های ایرانی مقیم خارج از کشور نیز در ارتباط بوده و خواهان همکاری تعدادی از آنها برای حضور در مجموعه ارکستر سمفونیک تهران شدم، به طوری که در همین کنسرت مشترک ما با ارکستر فستیوال پوچینی ایتالیا، خانم نسیم سعد، از نوازندگان مطرح ویلن سل که در این سال ها در خارج از کشور زندگی می کند، به عنوان تک نواز قطعه «باغ ایرانی» همراه ما بود.




چقدر امیدوار به تکرار این نوع همکاری ها هستید؟




خوشبختانه در همین مدت کمی که از جریان تمرین ها می گذشت، فضای بسیار خوبی به وجود آمده که امیدوارم استمرار پیدا کند و گروه ایرانی هم بتواند در کشور ایتالیا با این ارکستر کنسرت بدهد. فضا به گونه ای است که گروه ایتالیایی بسیار خوب از همکاران ایرانی خود حرف می زدند و می توانم بگویم آنها انتظار چنین کیفیتی را از ارکستر ما نداشتند که همین افتخار بزرگی برای ارکستر سمفونیک تهران است.




اوضاع ارکستر سمفونیک این روزها خارج از فضای جشنواره ای و بعد از آمدن شما به عنوان رهبر ثابت چطور و در چه حالی است؟




از وقتی که مسئولیت ارکستر سمفونیک را برعهده گرفتم، فعالیت ها بهتر شده و جو ارکستر بسیار خوب و حرفه ای است. طبق برنامه ریزی ای که تا آخر سال داریم، هر ماه حداقل چند شب برنامه ارکستر سمفونیک اجرا می شود که از این بابت خیلی خوشحالم. همیشه سعی داشتم از نوازنده های ایرانی به عنوان سولیست استفاده کنم، به خصوص نوازنده های ارکستر سمفونیک تهران و در چند برنامه گذشته ای که داشتم، با یک پیانیست جوان و بسیار خوب ایرانی به اسم امیرمهیار مرادی اجرا کردیم که این قطعه را بسیار خوب اجرا کرد. در کنسرت های قبلی، کنسرتو ویلن خاچاطوریان را برای اولین بار با سولیستی امین غفاری اجرا کردیم که ایشان از نوازنده های بسیار خوب ویلن هستند.




در ماه آذر هم، تصمیم گرفتم از دو نوازنده ارکستر سمفونیک تهران به نام مونیکالران و علیرضا چهره قانی به عنوان سولیست دعوت کنم که این دو عزیز، قطعه کنسرتو ویلن باخ در «رِ مینور» را که برای دو ویلن نوشته، اجرا کنند. البته چندوقت پیش سر تمرین ارکستر سمفونیک به همه اعضا این پیشنهاد را دادم که اگر احساس می کنند برای اجرای روی صحنه به عنوان سولیست آمادگی دارند از این کار استقبال می کنم.






به تازگی در مصاحبه ای اعلام کرده بودید که از نوازنده های ایرانی خیلی راضی هستید و احساس نیاز نمی کنید که از خارج نوازنده بیاورید.




در آن مصاحبه از من سؤال شده بود که آیا می خواهم سولیست یا نوازنده خارجی به ارکستر اضافه کنم یا نه. طبیعتا من محدودیت هایی دارم و در درجه اول با محدودیت بودجه ارکستر مواجهم. اگر قرار باشد یک سولیست غیرایرانی دعوت کنیم، هزینه رفت وبرگشت، اقامت و دستمزدش به اندازه ای می شود که می توانیم این میزان دستمزد را به چند نوازنده ایرانی پرداخت کنیم که در ایران فعالیت می کنند.




صرفا هدفم این نیست که با ارکستر تمرین و یک کنسرت برگزار کنم؛ من یک هدف درازمدت دارم که نوازنده خوب و حرفه ای تربیت شود. چون سال ها زمان می برد تا یک نوازنده حرفه ای به سطحی برسد که بتواند در ارکستر سمفونیک کشورش فعالیت کند. دادن چنین موقعیت هایی به نوازنده ها که بتوانند به عنوان سولیست فعالیت کنند به ندرت پیش می آید. این تجربه می تواند برای تربیت یک نوازنده بسیار خوب و مؤثر باشد.




این پاسخ من به آن سؤال مصاحبه کننده بود؛ ولی دلیل نمی شود این موقعیت را نداشته باشیم که از یک سولیست خوب و حرفه ای خارجی دعوت کنیم و حتما این اتفاق می افتد، ولی از این بابت نگرانی ندارم که به دلیل کمبودها کارم لنگ بماند. با فعالیت و تلاش بیشتر می توانیم سطح نوازنده های ایران را بالا ببریم که این کار نیازمند زمان کافی و تعلیم بیشتر است.




درواقع خیالتان از بابت کیفیت کار نوازنده های ایرانی راحت است.




صد درصد نیست، ولی تا یک مقداری این طور است. متأسفانه نسبت به جمعیت کشورمان، موزیسین حرفه ای بسیار کم داریم. در شهری مثل تهران با ١٢، ١٣میلیون جمعیت، اگر بخواهیم خیلی خوش بینانه نگاه کنیم، درنهایت صد نفر نوازنده حرفه ای و خوب داریم. البته من درباره ارکستر سمفونیک صحبت می کنم و این آمار در مورد نوازنده های سازهای ایرانی صدق نمی کند.




این آمار برای نوازنده ارکستر سمفونی بسیار کم است و ما داریم در این زمینه فعالیت می کنیم. امیدوارم زمانی برسد که این قدر به اندازه کافی نوازنده خوب داشته باشیم تا بتوانیم ١٠ ارکستر سمفونیک در کشور داشته باشیم.




اتفاقا چشم انداز بسیار خوبی است. حتما به یاد دارید روزهایی که خودتان شاگرد بودید؛ البته استادهای بسیار بزرگی داشتید، از هنری مانچینی گرفته تا آقای محمدتقی مسعودیه از استادان موسیقی ایران. اما در دوره شما یا حتی بعد از شما، نوازنده ها و خواننده های جدی در مقایسه با نسل جدید خیلی بیشتر بودند. فکر می کنید دلیلش چیست؟




وقتی در هنرستان ملی موسیقی تحصیل می کردم استادهای بسیار خوبی داشتم؛ هم استادهای خارجی و هم استادهای ایرانی. در آن دوره دولت از هنر حرفه ای پشتیبانی می کرد و اگر به عقب برگردید، می بینید خیلی از هنرمندان عزیزی که الان فعال هستند و زحمت می کشند در آن دوره تحصیل می کردند و اغلب با من هم دوره بودند. همه اینها باعث شده بود سطح موسیقی علمی در کشور بالا باشد. وقتی از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شدم برای ادامه تحصیل به اتریش و آکادمی موسیقی وین رفتم.




برای آهنگ سازی و رهبری ارکستر باید یک دوره هشت ساله را می گذراندم و مجبور بودم تعدادی از درس ها را دوباره و طی چهار سال تکرار کنم. وقتی به آنها گفتم من این درس ها را در ایران گذرانده ام، گفتند برای ما مهم نیست کجا گذرانده باشی، ما یک امتحان ورودی از شما می گیریم و اگر واقعا اینها را بدانی لازم نیست تکرار کنی. حدود چهار یا پنج درس مختلف مثل هارمونی، سلفژ، کنتراپوان و… که در ایران خوانده بودم را امتحان دادم و از تکرارش معاف شدم. البته علاقه مندی کسی که شاگردی می کند هم شرط مهمی است. وقتی خودتان علاقه مندید باید بیشتر به دنبال یادگیری بروید و صرفا انتظار نداشته باشید با فارغ التحصیل شدن از هنرستان یک موزیسین کامل شوید.




حتی در اتریش و آمریکا هم این گونه نیست؛ خود شاگرد باید کارهای اضافه انجام بدهد تا بتواند یک سروگردن از بقیه بالاتر باشد. زمانی که در ایران درس می خواندم سطح موسیقی بالاتر بود و کسانی که در آن زمان تحصیل می کردند خوش بختانه هنوز فعالند و باعث خوشحالی است که این روند ادامه دارد.








شاید هم جای نگرانی است.




البته از خیلی جهات باعث نگرانی است، ولی از این بابت خوشحالم که این عزیزان هستند و همچنان فعالند.




نگرانی از این بابت است که اگر این نسل از بین برود، در نسل جدید نوازنده ها، کجا می شود این هنر جدی را پیدا کرد و این نسل را ادامه داد؟




نگرانی بجایی است. موسیقی در حقیقت علمی است که باید یاد گرفت. اگر پشتیبانی و حمایت دولت در مورد کارهای علمی وجود نداشته باشد، پیشرفتی که لازم است، طبیعتا انجام نمی شود. درنتیجه حرکت کند می شود و نسل ها می گذرد تا یک نفر بتواند برای پیشرفت موسیقی مملکتش مثمر ثمر باشد. یکی از دلایل برگشتم به مملکت عزیزم این است که بتوانم مثمر ثمر باشم و تجربه ای که کسب کرده ام را منتقل کنم. تصمیم گرفتم بیشتر وقتم را در کشورم بگذرانم و با جوان ها کار کنم تا شاید بتوانم یک جای کار را بگیرم.




در مدتی که در ایران حضور داشتید یا سال هایی که به ایران رفت وآمد داشتید پیش آمده که بخواهید روی افراد بیشتری سرمایه گذاری کنید یا به صورت خاص تربیت شان کنید؟




چون بیشتر فعالیتم با ارکستر سمفونی تهران بود، توانسته ام سولیست هایی را کشف کنم. این افراد خیلی شناخته شده نبودند و سعی کردم یک مقدار با آنها کار و معرفی شان کنم. همین مسائل باعث شد این افراد بیشتر شناخته شوند و حتی عده بیشتری تشویق شوند.




جوان ها وقتی می بینند یکی از همسن هایشان این قدر موفق است و قطعه ای جهانی را به خوبی اجرا می کند، طبیعتا به فکر می افتند خودشان هم ممکن است بتوانند به این مرحله برسند. همین حرکت های کوچک شاید بتواند در درازمدت مؤثر باشد. من به حدود ٧٠، ٨٠ نوازنده تعلیم می دهم و با تعالیمی که می بینند، می توانند در ارکستر سمفونی کشورهای دیگر هم به فعالیت ادامه بدهند.




فکر می کنید دلیل سهل گیری در مورد نوازنده های نسل متأخر چیست؟




غیر از استعدادی که هنرجو باید داشته باشد، وقتی آموزش موسیقی با علم همراه می شود کامل می شود. منظورم از علم داشتن، لزوما مدرک و تحصیلات آکادمیک نیست. در این دوره این قدر امکانات زیاد شده که از طرق مختلف می توان علم موسیقی را بالا برد. من به عنوان یک آهنگ ساز و رهبر ارکستر، بالاترین مدارک علمی دنیا را دارم اما اصلا برایم مهم نیست و با آنها هم شناخته نمی شوم. اگر آهنگ سازم، آثارم گویای توانایی من است و اگر رهبر ارکسترم، نتیجه کارم گویای این توانایی است. باید افرادی وجود داشته باشند تا بتوانند این علم و تجربه را منتقل کنند، اما متأسفانه این افراد بسیار کم هستند.




شما بهتر از هرکسی می دانید ارکستر سمفونیک تهران را در چه شرایطی تحویل گرفتید. دلایل این اوضاع وخیم چیست؟




تنها یک دلیل ندارد. شاید به کسانی که با ارکستر کار می کنند، برگردد. افراد مختلف هدف های مختلفی دارند و من نمی توانم درباره هدف های دیگران صحبت کنم، اما هدفم این است بتوانم دانش و تجربه ام را به نسل جوان منتقل کنم و با کمک همکارانم بتوانیم سطح علمی موسیقی کشور را بالا ببریم. یکی از اهدافی که همیشه دنبال کرده ام، این است که از اجراها فیلم برداری شود و برای معرفی ارکستر سمفونیک تهران منتشر شود؛ تا هم به ایرانیان و هم به غیرایرانیان، معرفی شوند. در کشور ما در این زمان، چنین فعالیت هایی انجام می شود.




این کار چند حسن دارد؛ یکی اینکه استعدادهای جوان کشور عزیز ما به غیرایرانی ها معرفی می شود و متوجه می شوند این جوان ها می توانند آثار نوابغ بزرگ دنیا را که در کشورهای پیشرفته دنیا هم اجرا می شوند، هم زمان در ایران و با کیفیتی پذیرفتنی اجرا کنند. البته من این ارکستر را اصلا با ارکستر فیلارمونیک وین، برلین و… مقایسه نمی کنم؛ چون اصلا نمی توان آنها را قیاس کرد؛ اما برای یک کشور آسیایی مانند ایران که موسیقی اش اصلا از طرف دولت حمایت نمی شود، اجرایی پذیرفتنی است و کار در سطح بالایی عرضه می شود. زمانی که به عنوان رهبر ارکستر میهمان به ایران می آمدم، چند سی دی صوتی و تصویری ضبط کردیم که در دسترس است. از زمانی هم که مسئولیت ارکستر سمفونیک را بر عهده گرفتم، اولین برنامه ام ضبط صوتی و تصویری اجراها بود. بااینکه اجراها خالی از اشکال نیست؛ اما اجراهای ضبط شده را در هر جای دنیا می توانم با افتخار نشان بدهم و سرم را بالا بگیرم.




در آخرین سی دی که قرار است به زودی منتشر شود، آثار استاد حسین دهلوی را اجرا کرده ایم. جالب است به شما بگویم قسمت کوچکی که به عنوان بونوس در این مجموعه گذاشته ایم، آخرین اجرای زنده استاد مصطفی کمال پورتراب در تالار وحدت است که ایشان پیانو زده اند. متأسفانه ایشان چند هفته بعد از این اجرا از دنیا رفتند و این فیلم به عنوان یک یادگاری در این مجموعه قرار گرفت.








رهبرهایی که قبل از شما با ارکستر کار می کردند هم احتمالا برنامه ها و اهداف خاصی داشتند، ولی ارکستر سمفونیک تهران هیچ وقت نتوانسته پایبند به اهدافی باشد که تعریف کرده. تا ارکستر آمده جان بگیرد، یا نوازنده ها عوض شده اند یا رهبر ارکستر یا حقوق به تعویق افتاده و… . داستان ها و حواشی این قضیه این قدر زیاد بوده که همه چیز دگرگون شده است. برنامه و فکر شما برای آینده چیست و چه قدر می توانید به قول وقرارها دل خوش کنید؟




مسئله اصلا دلخوشی یا نگرانی من نیست؛ من کار خودم را انجام می دهم. اگر هدف درست باشد، کار خوب پیش می رود. من همیشه نگران آینده موسیقی کشورم بوده ام. همیشه خودم را جزئی از اعضای ارکستر دیده و بالاتر نمی بینم. مسئولیت من رهبری ارکستر است و در حقیقت مسئولیت اصلی است. اگر اجرای یکی از برنامه ها ضعیف باشد، به من برمی گردد؛ چون باید در تمرین ها طوری ارکستر را آماده می کردم که ضعف ها برطرف شود. ولی بااین حال، خودم را عضوی از این گروه می دانم. گاهی دیده شده کسانی که رهبری ارکستر را بر عهده دارند، فاصله شان را با نوازنده ها خیلی زیاد می بینند؛ به نظرم مشکل ازاینجا آغاز می شود. من از حاشیه های ارکستر تهران اطلاع دقیقی ندارم و آن را فقط در مطبوعات دنبال کرده ام؛ اما در این ١٢، ١٣ سالی که با ارکستر سمفونیک تهران کار می کنم، هیچ یک از این مشکلات و مسائل را احساس نکرده ام.




در این چند ماه هم که به طور ثابت این مسئولیت را بر عهده گرفته ام، مسئله خاصی احساس نکرده ام؛ اگر هم مسئله ای وجود دارد، مسائلی است که در همه ارکسترهای دیگر هم با آن برخورد کرده ام. در ارکستر سمفونیک با ٧٠ الی صد هنرمند که هر کدام شخصیت خاصی دارند، طرفیم. به نظرم اینکه رهبر ارکستر فقط قطعه را خوب بشناسد و دستش را خوب تکان بدهد، کافی نیست؛ به خیلی مسائل از جمله مسائل روانی هم باید توجه کند. کافی است دو نفر نخاله بین اعضای ارکستر باشند، همین باعث می شود جو به هم بریزد. موزیسین ها در پنج دقیقه می فهمند باید به رهبر ارکستر احترام گذاشت یا نه؛ نه برای اخلاق خوبش، بلکه برای معلومات بیشتر او و اینکه کارش را به بهترین نحو انجام می دهد. وقتی به این مرحله برسند، بلافاصله موزیسین ها در مشت شما هستند.




فکر می کنم یکی از دلایلی که هیچ مشکلی ایجاد نشده، این است که شما هیچ وقت اهل حاشیه نبوده اید.




بله و علت اینکه اهل حاشیه نبوده ام، این است که هیچ وقت خودم را جدی نگرفتم؛ چون همه ما در یک کشتی هستیم و هدف مان این است کشوری سربلند داشته باشیم و وقتی اسم ایران گفته می شود، از آن به نیکی یاد شود. البته حاشیه ها و مشکلاتی هم وجود دارد؛ ولی چون جو، حرفه ای و همراه با احترام متقابل است، کارها خیلی خوب پیش می رود. هیچ کاری بدون مشکل نیست، به ویژه در شرایطی که ما هستیم و کمبودهایی که داریم؛ اما همه یکی یکی برطرف می شود. همین که در این راه جلو می رویم و مشکلات مان حل می شود، باید قدردان باشیم. باید صبر داشته باشیم تا باقی مشکلات نیز حل شوند.




اجراهای اخیرتان چه ویژگی هایی داشتند؟




چندین قطعه برای اولین بار در این ماه ها اجرا شد که ارکستر سمفونیک تهران این قطعات را در گذشته اجرا نکرده بود؛ مثلا سمفونی ٩ دورژاک بارها از سوی رهبران مختلف اجرا شده بود و تکرارش دیگر لزومی نداشت. البته موسیقی کلاسیک در کشور ما پیشینه ای مانند کشورهای اروپایی و آمریکا ندارد، در نتیجه باید مردم را با موسیقی کلاسیک آشنا کرد تا موسیقی علمی پیشرفت کند. نوابغ بزرگ دنیا مانند موتزارت، بتهوون، چایکوفسکی و… به یک ملت تعلق ندارند، به همه دنیا متعلق اند؛ چون هنرشان فراتر از مرزهای کشورهاست؛ بنابراین مردم ما هم باید با این آثار بزرگ هنری آشنا شوند.




یکی از وظایف مهمی که رهبر ارکستر باید به آن توجه کند، انتخاب قطعات است. معمولا وقتی قطعه ای را برای برنامه ای در نظر می گیرم، چند هدف دارم؛ یکی اینکه بتواند در پیشرفت تکنیکی ارکستر و اجرای آن مؤثر باشد و هم اینکه مردم عادی علاقه مند به موسیقی را ترغیب کند تا برنامه های بیشتری ببینند. جامعه ای که با هنر آشنا باشد طبیعتا جامعه بهتری است.




در انتخاب قطعات، قطعا موزیسین ها را هم در نظر می گیرم ولی فقط برای آنها انتخاب نمی کنم. این طرز فکر نشان داده موفق بوده. چون به محض اینکه اعلام می کنیم ارکستر سمفونیک در این تاریخ اجرا دارد مردم استقبال می کنند و بلیت ها سریع فروخته می شود. گاهی استقبال این قدر زیاد است که حتی گاهی مجبور می شویم برنامه ها را تکرار کنیم. در جشنواره موسیقی فجر هم به همراه ارکستر پوچینی ایتالیا، قطعه «ویلیام تل اورتور» اثر جاکومو روسینی همین طور «باغ ایرانی» با حضور نسیم سعد به عنوان سولیست را اجرا کردیم. علاوه بر اینها «کاپریس ایتالیایی» اثر پیتر ایلچ چایکوفسکی هم قطعه مهمی بود که دیدید مورد توجه حضار قرار گرفت.








شما در دانشگاه UCLA موسیقی فیلم خوانده اید، در حالی که در ایران به ندرت موزیسین هایی داریم که در رشته موسیقی فیلم تحصیل کرده باشند. دلیلش چیست؟




از کودکی خیلی به موسیقی فیلم علاقه داشتم. ولی درعین حال می دانستم باید سواد این کار را داشته باشم. حتی در وین هم که در رشته موسیقی کلاسیک تحصیل می کردم دنبال این بودم که هم زمان درس موسیقی فیلم بخوانم، ولی آن زمان این امکان وجود نداشت. الان موسیقی فیلم این قدر جا باز کرده که در چند کشور تدریس می شود. زمانی که من تحصیل می کردم ارکسترهای خوب اروپایی هیچ وقت موسیقی فیلم اجرا نمی کردند و آن را یک درجه پایین تر از موسیقی کلاسیک می دانستند که بعدا معلوم شد اشتباه می کردند.




چون اکثر کسانی که در موسیقی فیلم موفق بودند تحصیلات موسیقی کلاسیک داشتند و آثاری در این زمینه نوشته اند. مثل اریک ولفگانگ کورنگلد که آهنگ ساز وینی بود و در ١٢سالگی اپرا نوشته بود. بعد از سال ها نوشتن سمفونی و اپرا در اواخر عمرش به آمریکا مهاجرت کرد و موسیقی فیلم نوشت. من از اول این علاقه را داشتم و وقتی درسم تمام شد به آمریکا رفتم. البته الان ارکستر فیلارمونیک وین هر سال موسیقی فیلم اجرا می کند. یک شب موسیقی دارند که در یک فضای باز ٣٠ هزار نفر به دیدن آن می نشینند و آثاری از جان ویلیامز، کورنگلد و… را اجرا می کنند. ارکستر فیلارمونیک برلین حتی موسیقی فیلم ضبط می کند.




این نشان می دهد موسیقی فیلم، نزدیک ترین موسیقی به موسیقی کلاسیک است. موزیسین ها نه تنها این قطعات را با علاقه اجرا می کنند، بلکه متقاضیان زیادی هم دارد. من در دانشگاه UCLA با استادان بزرگی مانند جان ویلیامز و هنری مانچینی کار کردم و آنجا بهترین مرکز برای یادگیری موسیقی فیلم بود.




برای ارکستر سمفونیک تهران هم یک بار شب موسیقی فیلم برگزار کردید؟




بله، استقبال زیادی شد و الان هم مرتب از من می خواهند. اگر در آینده موقعیت مناسبی باشد حتما این برنامه را اجرا خواهم کرد.




با وجود این همه علاقه چرا هیچ وقت آهنگ ساز موسیقی فیلم نبودید؟




باید پروژه ای از لحاظ هنری راضی ام کند تا بتوانم اثری خلق کنم و هنوز پیش نیامده. احساس کردم نمی توانم دلم را برای کاری بگذارم. البته یکی، دو پروژه کوچک انیمیشن در ایران کار کرده ام که خیلی هم عالی شد. حتی یک کار کوتاه را هم با ارکستر سمفونیک لندن ضبط کردم. کاری بود به اسم نمکی و دیو که قرار بود یک فیلم بلند سینمایی شود و کار باارزشی بود.




نمونه کوچکی از کارهای دیزنی بود، اما با داستان و کاراکترهای ایرانی. اول قرار بود یک تیزر ساخته شود و شخصیت ها معرفی شوند. با اینکه داستان قطع شده بود و قطعاتی از آن بود اما موسیقی توانست آنها را به هم وصل کند و به نظرم کار بسیار جذابی شد. اما بعدا این عزیزان مشکلاتی با هم پیدا کردند و نتوانستند این فیلم را ادامه دهند. اگر پروژه مناسبی پیش بیاید و از جنبه هنری توجهم را جلب کند، قطعا کار می کنم.

[ad_2]

لینک منبع

کلش، بازی زیر دیپلم هاست!

[ad_1]

کلش, بازی زیر دیپلم هاست

تا چند سال پیش شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد که روزی یک بازی موبایل برای سازنده آن میلیون ها یورو در آمد داشته باشد اما حالا بازی محبوب این روزها یعنی کلش آف کلنز Clash Of Clans برای شرکت سازنده آن, سوپرسل تاکنون 4 2 میلیارد یورو درآمد داشته است


تا چند سال پیش شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد که روزی یک بازی موبایل برای سازنده آن میلیون ها یورو در آمد داشته باشد. اما حالا بازی محبوب این روزها یعنی کلش آف کلنز (Clash Of Clans) برای شرکت سازنده آن، سوپرسل تاکنون 4.2 میلیارد یورو درآمد داشته است! برای درک بهتر این میزان درآمد داستان زمانی جالب تر می شود که بدانید، کمپانی سازنده بازی کلش آف کلنز، سوپرسل در کشور خود به بزرگترین کمپانی پول ساز فنلاند تبدیل شده است. این در حالی است که در بیشتر کشورها این عنوان متعلق به بانک ها و موسسات بیمه است اما با توجه به درآمد بین المللی سوپرسل، حالا عنوان پردرآمدترین شرکت فنلاند نصیب این شرکت شده است.




به نظر می رسد شرکت سوپرسل توانسته تاج پادشاهی را از شرکت King، سازنده بازی محبوب Candy Crush، تصاحب کند. شرکت King در سال گذشته اعلام کرد که توانسته به درآمدی 3.2 میلیارد دلاری برسد و 633 هزار دلار در روز کسب کند.








بازی Clash of Clans اولین بار در 2 آگوست سال 2012 برای سیستم عامل iOS وارد بازار بازی های شد. سپس بعد از یک سال در 30 سپتامبر 2013 برای سیستم عامل Android منتشر شد، در ابتدا این بازی فقط برای کشورهای کانادا و فنلاند قابل دسترس بود اما در 7 اکتبر سال 2013 این بازی در اکثر اپ استورهای بین المللی منتشر شد. پس از انتشار بازی سوپرسل با استراتژی به روزرسانی های پیاپی و تغییرات توانست باعث جذابیت و بهتر شدن این بازی برای کاربران خود شود؛ عموما این به روزرسانی ها به صورت ماهانه انجام می شود.




آمارهای منتشرشده در جهان و ایران




از نظر جهانی نزدیک به 30 میلیون نفر از جمعیت جهان در حال استفاده از بازی clash of clans هستند اما اگر بخواهیم درباره میزان کاربران این بازی در ایران آمار دقیقی بدهیم، با توجه به تحقیقات انجام شده؛ نزدیک به 6 میلیون نفر که تقریبا 7.5% از جمعیت کل کشور است، علاقه مند و پیگیر این بازی هستند! به صورت دقیق تر می توانیم بگوییم 81% از کاربران این بازی در استان های تهران، البرز، فارس، اصفهان و خراسان رضوی هستند و 69% از این افراد افرادی با مدرک دیپلم یا زیر دیپلم (دانش آموز) هستند.




بازار کار!!!




اما نکته تامل برانگیزی که در حین تهیه این گزارش به آن رسیدیم؛ این است که ایرانی ها تاکنون بالغ بر 132 میلیارد تومان برای این بازی هزینه کرده اند که شامل خرید الماس و حساب کرابری می باشد و لازم به ذکر است که 10 ها میلیون تومان برای خرید مراحل و زمین های بازی فرای سیستم رسمی هزینه می شود. اما جای تعجب اینجاست که این حجم بزرگ مالی در کشوری پرداخت شده است که از لحاظ پرداخت های الکترونیکی و زیرساخت های سامانه های جهانی با مشکلات زیادی رو به رو است و این باعث شده است که هزینه زیادی نیز برای بازار سیاه و سیستم های غیررسمی انتقال پیدا کند.




وارد شدن بازی Clash Of Clans در ایران و موج گسترده استفاده از این بازی مخصوصا برای محصلین حاشیه های بسیار زیادی را به همراه داشته است که از سال 1391 تا امروز شاهد ادامه داشتن این حاشیه ها و مشکلات این بازی محبوب در جهان هستیم. از آنجایی که قبل از هر چیز در این کشور پهناور اذهان جوانان به دنبال کسب درآمد می رود؛ این بازی استراتژیک و محبوب دنیا نیز بی نصیب نماند؛ افراد زیادی وارد بازار کار شدند و از طریق خرید و فروش و واسطه گری پرداخت های خرید دورن بازی کسب درآمد کردند!






تمامی افرادی که وارد بازار خرید و فروش Clan شده اند، بر این باور بودند که این کسب و کار یک بازی برد- برد برای طرفین است؛ به این صورت که در طول مدتی مانند یک ماه یا دو ماه خود را سرگرم می کنند و مشغول بازی می شوند و اوقات فراغت خود را با این روش پر می کنند و در ازای این سرگرمی و بازی 100 یا 200 هزار تومان به جیب می زنند و روز از نو و روزی از نو. وقتی پای پول در میان باشد، سر و کله هکرها نیز پیدا می شود. هکرها با هک کردن حساب های کرابری افرادی که از این بازی استفاده می کردند و با در اختیار داشتن اطلاعات حساب کاربری آنها و با فروش آنها کسب درآمد می کردند که برخی از آنها توسط پلیس فتا دستگیر شدند.




کافه بازار و دسترسی کاربران ایران




پس از عرضه جهانی این بازی توسط شرکت سوپرسل کافه بازار ایرانی به صورت رسمی عرضه این بازی در کشور را برعهده گرفت که این امر باعث شادی کاربران اندرویدی این بازی در ایران شد. در این آپدیت ها زبان فارسی و پرچم ایران نیز افزوده شد که حس رسمی بودن بازی برای بسیاری جذابیت داشت. حالا دیگر امکان خرید الماس کاربران ایرانی بدون واسطه و به صورت کاملا رسمی و قانونی ایجاد شد.




بعد از این تصمیم دیگر برای کاربران ایرانی دو نوع به روزرسانی در دسترس بود؛ یکی به روزرسانی گوگل پلی و دیگری نسخه کافه بازار که باعث سردردگمی کاربران و اختلال در بخشی از موارد بازی شده بود. اما این عرضه خیلی طولانی نشد و به دلایل نامعلومی کافه بازار امکان دسترسی به این بازی را مسدود کرد و دیگر این قابلیت ها در کافه بازار در دسترس نبود و در صورت جست و جوی این بازی با پیغام «برنامه مورد نظر یافت نشد» مواجه می شدند. اما پس از چندی این مشکل که به نظر می رسید مربوط به خروج ارز از کشور و مشکلاتی که در قراردادهای کافه بازار و کمپانی سوپرسل باشد، برطرف شد و امکانات فارس یو خرید الماس با پول رایج ایران امکان پذیر اشت.




حاشیه های بازی




با فراگیر شدن این بازی در میان قشر مذهبی شبه قمار بودن این بازی شدت گرفت که با پاسخ علما و رفع مشکل این بازی به آناین شبهه برطرف شد و افرادی که این بازی را کنار گذاشته بودند به بازار داغ این بازی استراتژیک برگشتند. همچنین از طرف دیگر عده ای که جدیدا به مبحث نمادشناسی می پردازند، درگیر تحلیل و بررسی نمادهای شیطان پرستی و فراماسونری این بازی بودند. آنها که از هر فیلم و کتاب و تصویری در دنیا برای خود نمادی کشف می کنند، معتقدند که در این بازی نمادهای شیطانی زیادی وجود دارد که در مراحل مختلف بازی تغییر می کند و افراد را به صورت نامحسوس تحت تاثیر خود قرار می دهد.




اما مهم ترین حاشیه ای که خیلی عظیمی از کاربران این بازی را از ادامه این بازی منصرف کرد، فقط و فقط مربوط به مشکلات و اختلالات روانی و رفتاری بر کاربران این بازی بود؛ کارشناسان این بازی را به شدت اعتیادآور و مخرب می دانستند. اعتیاد به این بازی می تواند عوارضی مانند گوشه گیری، دوری از اجتماع، تک بعدی شدن، بی مسئولیتی در قبال اطرافیان و… را به وجود بیاورد. برخی از کارشناسان معتقدند که عوامل مخرب این بازی بر رفتارهای پرخاشگرانه، تضعیف در آموزش، منحصر شدن نگاه کاربران به اهداف بازی و… دامن می زند.




کلش، بازی زیر دیپلم ها!




فیلترینگ




اما مهم ترین موضوعی که تا الان نیز ادامه دارد و ذهن طرفداران و مخاطبان این بازی محبوب را درگیر کرده، بحث فیلترینگ است. در میانه سال 1394 در مدت کوتاهی بازی استراتژیک و محبوب Clash Of Clans فیلتر شد که دلیل خاصی برای آن منتشر نشد، البته پس از مدتی رفع فیلتر شد و کاربران توانستند به صورت عادی از اینترنت ایران استفاده کنند.




اما چندی پیش خبر محدود شدن دسترسی کاربران داخل کشور به بازی به درخواست سازمان تبلیغات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه بررسی شده است و در همین راستا معاونت قضایی دادستان کل کشور پس از ایجاد اختلالات در بازی اعلام کرد که با رای اکثریت قریب به اتفاق اعضای کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه با اعمال محدودیت برای دسترسی به این بازی موافقت شده است. اما باز هم پس از مدتی این اختلالات برطرف شد.




چندی بعد حسن کریمی قدوسی مدیرعامل بنیاد ملی بازی های رایانه ای مشکلات و اختلالات بازی را برای ضعف در سیستم های اینترنتی اعلام کرد و بعد از چند ساعت با امیدواری اظهار کرد که وضع بازی در این سطح نخواهد ماند و به زودی شاهد برطرف شدن این مشکل خواهیم بود. به نظر می رسد فیلترینگ این بازی به دلیل خروج ارز با حجم زیاد به خارج از کشور توسط یک بازی و مشکلات روانشناختی و رفتاری روی مخاطبانش است. باید صبر کرد و دید که سازمان های بالادستی با این بازی و برنامه های مشابه آن که هر روز در حال افزایش هستند، چطور برخورد می کنند.




گزارشی از خرید و فروش زمین های بازی کلش




زمین داران مجازی




اگر روزی هنگام قدم زدن در یک پاساژ ناگهان شنیدید که یکی از فروشنده ها از ابتدای راهرو فریاد زد «جنگ شروع شد…» تصور نکنید اتفاق مهمی افتاده است، سعی کنید با خونسردی به خریدتان ادامه دهید، چرا که این جنگ اصلا ربطی به تسلیحات نظامی دنیای واقعی ندارد! داستان جنگ هایی که هر روز رونق بیشتری پیدا می کنند، به سال 2912 و شرکت فنلاندی سوپرسل باز می گردد.




«Clash Of Clans» به معنی «برخورد قبیله ها» یک بازی استراتژیک و آنلاین است که هر کاربر صاحب زمینی است که در آن به استخراج طلا و اغلام زیرزمینی مشغول است و به وسیله این دارایی ها می تواند اجزای دهکده خود را ارتقا دهد تا بتواند هم با قدرت بیشتر به دهکده های دیگر حمله کند و هم با ارتقای تجهیزات دفاعی خود در مقابل حمله دیگران دفاع بهتری از خود نشان دهد. از در کنار هم قرار گرفتن چند دهکده، قبیله تشکیل می شود و اعضای یک قبیله می توانند با هم سرباز رد و بدل کنند و همچنین در کنار هم به جنگ قبایل دیگر بروند.




کلش، بازی زیر دیپلم ها!




یکی از دلایل رشد سریع «Clash Of Clans» در ایران کم حجم بودن و عدم نیاز به سرعت بالای اینترنت است. در این بازی، به تدریج با پیشرفت فرد، زمان و همچنین هزینه ارتقای تجهیزات، افزایش پیدا می کند و اگر صبور نباشید یا باید عطای بازی را به لقای آن ببخشید یا دست به جیب شده و برای پیشرفت سریع تر هزینه کنید.




رشد سریع سایت های فروش گوهر که ارزشمندترین دارایی مخاطبین این بازی است، نشان می دهد کم نیستند افرادی که برای گسترش قلمروی مجازی خود حاضرند هزینه های باورنکردنی پرداخت کنند. کافی است سری به پاساژهای موبایل شهرهای بزرگ بزنید تا متوجه شوید که چه بازار پررونقی برای این دهکده های مجازی به وجود آمده و مبالغ چندصد هزار تومانی تا چندمیلیون تومانی بابت زمین های مجازی آماده، رد و بدل می شود. درواقع یک بازار دلالی جدید با سرعت در حال رونق گرفتن است که در آن زمین هایی مجازی که کاربر ماه ها روی آن کار کرده است، با قیمت هایی عجیب و غریب به فروش می رسد.




محسن که یکی از دلالان زمین های کلش در پاساژ علاءالدین است، می گوید: «این زمین ها رامعمولا از 100 هزار تومان تا 600 هزار تومان خرید و فروش می کنند؛ اگر زمین خیلی آس باشد تا چند میلیون هم می ارزد! عمده فروشنده ها، نوجوانانی هستند که ماه ها وقت خود را صرف توسعه زمین خود و معادنش کرده اند و خریداران هم بیشتر در همین رنج سنی هستند و کری هایی که در میان رفقا دارند، باعث می شود برای پرداخت این هزینه ها تشویق شوند، البته کم نیستند مردان میانسال و متاهلی که مشتری پر و پاقرص این زمینه ها هستند.»




می پرسم حق دلالی شما این میان چه می شود؟ با خنده می گوید: «کمیسیون حداقل 20 درصدی برای هر خرید و فروش نصیب ما می شود!» یکی دیگر از همکاران محسن تایید می کند: «بسیاری از این افراد هیچ وقت خانواده ها و اطرافیانشان رادر جریان هزینه هایی که برای خرید زمین مجازی پرداخت می کنند، نمی گذارند و موارد متعددی اختلافات خانوادگی سر همین زمین داری ها به وجود آمده است!»




شما هم اگر وقت اضافی و حوصله و فکر استراتژیک دارید، می توانید دست به کار شوید. مواد اولیه اش یک گوشی هوشمند به همراه اتصال به اینترنت و یک حساب گوگل است! اگر در عالم واقع ملک و املاکی برای فروش ندارید شاید توانستید زمین مجازیتان را به قیمت چند متر زمین واقعی بفروشید و شاید در آینده ای نه چندان دور این زمین ها به عنوان ارث و میراث از پدر به فرزندان برسد و حتی بر سر نحوه مالکیت آن دعاوی خانوادگی رخ دهد!


هفته نامه صدا – امیرحسین محمدباقری

[ad_2]

لینک منبع

بهترین معماری های جهان در سال 2016

[ad_1]

بهترین معماری های جهان در سال 2016

در سال 2016, بهترین معماران جهان همه چیز را تغییر دادند آنها ساختمان های آشنایی مانند آسمان خراش ها, اداره ها و موزه ها را دچار تغییر و تحول کردند


در سال 2016، بهترین معماران جهان همه چیز را تغییر دادند. آنها ساختمان های آشنایی مانند آسمان خراش ها، اداره ها و موزه ها را دچار تغییر و تحول کردند. آنها مصالحی که مدتها بود مورد غفلت واقع شده بودند، مانند آجر و تخته های سه لایه را مجددا زنده کردند. آنها ویژگی هایی مانند پنجره های سقفی و بالکن ها را نیز بهینه کردند. و راههای جدیدی برای ترکیب ساختارها با محیط اطرافشان، ایجاد فضاهای عمومی جدید، وارد کردن قالبهای معاصر در ساختارهای تاریخی، و ادغام ساختمان ها با مناظر مختلف پیدا کردند.




یکی از بهترین طرح ها، دنباله ها بودند؛ یعنی قسمت هایی که به ساختمانهای موجود اضافه شدند، یا با استفاده مجدد از ساختمان های تاریخی، و بازسازی های دقیق و پرزحمت همراه بودند. و ساختارهایی که اغلب نادیده گرفته شده اند، یعنی سایبان ها و سقف های کاذب، تجهیزات تصفیه و مانند آن، بالاخره مورد توجه معماران قرار گرفتند. در این مطلب، بدون هیچ ترتیب خاصی، پروژه های چشم نوازی که در سال گذشته اجرا شده اند را ذکر کرده ایم.




شرکت OMA، ساختمان Feana Forum، میامی




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




معماران شرکت OMA، ساختمان Feana Forum را با پنجره های هندسی تزئین کردند و آن را به دو بخش تقسیم نمودند. اولین بخش یک استوانه مارپیچ است که فضاهای عمومی، اتاق های جلسات، و یک هتل را در خود جای می دهد. معماران، بخش دوم، یعنی یک میدان بیرونی که در خیابان کالینز (Collins Avenue) قرار گرفته، را با حذف یک قطعه از جلوی ساختمان تشکیل دادند.






شرکت BIG، ساختمان Via West 57th Street، نیویورک




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




بزرگترین هدیه شرکت BIG به مشتریان خود، توانایی آن در شکل دادن به ساختمان ها و انطباق آنها با مکانی است که ساختمانها در آن قرار گرفته اند. ساختمان Via West 57th ، یک برج مسکونی چهاروجهی در منهتن است که از این قاعده مستثنی نیست. این ساختمان هرم مانند است، یک حیاط داخلی را احاطه کرده و روزها نورگیر بسیار خوبی دارد. در واقع این سازه، ترکیبی از یک آسمان خراش و یک خانه حیاط دار است.






استیون هال (Steven Holl)، BNIM، ساختمان هنرهای تجسمی دانشگاه آیووا




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




این مجتمع هنرهای تجسمی، یک سازه هنری سه بعدی است. نور از طریق چند شفت عمومی به مرکز این ساختمان می رسد. از کف طبقات هم یک شفت دیگر می گذرد که بالکن ها را ایجاد کرده و فضای داخل و خارج ساختمان را به هم متصل می کند.






گروه اسمیت / باند فریلون ادجای (Freelon Adjaye Bond/Smith Group)، موزه ملی تاریخ و فرهنگ، واشنگتن دی.سی.






موزه ملی تاریخ و فرهنگ آمریکایی های آفریقایی تبار، شاید استثنائی ترین سازه سال 2016 باشد. (به دلایلی، احتمالا این آخرین موزه ای باشد که در تفرجگاه ملی آمریکا ساخته می شود). مسیر حرکت بازدیدکنندگان نمایشگاه این موزه، که در طبقات پایین زیرزمین ساختمان آغاز شده و به تدریج صعود می کند و هر چه به طبقات بالاتر می رود آثار مربوط به زمان جدیدتر دیده می شوند، تشبیهی است که تغییر وضعیت آمریکایی های آفریقایی تبار و رهایی آنها از اسارت و بی عدالتی در گذر زمان را نشان می دهد. طراح ارشد این ساختمان، دیوید ادجای، آن را یک سازه روایی می نامد.




این رویکرد در نمای ساختمان موزه هم مشاهده می شود؛ نمای آن یک ساختمان سه لایه با ساختار ذوزنقه ای است که در طراحی آن از شکل تاج زیگزاگی مجسمه اوربان (Yoruban ) متعلق به اوایل قرن بیستم الهام گرفته شده است.






دیلر اسکافیدیو و رنفرو (Diller Scofidio and Renfro)، مرکز آموزشی روی و دیانا واگلس (Roy and Diana Vagelos)، نیویورک






دانشکده پزشکی کلمبیا یک مشکل داشت: ساختمان آن فاقد ویژگی های یک دانشگاه واقعی بود. شرکت دیلر اسکوفیدیو و رینفرو با یک راه حل هوشمندانه این مشکل را حل کردند: ایجاد ساختمانی که فقط به یک منظور استفاده می شود. این مرکز آموزشی 14 طبقه ، شامل کلاس های درس، آزمایشگاهها و یک شبکه شیشه ای و به هم پیوسته از فضاهای اجتماعی و مخصوص مطالعه است که با نام آبشار مطالعه شناخته می شوند. این ساختمان چشم انداز فوق العاده ای دارد.






شرکت اسنوهتا (Snohetta)، ساختمان SFMOMA، سان فرانسیسکو






نمونه گسترش یافته ی ساختمان پرزرق و برق اسنوهتا که شبیه یخچالهای طبیعی است و با نام SFMOMA شناخته می شود، بالاخره پس از سه سال بازسازی، در سال 2016 افتتاح شد. این قسمت اضافه شده به ساختمان، فضای نمایشگاهی موزه را دوبرابر کرده و شامل تعداد زیادی طرح های نوآورانه مانند یک راه پله جدید و بزرگ، راهنمای صوتی موقعیت مکانی، و یکی از بزرگترین دیوارهای زندگی (یا دیوارهای سبز) در ایالات متحده می شود.






شرکت معماران زاها حدید (Zaha Hadid Architects)، ساختمان The Port House، آنتورپ






شرکت معماران زاها حدید، یک ایستگاه آتشنشانی متروکه را به یک مقر جدید و سحرآمیز در بندر آنتورپ تبدیل کرد. ورقه های شیشه ای شفاف و مات، بخشی که به بالای ساختمان قدیمی آن اضافه شده را پوشش می دهند. این بخش جدید، مانند یک جواهر غول پیکر در بالای ساختمان قدیمی قرار گرفته است. یک طرف آن مسطح بوده و توجه بینندگان را به طرف دیگرش جلب می کند.






شرکت wHY، موزه هنر سرعت، لوئیزویل






طراحی مجدد قدیمی ترین موزه هنری ایالت کنتاکی، به عهده شرکت wHY بود. در انجام این ماموریت، رویکردی در پیش گرفت که به گفته خود این شرکت، “معماری طب سوزنی” نامیده می شود. یعنی مجموعه ای از تغییرات ظریف و دقیق که باعث مدرن سازی ساختمان شده و زندگی جدیدی به این ساختمان داده است. ساختمانی که زمانی قابل پیش بینی بود، اما دیگر نیست.






شرکت SOM، کاخ دادگستری ایالات متحده، لس آنجلس






این ساختمان که در وسط مرکز شهر لس آنجلس واقع شده، یک ساختمان مکعب شکل است که نمای آن از شیشه های تاشو پوشیده شده است. به این ترتیب گرمای داخل ساختمان به شکل قابل توجهی کاهش یافته و ظاهری جواهر مانند به خود گرفته است. در فضای داخلی این ساختمان، اتاق های دادگاهها به گونه ای سازماندهی شده اند که اطراف یک دهلیز قرار بگیرند و با وارد شدن به این فضا، احساس می کنید هر جایی هستید غیر از ساختمان یک نهاد رسمی!






شرکت هرزوگ و دمورون (Herzog and DeMeuron)، ساختمان البه هارمونی هامبورگ ( Hamburg Elbphilharmonie)، هامبورگ




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




این سالن کنسرت پوشیده شده از شیشه و شبیه به خیمه که ساخت آن 10 سال طول کشید، در بالای یک انبار آجر قدیمی و در کنار رودخانه البه نشسته است. این ساختمان یک سالن موسیقی مجلسی، چند رستوران و تراس، یک میدان بزرگ، چند آپارتمان و حتی یک هتل در دل خود دارد.






شرکت Beyer Blinder Belle، ساختمان Met Breuer، نیویورک




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




موزه ویتنی افسانه ای مارسل بروئر، در سال 2016 با عنوان مت بروئر دوباره متولد شد. معماران شرکت بیر بلایندر بل، فضای این موزه را واقعا بهتر از گذشته کرده اند، زنگارهای قدیمی آن را حفظ کرده، و مصالحی مانند بتن، سنگ، برنز و چوب را بازگردانده اند، و مداخلات ناخواسته گذشته را حذف کرده اند. برخی از نمایشگاههای جدیدی که در این موزه برپا شده، فضای آن را به چند قسمت تقسیم کرده اند و در بهترین فضاها، معمار به هنرمند اجازه تنفس و صحبت بیشتری داده است.






شرکت Dattner and WXY، ساختمان سوله نمک خیابان بهار، نیویورک






این سازه چند لایه و دارای اسکلت بتنی، بلورهای نمک چندوجهی را به ذهن تداعی می کند. این ساختمان شاید زیباترین سوله ای باشد که تاکنون برای انبار کردن نمک ساخته شده است.






شرکت معماران Saitowitz، مرکز پرلمن برای زندگی یهودیان ریموند جی، فیلادلفیا




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




به نظر می رسد آجر به نمای ساختمانها بازگشته است و هیچ ساختمانی بهتر از مرکز پرلمن ریموند جی در دانشگاه درکسل نمی تواند آن را نشان دهد. نمای این ساختمان از الگوی زیبا و قابل لمسی از سنگ های قرمز پوشیده شده است این ساختمان چهار وجهی، به شکل شگفت آوری نور را به داخل خود هدایت می کند. این ویژگی به لطف نورپردازی خاص ساختمان و پنجره های سقفی بزرگ آن به دست آمده است.






شرکت Santiago Calatrava، ساختمان Oculus مرکز تجارت جهانی، نیویورک






شهر نیویورک که تا کنون به عنوان قطب حمل و نقل آمریکا شناخته می شد، اکنون یکی از زیباترین سازه های معماری جهان را در خود جای داده است. فضای داخلی این ساختمان، بسیار بزرگ و درخشان و به رنگ سفید است و با دنده های فولادی عظیمی حمایت می شود. از آسمان خراش های اطراف این ساختمان می توان طرح دنده های فولادی آن را دید. تاریخچه این ساختمان نشان می دهد زمانی قیمت 4 میلیارد دلاری را برای آن در نظر گرفته اند، اما در عین حال، هیچ کس نمی تواند انکار کند که این ساختمان به فضای مسحور کننده منهتن اضافه کرده است.






شرکت OMA، ساختمان Pierre Lassonde Pavilion، کبک




25 شاهکاری که ثابت می کنند سال 2016، یک سال باورنکردنی برای هنر معماری بود(مرتضایی)




شرکت OMA برای طراحی جدید ترین ساختمان موزه ملی هنرهای زیبا که در ایالت کبک واقع شده، سه قطعه که به ترتیب حجمشان از پایین به بالا کمتر می شود را روی هم گذاشته است. یک تکه جداگانه هم از قسمت Parc des Champs – de – bataille موزه شروع شده و به سمت بقیه قسمت های آن به صورت صعودی کشیده شده است. این تکه آخر، هم چند گالری را در خود جای داده و هم به عنوان پلی میان قسمت های مختلف ساختمان عمل می کند.






شرکت WOHA، هتل Oasia ، سنگاپور






این ساختمان که ترکیبی از یک هتل، مجتمع مسکونی و اداره است، وظیفه چهارمی هم به عهده گرفته و آن پناه دادن به پرندگان و حشرات مختلف است. یک توری آلومینیومی قرمز دور تا دور ساختمان را گرفته و در میانه های آن گیاهان سبز و گلهایی به رنگ روشن قرار دارند که سرپناهی برای حیوانات می سازند. در داخل ساختمان هم فضاهای بزرگ و سبزی وجود دارد که شرکت WOHA آنها را باغ های آسمانی می نامد. این فضاها برای انسانها نیز بسیار جالب هستند.






شرکت Grimshaw and Ken Smith، کارخانه تصفیه کروتون، نیویورک






اکثر کارخانه های تصفیه آب، جلوی چشم هستند! اما جدیدترین مرکز تصفیه آب نیویورک در اعماق زمین پنهان شده و یک پیست اتومبیل رانی به مساحت 9 جریب روی آن را پوشانده است. آبی که اطراف این کارخانه را فراگرفته، هم نمای خوبی به آن داده و هم موجب بهبود وضعیت امنیتی و حفظ روان آب های آن می شود.






شرکت Herzog & DeMeuron، ساختمان Tate Modern Switch House، لندن






این ساختمان ده طبقه، روی اتاقک سوئیچ یک نیروگاه برق ساخته شده است. ساخت این سازه باعث شده فضای Tate Modern ، 60 درصد بیشتر شود. این برج هرمی شکل، نمایی آجری و پیچیده دارد که هر چه بالاتر می رود، به شکل چشمگیری در هم می پیچد. در داخل این ساختمان، تکه های مختلف تفاوت های زیادی با هم دارند؛ از محیط های کوچک مقیاس و صمیمانه گرفته تا فضاهای بزرگ و روشن .






شرکت Alban Bassuet، Oehme، van Sweden و همکاران، مرکز هنری Tippet Rise، منطقه فیشتل مونتانا






این مجتمع هنری جدید و جادویی، در کوهپایه های خیره کننده مونتانا (که با نام مستعار “میان هیچ جا” شناخته می شود) واقع شده، و سالن های موسیقی کلاسیک به سبک روستایی را با مجسمه های بزرگ سورئال در هم می آمیزد.






شرکت معماری شوالیه (Knight Architecture)، مرکز هنر بریتانیایی ییل، نیو هاون، کانکتیکات






شاید مرکز هنر بریتانیایی ییل را بیش از هر چیز به دلیل راه پله های سیمانی و استوانه ای آن ، بشناسند. اما این سازه، یک نمونه حیرت آور از هدیه لوئیز کان برای برانگیختن احساسات مخاطبان، از طریق حجم ها، نورها و مصالح ساختمانی مختلف است. یک تیم معماری به سرپرستی شرکت معماری شوالیه، این ساختمان را احیا کرد ، سیستم های از رده خارج شده آن را به روز کرد، مصالح و پیکربندی اصلی آن را بازگرداند، و برخی از ویژگی های شاعرانه آن را حفظ کرد.






استیون هال، ساختمان Ex of In House، رینبک (Rhinebeck)






معماری به نام استیون هال، این خانه را طراحی کرد تا چشم اندازی که در آن قرار دارد را بهتر به چشم برساند. نمای چوبی این ساختمان، اتاق های کروی آن، که ظاهری توخالی به آن بخشیده است، تخته سنگ هایی را به یاد می آورد که ذخایر طبیعی اطراف آن را پر کرده اند.






شرکت SOM، مرکز آکادمی رشد شخصیت و توانایی رهبری نیروی هوایی آمریکا، کلرادو اسپرینگز






این سازه هرمی شکل که در واقع یک آسمان خراش با ارتفاع 105 فوت است، با شیشه محصور شده و دفاتر اداری، یک کتابخانه، اتاق های جلسات، و فضاهای دیگری را در چند سطح مختلف جای داده است. این ساختمان برای دانشکده افسری که از سال 1962 تاکنون در آنجا پابرجاست، همدم خوبی شده است. آن ساختمان یک سازه مثلثی است که با 17 برج ساخته شده از شیشه و آلومینیوم همراه بوده و یکی از استثنائی ترین ساختمان های ایالات متحده می باشد که توسط شرکت SOM طراحی شده است.






شرکت Hollwich Kushner and KSS، مرکز Pennovation، فیلادلفیا






این مرکز تجاری که در فیلادلفیا واقع شده، شبیه یک انبار است که در کنار یک سفینه فضایی قرار گرفته باشد. ساختمان مذکور که توسط شرکت هالویچ کاشنر و ک. اس. اس طراحی شده، اشکال کریستالی از جنس فولاد و شیشه را با یک ساختمان صنعتی سه طبقه ساخته شده از آجر و بتن ترکیب کرده است. این سازه در کنار رود سکوکل و دانشگاه پنسیلوانیا واقع شده است.






شرکت مهندسان و معماران WJE، بازسازی سالن مطالعه رز، نیویورک






سالن مطالعه تاریخی رز که به کتابخانه عمومی نیویورک تعلق دارد، یکی از بزرگترین آثار معماری این شهر است. در ماه اکتبر، پس از بازسازی هایی که دو سال طول کشید، این سالن مطالعه مجددا افتتاح شد. در روند بازسازی آن، ترک ها تعمیر شدند، سازه تقویت شد، گچبری های تزئینی ترمیم شدند، نقاشی های دیواری آسیب دیده تعمیر شدند و نورپردازی آن بهبود یافت. البته ممکن است وقتی وارد این فضای پر زرق و برق با ارتفاع سقف 52 فوتی شوید، متوجه این کارهای باشکوه نشوید.






شرکت archi-tectonics، ساختمان InScape، نیویورک






بالشتک های ارزان و اتاقهای تانترای شبیه به باشگاههای ورزشی را فراموش کنید. این استودیوی مراقبه پیشرفته، در منطقه Flatiron منهتن، از شیک ترین هتل ها هم فریبنده تر است. البته هنگام ورود به آن بررسی سقف های سالن را فراموش نکنید: یکی از آنها به شکل شبکه ای و شناور بوده و توسط یک سیم بکسل حمل می شود. این طراحی توسط هنرمندی به نام تینی کورتنی انجام گرفته است. سقف دیگر، یک الگوی بافته شده از بامبو است.

[ad_2]

لینک منبع

راهکارهایی ساده برای ایجاد حس شادمانی در کارمندان

[ad_1]

راهکارهایی ساده برای ایجاد حس شادمانی در کارمندان

بر کسی پوشیده نیست که کارمندان شاد از بهره وری بالایی برخوردارند افرادی که برای حضور در محل کار هیجان زده هستند از تمرکز بیشتری برخوردارند و ماندگاری آنها با کمپانی نیز بیشتر خواهد بود


– پریسا قره گوزلو: بر کسی پوشیده نیست که کارمندان شاد از بهره وری بالایی برخوردارند. افرادی که برای حضور در محل کار هیجان زده هستند از تمرکز بیشتری برخوردارند و ماندگاری آنها با کمپانی نیز بیشتر خواهد بود.




در عین حال که اکثریت افراد به لزوم ایجاد روحیه ای سالم در بین کارمندان اعتقاد دارند، اما این باور غلط نیز وجود دارد که تنها راه دستیابی به روحیه ای شاد انگیزه های مالی است. پاداش های هنگفت، مهمانی های پرهزینه و تجهیز دفاتر کار به آخرین امکانات قطعا قادر هستند در بازه زمانی کوتاه روحیه کارمندان را ارتقا دهند، اما تمام کمپانی ها نمی توانند یا لزومی ندارد که بخش عظیمی از بودجه خود را صرف چنین مواردی کنند. بعلاوه، ممکن است حتی صرف مقادیر زیادی از منابع مالی نتواند ماندگاری کارمندان با استعداد را با شما تضمین کند.




بهترین روش برای ایجاد روحیه شاد در بین اعضا تیم، شکل دهی فرهنگ قدردانی و ایجاد لحظات خوش است. از شما دعوت می کنیم در ادامه همراه با تک شات با روش های ساده و مقرون به صرفه ارتقا روحیه در بین کارمندان آشنا شوید.






1. سعی کنید اولین برخوردتان با افراد مثبت باشد




نخستین روز کاری یک فرد جدید باید بازتابی از فرهنگ حاکم در کمپانی را در اختیار او قرار دهد. به هدیه ای بسیار ساده فکر کنید که به تمامی کارمندان در بدو ورود به کمپانی داده می شود (می تواند یک گلدان یا کارت هدیه یا کارت استفاده رایگان از رستورانی در نزدیکی محل کار باشد) و این هدیه را با یادداشت دست نویس خوشامدگویی همراه کنید.




2. وعده غذایی مشترکی را با کارمندان صرف کنید




توصیه می شود به فکر برنامه ریزی برای صرف صبحانه مشترک با کارمندان باشید. این برنامه اگر به صورتی برگزار شود که هر یک از کارمندان غذایی که خود تهیه کرده را با دیگران به اشتراک گذارد، بسیار جالب تر و هیجان انگیزتر خواهد شد. به این ترتیب کارمندان فرصت دارند چند ساعتی از مصاحبت با یکدیگر لذت ببرند.




3. بعضی اوقات کار را زودتر از موعد مقرر تعطیل کنید




به پایان رساندن روز کاری به طور ناگهانی و یکی دو ساعت پیش از ساعت معمول و مقرر می تواند برای کارمندانی که حسابی خسته شده اند موهبتی باورنکردنی باشد. دفعه بعد که هوا خیلی خوب و زیبا بود، به کارمندان خود اجازه دهید چند ساعتی زودتر محل کار را ترک کنند و از آن روز لذت ببرند.




4. سالگرد حضور کارمندان در کمپانی را جشن بگیرید




کمی قدردانی می تواند تاثیر زیادی داشته باشد و به افراد یادآوری کند که کاری که انجام می دهند مهم است و ارزش آن شناخته می شود. یکی از روش های ساده برای آنکه به کارمندان خود نشان دهید که به آنها فکر می کنید این است که به حضور آنها در کمپانی اهمیت دهید و سالگرد حضور هر کارمند را جشن بگیرید. برای هر سالگرد، ایمیلی را به تمامی کارمندان ارسال کنید و به خصوصیات جالب آن فرد و تاثیری که حضورش در موفقیت کمپانی داشته است اشاره کنید.




5. با کارمندان در ارتباط باشید




حتی اگر در محیط کار خود از سیاست درهای باز استفاده می کنید، لازم است طوری برنامه ریزی کنید که هر دو هفته یا ماهی یک بار با کارمندان خود گفتگویی داشته باشید. موضوعات روزمره را کنار بگذارید و در گفتگویی صمیمی تر با کارمندان شرکت کنید و با اهدافی که آنها در سر می پرورانند آشنا شوید. صرف این زمان با کارمندان این پیام را به آنها می دهد که یکایک آنها برای شما ارزش دارند و مورد توجه شما هستند.




6. به کارمندان در دستیابی به اهدافشان کمک کنید




فقط مدیران نیستند که دارای اهداف شغلی هستند. همه کارمندان شما در حوزه کاری و غیر کاری دارای اهدافی خاص خود هستند و به نفع کمپانی است که به آنها کمک کند تا در مسیر موفقیت قرار گیرند. به کارمندان در یافتن دوره های آموزشی رایگان یا ارزان قیمت آنلاین که مهارت های آنها را بهبود می بخشد کمک کنید، و در طول دیدارهایی که با آنها دارید از اوضاع پیشرفت شان در این دوره ها جویا شوید.




7. قدردانی مشتریان از کارمندان را به اطلاع سایرین هم برسانید




تواضع صفتی بسیار پسندیده است، اما اگر کارمندان به دلیل بی توجهی به موفقیت هایشان انگیزه خود را از دست بدهند، احتمالا به دنبال محل جدیدی برای کار خواهند گشت. توصیه می شود در جلساتی که با کارمندان دارید نظرات مثبت مشتریان را در خصوص کارمندان به اطلاع سایرین هم برسانید.




8. قدردانی داخل سازمانی را فراموش نکنید




علاوه بر انتقال نظرات مثبت مشتریان، باید حواستان باشد که تعدادی از کارمندان هرگز با مشتریان سر و کار ندارند. بنابراین هر ماه زمانی را در نظر بگیرید تا فرصتی برای قدردانی شما از کارمندان و کارمندان ازیکدیگر فراهم شود. قطعا کارمندان می توانند از کمکی که از همکار خود در انجام یک پروژه دشوار در یافت کرده اند قدردانی کنند، از رفتارهای مناسب و سنجیده یکدیگر تشکر کنند و موفقیت های کوچک و بزرگ را به یکدیگر تبریک بگویند.




9. همکاری و تشریک مساعی در امور مختلف را تشویق کنید




یک روز در هفته را به این اختصاص دهید که همه کارمندان از بخش های مختلف گرد هم آیند و با یکدیگر کار کنند. چنین روزی معمولا با مکالماتی که ترکیبی از امور کاری و غیر کاری هستند پیش می رود، و حس همکاری را در بین بخش های مختلف تحکیم می کند.




همه ما می دانیم که پول نمی تواند شادی را تضمین کند. اگر به صحبت های کارمندان خود گوش کنید و از آنها قدردانی کنید، می توانید حسی از شادمانی را بدون صرف هزینه های هنگفت در کمپانی خود ایجاد کنید.


وب سایت تک شات

[ad_2]

لینک منبع

پلاسکو؛ یادگار سوخته تهران مدرن!

[ad_1]

پلاسکو یادگار سوخته تهران مدرن

مرکز خرید پلاسکو , در ضلع شرقی چهارراه استانبول در خیابان حافظ به سمت جمهوری قرار گرفته بود منطقه ای که در دهه ی چهل به عنوان قطب تجاری و دیپلماسی تهران مطرح می شد


این روزها در تهران بی شک تیتر یک تمام رسانه ها مرکز خرید پلاسکو تهران است و هشتگ های پلاسکو و قربانیانش داغ ترین ترند فضای مجازی است و صحبت در رابطه با جزییات این حادثه دردناک تکرار مکررات است. بی شک نظیر پلاسکو در تهران کم نیست و همه این جمله ی کلیشه ای را بهتر می دانیم “حادثه هیچ گاه خبر نمی کند” و باید فکری نو به حال چنین ساختمان های معلوم حالی در کشور کرد. امروز قصد داریم با ساختمان پلاسکویی که دیگر نیست بیشتر آشنا شویم و بدانیم پلاسکو چگونه پلاسکو شد!




مرکز خرید پلاسکو در یک نگاه








نام بنا: ساختمان پلاسکو


موقعیت: چهارراه استانبول، تهران، ایران


معماران و ساندگان بنا: منصوب به گروهی از مهندسان آلمانی و کلیمی


کارفرما: حبیب الله القانیان


تاریخ ساخت: از سال ۱۳۳۹ تا سال ۱۳۴۱


سن بنا: ۵۶ سال


مساحت زیر بنا: ۲۹۰۰۰ مترمربع


ارتفاع: ۴۲ متر


تعداد طبقات: ۱۷ طبقه (۱ طبقه زیر زمین و۱ طبقه همکف و ۱۵ طبقه روی پیلوت)


تعداد واحد های تجاری: ۵۹۰ واحد


سبک معماری: مدرن


نوع سازه: فلزی


نوع نما: فولادی


کاربری: تجاری


علت تخریب: آتش سوزی و ریزش بنا






مرکز خرید پلاسکو تهران و خاستگاه طراحی






مرکز خرید پلاسکو تهران، در ضلع شرقی چهارراه استانبول در خیابان حافظ به سمت جمهوری قرار گرفته بود. منطقه ای که در دهه ی چهل به عنوان قطب تجاری و دیپلماسی تهران مطرح می شد. ساختمان پلاسکو به عنوان اولین ساختمان با اسکلت فلزی و دومین ساختمان دارای آسانسور در زمره ی مدرن ترین ساختمان تجاری آن روزهای تهران محسوب می شد که با سرمایه ی حبیب الله القانیان ساخته شد و تا چندی پیش به عنوان یکی از بزرگترین مراکز عرضه ی پوشاک در تهران محسوب می شد.






ساختمان پلاسکو و وجه تسمه








همان طور که گفته شد ساختمان پلاسکو توسط حبیب الله القانیان رئیس انجمن کلیمیان تهران و مالک شرکت پلاسکو، بزرگترین کارخانجات صنایع پلاستیک سازی ایران، ساخته شد و علت نام گذاری این بنا نیز به همین علت است. نام این ساختمان نیز ناشی از همین موضوع است.






مرکز خرید پلاسکو تهران و معماری








ساختمان پلاسکو شامل ۱۷ طبقه (یک طبقه زیرزمین، یک طبقه همکف و ۱۵ طبقه روی پیلوت) به ارتفاع ۴۲ متر با اسکلت فلزی در طی سال های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۰ ساخته شد. یکی از ویژگی های بارز ساختمان پلاسکو دیده شدن این بنا تا فاصله ی قابل توجهی از اطراف بوده است. متراژ تقریبی زیربنای ساختمان پلاسکو ۲۹ هزار متر مربع بود و طبقات اول تا چهارم این بنا مساحت بیشتری نسبت به سایر طبقات داشتند. سازه ساختمان پلاسکو تمام فولادی بود و حتی نمای بیرونی آن کلاف کشی و با فولاد بسته شده بود که با این شیوه ساخت استوار، عمر مفید آن را ۲۰۰ سال تخمین می زدند. در سال های اولیه برج پلاسکو مجسمه عظیم «کانادا درای» نارنجی که برای تبلیغ روی نمای سپید و قرمز برج پلاسکو نصب کرده بودند، در سال های آخر فقط قطعات فلزی نامنظمی باقی مانده بود که از یک طرف نمای برج بیرون زده بود.




سقف بسیار بلند مجتمع دارای طراحی دایره وار بوده است که گردش و دیدن ویترین بوتیک ها را بسیار آسان کرده بود. همچنین در راهروهای این ساختمان هم صندلی هایی برای نشستن وجود داشت که این فضا را متمایز از فضاهای تجاری آن زمان می کرد. همچنین راه پله های ساختمان پلاسکو به سبک چند ده سال پیش هنوز موزاییکی و با لبه های فلز کوبی شده به چشم می خورد.








از طبقه پنجم به بعد فضای ساختمان پلاسکو کوچک تر می شد و راهروهای به هم پیوسته وجود نداشت است. دسترسی به این بخش ساختمان با آسانسور امکان پذیر بوده است. طبقه آخر برج پلاسکو، تا مدتی، یک رستوران سلف سرویس قرار داشت، جایی که از آن یک راه پله به پشت بام می رفت و به گفته ی کسبه قدیمی چند نفری از این راه خودکشی کرده اند و چندی بعد به طور کامل این رستوران بسته شد.










ساختمان پلاسکو و کاربری








مرکز خرید پلاسکو تهران، بعد از بازار تهران، از بزرگترین و معروف ترین بورس توزیع پوشاک در تهران بوده است. پاساژ پلاسکو، یکی از نخستین مراکز خرید مدرن در ایران بود که با بازار سنتی آن زمان فرق بسیاری داشت؛ مکانی لوکس و مرتفع که مغازه های بسیاری را با دکورها و ویترین های رنگارنگ که در دل خود جای داده بود و به همراه یک رستوران سلف سرویس در بالاترین طبقه و مکان هایی برای استراحت مشتریان، به یکی از پر رونق ترین مکان های اقتصادی ایران در دهه های چهل و پنجاه تبدیل شده بود.








به طور کلی در این مجتمع حدود ۵۶۰ واحد تجاری فعال بود که بیشتر آنها را تولیدی های پوشاک تشکیل می دادند. در ابتدای گشایش پاساژ، تهیه کنندگان فیلم و شرکت های مختلف در طبقات اول دفتر گرفته بودند، ولی رفته رفته، این بنگاه ها، جای خود را به تولیدی ها و تک فروشی های پوشاک دادند و حضور صنف پوشاک در این پاساژ تا پایان عمر ساختمان ادامه داشت . از طبقات اول تا چهارم مغازه های تک فروشی البسه مردانه قرار داشت و طبقات بعدی به تولیدی پوشاک اختصاص داشته است و در سایر طبقات نیز اکثراً تولیدی ها و یا دفاتر پخش پوشاک مستقر بودند.








در طبقه منفی یک حوض های بزرگ آبی قرار داشته است، با فواره هایی که ارتفاعشان تا طبقه سوم ساختمان می رسد و در سال های اخیر دور تا دور این حوض ها مغازه های فروش ماهی های آکواریومی و لوازم جانبی فعالت داشتند. همچنین عمده واحدهای این ساختمان با مرور زمان و در سال های انتهایی عمر آن به کارگاه های تولیدی تبدیل شده بود که با کاربری آن همخوانی نداشت و سرانجام در سال ۱۳۹۵ بر اثر سانحه آتش سوزی از بین رفت.


وب سایت چیدانه

[ad_2]

لینک منبع

فرمان اربعه

[ad_1]

فرمان اربعه

وقتی انتخاب کارکنان براساس تخصص لازم و شایسته سالاری انجام نشود هم مدیریت سازمان و هم کارکنان, در حین اجرای کارها با مشکلاتی مواجه می شوند که حل و فصل آنها, گاهی به دشواری امکان پذیر است


در پروژه ای که با چندین نفر از همکاران در آن مامور شده و مشغول کار بودیم ، یک پست معاون اداری وجود داشت که متصدی آن از استادان بازنشسته دانشگاه بود که همکاران می گفتند که دکترای مکانیک دارد . آقای دکتر سپهداری که پیرمردی با سیما و روی خوش و یک عینک بقول معروف ته استکانی بود که یک چشمش هم بعلت عارضه بیماری قند ، کم سو بود یعنی حتی با عینک ، مشکل دید داشت . ایشان از ابتدای پروژه ، بعبارت دیگر از روزی که کلنگ پروژه را زده بودند ، با سمت و عنوان سرپرست کارگاه در پروژه حضور داشت . گویا یکی از شاگردان ایشان که در شرکت یا در وزراتخانه حضور داشت ، ایشان را به پروژه دعوت کرده بود .


بهر حال ، بعد از تغییرات مدیریتی در هیات مدیره شرکت و تغییر سیاست های اجرایی و متعاقب آن ، تغییر مدیر پروژه و شروع عملیات اجرایی پروژه ، پست سازمانی آقای دکتر سپهداری از سرپرست کارگاه به معاون اداری پروژه تغییر یافت یا تغییر دادند . احتمالا” تغییر سمت بجای عذرخواستن از حضورایشان یا عذرخواهی محترما” بود ، ولی ایشان همچنان وظایف خود را در پست وسمت جدید نیز انجام میدادند.


بر حسب روال اداری موجود ، کلیه نامه ها و مکاتبات وارده به پروژه که مربوط به خدمات حوزه اداری ، کارگزینی ، مناقصات و قراردادها ، بازرگانی ، سفارشات خارجی ، تدارکات داخلی بود ، توسط مدیر پروژه به معاون اداری ، ارجاع داده و ایشان بایستی مکاتبات و اسناد وارده را به تناسب موضوع ، بین واحدهای تابعه توزیع و تقسیم می کردند.


جناب دکتر تقریبا” بر روی کلیه نامه های ورودی یا نامه هایی که برای امور اداری به ایشان واگذار می شد یک دستور یکنواخت به شرح ؛ « بررسی ، گزارش ، اعلام و اقدام » می نگاشتند . بقول همکاران ، فرمان اربعه صادر می فرمودند . همکاران نیز که اغلب در کار خود متخصص بودند امور مربوط را انجام میدادند یا پیگری های لازم بجای می آوردند و البته مکاتبات و گزارشهای فوری و مهم را مستقیم به مدیر پروژه می دادند.


روزی از روزها ، یک دسته « گواهی بیمه » کالاهای وارداتی پروژه که از سوی نمایندگی یک فروشنده خارجی ، جهت اقدامات بعدی برای پروژه ارسال شده بود ، با همان فرمان اربعه و با چند روز تاخیر نسبت به تاریخ نامه و ثبت آن در دبیرخانه ، به دست من که سرپرست امور مناقصات وقراردادها بودم ، رسید . چون این گواهی بیمه ها برای طی مراحل اجرایی کالای وارداتی درسفارشات خارجی، کاربرد دارد و در امور ما اقدامی نداشت ، من هم با یادداشتی بر روی نامه پوششی آنها ( امورسفارشات جهت اقدام لازم ) ، برای انجام کار و اقدامات لازم ،به مدیر سفارشات پروژه ، احاله نمودم ( شاید اقدام صحیحتر آن بود که به معاون اداری برگشت داده می شد ) .


بعد از حدود پانزده روز ، از دفتر مدیر پروژه تماس گرفتند و گفتند باتفاق مدیر سفارشات خارجی (آقای محسنی ) و کارشناس سفارشات( آقای دریایی ) به اتاق مدیر پروژه بیایید . من رفتم به سراغ همکاران؛ محسنی و دریایی و باتفاق آنها و قیافه های استفهام آمیزبه اتاق مدیر پروژه رفتیم ، مدیر پروژه در حالی که نامه های داخل کارتابل را نگاه می کرد بفرمای سردی به ما زد و قتی ما سه نفر به دور میز وسط اتاق نشستیم ، آقای مدیر رو کرد به من ( شاید بخاطر ارشدیت سنی ) و گفت : مگر شما نمی دانید ما در پروژه کار می کنیم ؟ و باید امور پروژه به صورت روزانه انجام و پیگیری شود ، آخر این چه وضعیتی است که شما در آورده اید ؟ ( استفهام در چهره ما سه نفر بیشتر شد ) .


بعد دسته ای کاغذ را از کارتابل درآورد و رو به سه نفرما ادامه داد ؛ این گواهی بیمه ها را من حدود یک ماه پیش ، جهت انجام اقدامات لازم ارجاع کرده ام ، حالا بعد از یک ماه که همۀ شما آن را دیده اید و هر یک چیزی بر روی آن نوشته اید ، مجددا” بر روی میز من برگشته است ، و با عصبانیت ادامه : برادرمن ، آخر این طور که نمی شود پروژه اجرا کرد !!


نگاهی به نامه پوششی کردم و متوجه شدم منظور کدام نامه است . با خونسردی و متانت روی به جناب مدیر کرده و گفتم : اگر خاطرتان باشد ، پریروز نامه ای از پیمانکارنصب دیگ بخار ( بویلر ) به پروژه رسید و شما در حاشیه دستور دادید ؛ « بررسی و گزارش گردد » ، درست است ؟


در جوابم گفت : بله


ادامه دادم ، دیروز گزارش آماده و تقدیم شد و شما در حاشیه گزارش نوشتید ؛ « با توجه به قرارداد پاسخ پیمانکار داده شود » ، صحیح است ؟


باز در جواب گفت : بله


اضافه کردم ، امروز نامه حاوی پاسخ پیمانکار آماده و با امضای جنابعالی برای پیمانکار ارسال شد . بنابراین فکر می کنم اینجانب ، همچنین آقای محسنی و همکارشان آقای دریایی ، کارمان را می شناسیم و به وظایف خود آشنایی کافی داریم ، به نظر میرسد مشکل شما در جای دیگری است که موجب بوجود آمدن چنین وضعیتی شده است .


چون مدیر پروژه آدم با هوشی بود سریع مقصود مرا دریافت و به بحث خاتمه داد و گفت فعلا بروید و این گواهی بیمه ها را به جریان بیاندازید تا برای این مشکل چاره ای بیندیشیم .


از اتاق مدیر بیرون آمدیم و آقای محسنی و دریایی از پاسخ و پشتیبانی من تشکر کردند .


حجت الله مهریاری

[ad_2]

لینک منبع

زبان جهانی کلاه را یاد بگیرید

[ad_1]

زبان جهانی کلاه را یاد بگیرید

آداب کلاه به سر گذاشتن تا دیر نشده زبان جهانی کلاه را بیاموزید چون در غیر این صورت بهتر است قید استفاده از کلاه را بزنید


آداب کلاه به سر گذاشتن؛ تا دیر نشده زبان جهانی کلاه را بیاموزید چون در غیر این صورت بهتر است قید استفاده از کلاه را بزنید.




کلاه بیشتر از آن که از اقسام لباس باشد، جامع المعانی است؛ یک شبه زبان است. نقل است حمزه میرزا حشمت الدوله در آغاز 1275 والی خراسان و سیستان شد. در آن وقت میرزامحمد قوام الدوله، پدر معتمدالسلطنه و جد وثوق الدوله و قوام السلطنه، وزیر خراسان بود. او و حشمت الدوله برای راندن ترکمن ها از سرخس و مرو مامور شدند.




سرانجام در 1276 این دو شهر را گرفتند ولی بر اثر مسامحه و اختلاف نظر قوام الدوله و حشمت الدوله شکست سختی به قوای دولت وارد شد و بسیاری از سپاهیان ایران کشته شدند و بسیاری از مردم مرزنشین به اسارت رفتند. پس از آن دیگر دولت ایران بر مرو تسلط نیافت تا در سال 1301 قمری (1884 میلادی) علیخان اف، افسر روسی، مرو را از طرف امپراتوری تزاری تصرف و برای همیشه ضمیمه خاک روسیه کرد.






پیداست که حشمت الدوله و قوام الدوله به تعلیمات شاه توجه نکردند و بر اثر راحت طلبی و مسامحه سرانجام کارشان به شکست منتهی شد. حشمت الدوله چند سال مغضوب و بیکار بود و قوام الدوله هم گذشته از بیکاری و مغضوب بودن وقتی وارد تهران شد، به دستور شاه، کلاه کاغذی بر سر او گذاشتند و بر الاغ سوارش کردند و در حالی که در محاصره چند سرباز بود، وی را گرد شهر گرداندند و مسئول شکست قشون ایران را در مرو به این صورت به مردم معرفی کردند. با توجه به این متن آن که کلاه کاغذی بر سر دارد از نظر شاه بی کفایت و لاابالی بوده است.




کلاه سر کسی رفتن، کنایه از فریب خوردن است و وقتی فرد بسیار فریب خورده باشد، می گویند کلاه گشادی بر سرش رفته است. از طرف دیگر، زمانی برای تحقیر فرد خطاکار لباس وارونه و کلاه ناموزون بر سرش می گذاشتند و او را در شهر می گرداندند. اگر آن فرد خطای بزرگی مرتکب شده بود، کلاهی با زنگوله ها و دم های روباه فراوان بر سرش می گذاشتند. با توجه به تعابیر فراوانی که شکل و جنس و اندازه کلاه و نحوه و زمان و مکان بر سر گذاشتن آن به دنبال دارد، آداب کلاه گذاشتن در حقیقت نحوه بیان صحیح به زبان جهانی کلاه هاست.




در زمان های قدیم در ایران کلاه برای مردان مانند چادر برای زنان بود و اهمیت این موضوع برای مردان به حدی بود که در خانه کلاه پارچه ای (عرقچین) به سر می گذاشتند. فصل های سر سال این کلاه پارچه ای- یا همان عرقچین- جای خود را به کلاه پشمی می داد. کلاه پشمی مظلوم ترین شکل کلاه است. آداب استفاده از آن را سینوزیت و قوای جسمی مشخص می کند. استفاده از آن یک قانون ساده دارد: آن قدر از کلاه پشمی استفاده کن که سرما نخوری.








از آن جا که جنبه فشنیسم هم ندارد- یا کمتر دارد- بیشتر مردم دنیا به شکلی غریزی نحوه استفاده صحیح از آن را بلدند؛ البته- جز پیرمردها که با کلاه پشمی شبیه یکی از اعضای بدنشان برخورد می کنند: از صبح تا شب آن را به سر دارند، موقع خواب آن را به سر دارند، موقع حمام آن را به سر دارند، موقع عروسی آن را به سر دارند، موقع عزا هم آن را به سر دارند.




در زمان رضاخان عرقچین جای خود را به کلاه سیلندری یا همان شاپو داد (بازاریان به جای کلاه شاپو، کلاه قفقازی یا همان باشلق مادی به سر می گذاشتند) و بعد از آن کم کم رسم کلاه پوشیدن آقایان کمرنگ شد و از میان رفت.




هر کدام از اقوام ایرانی برای خود یک نوع کلاه دارند. در واقع کلاه نوعی وجه تمایز قومیتی هم است. به عنوان مثال، کلاه قشقایی از نظر ظاهری با دیگر کلاه های اقوام ایرانی متفاوت است. کلاه قشقایی ها تا زمان مرحوم اسماعیل خان قشقایی (معروف به صولت الدوله) ایلخان قشقایی- یعنی حدود سال 1320- نظیر سایر کلاه های ایرانی و بدون لبه بود اما ایلخان قشقایی طرحی شبیه تاج به کلاهدوزان شیراز ارائه داد و دو لبه روی آن ایجاد کرد و در توجیه آن اعلام کرد: «این کلاه بدین شکل در می آید تا بدانید که هر قشقایی برای خود شاهی است.»




قشقایی ها تاریخ طولانی در مبارزه با رژیم پهلوی، یعنی رضاشاه و محمدرضاشاه، دارند. این کلاه به شیوه های مختلف مورد استفاده قرار می گرفت. در گذشته شیوه کلاه سرکردن برای اقشار و طبقات خاص متفاوت بود چنان که خم کردن یکی از لبه ها به جلو مخصوص خوانین بود یا در جلوی سر یا عقب سر قراردادن کلاه تا حدودی نشانه وضعیت روحی فرد به شمار می رفت. افرادی که سر حال و بانشاط تر بودند، اغلب کلاه را جلوی سر می گذاشتند یا برای جلوگیری از آفتاب سوختگی لبه کلاه را خم می کردند و یا در سرما و بارندگی دو لبه را روی گوش ها می کشیدند. انتخاب رنگ سفید و طوسی هم تا حدودی تابع سن و موقعیت فرد بود. زمانی نه چندان دور هم برداشتن کلاه به معنای احترام گذاشتن بود.








جایگاه اجتماعی کلاه پس از جنگ دوم جهانی تنزل یافت، ابتدا با ضدفرهنگی که عمومی شد و سپس با عمل رییس جمهور فتوژنتیکی که بدون کلاه در مراسم سوگند خود حضور یافت. از زمانی که کندی کلاه شاپو را کنار گذاشت، به سر کردن کلاه تعابیر نامشخصی پیدا کرد. با وجود این، هنوز هم در تمام نقاط دنیا به سر داشتن کلاه در تمام اکسترمم های اخلاقی نشانه بی حرمتی است.




اکسترمم های اخلاقی یعنی آن لحظه هایی از معاشرت که اسم دارند؛ سلام، خداحافظی، ابراز تاسف کردن، ادای احترام کردن و… این زبان جهانی کلاه هاست. یا به سر داشتن کلاه در منزل (زیر سقف) نشانه بی احترامی است. با کلاه سر میز غذا نشستن نشانه بی احترامی است. در مجموعه هایی که کلاه یکی از پوشش های رسمی آن هاست، تا وقتی موجودیت شما به عنوان یک زیرمجموعه مطحر است، به سر نداشتن کلاه نشانه بی مبالاتی است اما خرج از لوای مجموعه، در مقابل شخصی که در همان مجموعه رتبه بالاتری نسبت به شما دارد، به سر داشتن کلاه نشانه بی احترامی است.




زبان جهانی کلاه ساده ترین زبان در تمام دنیاست. همین حالا شروع به یادگیری آن کنید تا علاوه بر زبان مادری، یک زبان دیگر هم بلد باشید.


هفته نامه کرگدن

[ad_2]

لینک منبع